سواد به مثابه بحران گفتمان عمومی

اگر به آمارها و نشانه های گفته شده دقت کنیم، تصدیق می کنیم که ما با «بحران سوادآموزی» روبرو هستیم. اما این بحران هیچ سروصدایی ندارد. ما سال هاست که با نوعی «بحران خاموش» درگیریم، بحرانی که مانند هر امر اجتماعی دیگری هم زائیده و ناشی از عوامل گوناگون اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است، و هم زاینده و بارآورنده مجموعه عظیمی از بحران های امروزی ماست. این بحران بر خلاف بحران محیط زیست، بحران ترافیک، بحران بیکاری، بحران طلاق، بحران اعتیاد، بحران مسکن، بحران فقر، بحران نابرابری های اجتماعی و بحران های اجتماعی و فرهنگی دیگری که ما امروز با آنها درگیریم، نه تنها انعکاس چندانی در رسانه ها ندارد، بلکه مردم هم نسبت به آن بی اعتنا هستند و بر خلاف گرانی قیمت ها یا مشکلات دیگر زندگی، در زندگی و گفتگوهای روزمره از آن صحبتی نمی کنند.

این که چرا این بحران با «سکوت اجتماعی» روبرو شده و در گفتمان عمومی جامعه از آن صحبت نمی شود، تحلیل های مختلفی می توان بیان کرد. احتمالا یکی از دلایل این است که نتایج یا پیامدهای مخرب بحران سوادآموزی در وخیم کردن کلیت اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه و زندگی مردم به چشم نمی آید و امری ملموس یا عینی نیست. ظاهرا بی سوادی، بحرانی شبیه ویروس ایدز است که ده یا پانزده سال بعد از آلوده کردن بدن بیمار، او را می کشد. کسی از بی سوادی یا کم سوادی نمی میرد. سواد از جمله نیازهای زیستی نیست که فقدان آن موجب سر و صدا شود. اگرچه اگر با دقت به مسأله بی سوادی نگاه کنیم می بینیم این برداشت، عامیانه و نادرست است. «جامعه کم سواد» و بی سواد در قرن بیست و یکم، فرصت های زندگی را از مردم خود می گیرد. لزومی ندارد تا کارکردهای مختلف سواد در جامعه مدرن را تشریح کنیم چرا که ما کم و بیش ارزش سواد را بخشی از وجدان جمعی خود کرده ایم.

 امانوئل تُد و یوسف گورباژ در کتاب «ملاقات تمدن ها» (1389) تأثیرات گسترده سوادآموزی در جوامع اسلامی در دوره معاصر، از جمله ایران را تحلیل و تشریح کرده اند. آنها نشان می دهند بخش مهمی از تحولات و پیشرفت های اجتماعی و اقتصادی این جوامع مثل افزایش امید به زندگی، بهبود نرخ باروری، گسترش مشارکت مردم به ویژه زنان در زندگی اجتماعی، رشد طبقه متوسط، گسترش شهرنشینی، گسترش نظام اداری، افزایش رشد اقتصادی، تا حدودی محصول پیشرفت هایی است که در زمینه سوادآموزی داشته اند. حداقل این که بدون دست یافتن به حداقلی از حمعیت باسواد، این تحولات نیز رخ نمی داد.  یونسکو براساس همین کارکردهای سواد، سال 2014، «سواد یعنی توسعه پایدار» نامگذاری کرده است. می دانیم که در تقویم بین المللی یونسکو هشتم سپتامبر «روز جهانی سواد» است.

اختصاص این روز هم به دلیل اهمیت نقش سواد در توسعه همه جانبه است و هم به دلیل این که برای رسیدن به جامعه باسواد ما باید در گفتگویی جهانی درباره سواد، راه های کاهش یا خذف بی سوادی را جستجو و شناسایی کنیم. در حال حاضر 800 میلیون انسان بی سواد مطلق در جهان وجود دارد. یعنی علی رغم بیش از یک قرن تلاش جهانی برای گسترش سواد، ما نتوانسته ایم به بخش عظیمی از انسان ها فرصت دستیابی به حداقل مهارت پایه برای زندگی در جامعه مدرن را بدهیم.

کارشناسان سازمان ملل و هواشناسان

کارشناسان سازمان ملل و هواشناسان اظهار می‌کنند خشک‌ترین زمستان خاورمیانه در چند دهه گذشته، تهدیدی برای قیمت‌های جهانی غذا خواهد بود.

خشکسالی در درجات مختلف تقریبا دو سوم از زمین‌های زراعی در سراسر سوریه، لبنان، اردن، سرزمین‌های فلسطین و عراق را فرا گرفته است.

فصل خشک دورنمای برداشت غله در مناطقی از سوریه و تا حدود کمتری عراق را تیره کرده است. چند کشور تحت فشار به خریداران بزرگ غله در بازارهای بین المللی تبدیل شده‌اند.

به گفته یک کارشناس بذر و مشاور سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، هنگامی که دولت‌ها طبق مسئولیت‌شان برای وارد کردن کالاهای غذایی دچار کمبود به واردات رو می‌آورند، به بازارهای خارجی می‌روند که افزایش تقاضا در آن بدون شک قیمت‌های جهانی غذا را بالاتر می‌برد.

شاخص بارش استاندارد (اس.پی.آی) نشان می‌دهد خاورمیانه حداقل از سال 1970 چنین بارندگی اندکی را نداشته است.

مقامات آب و کشاورزی به همراه متخصصان سازمان ملل در تدارک تهیه طرح‌هایی هستند تا وضعیت خشکسالی را که به فراتر از شرق خاورمیانه تا مراکش گسترش پیدا می‌کند، به طور رسمی اعلام کنند.

به گفته کارشناسان منابع طبیعی شرکت مشاوره بین المللی پلانینک، خشکسالی در بخش‌هایی از مدیترانه شرقی و عراق شدیدتر می‌شود در حالیکه در سوریه که خشکسالی‌های متعددی در چند دهه گذشته داشته، مجددا خشکسالی شدیدی روی می‌دهد.

در اردن که میان 10 کشور بدترین کمبود آب جهانی را دارد، وزیر آب و آبیاری به رویترز اظهار کرد که سطح بارش در پایین‌ترین سطح از زمان آغاز ثبت آمار در 60 سال قبل بوده است. حتی پس از یک طوفان برفی شدید کم سابقه در اواسط دسامبر، تنها 42 درصد ظرفیت سدهای این کشور در مقایسه با 80 درصد در سال گذشته پر شده است.

در دامنه کوه‌های لبنان نیز از برف مورد نیاز برای تامین منابع آب زیرزمینی اثری نیست و بارندگی پایین سطح متوسط بوده است.

در عراق و سوریه بیشتر زمین‌های زراعی این کشورها برای کشاورزی خیلی خشک هستند و منازعه داخلی و عدم وجود تسهیلات ذخیره آب به مشکلات موجود برای جوامع روستایی متکی به پرورش محصول و دام خواهد افزود.

تحقیقات میدانی سازمان ملل نشان می‌دهد بیش از 30 درصد خانواده‌ها در عراق، سوریه و تا اندازه ای سرزمین‌های فلسطین و اردن به کشاورزی مربوط هستند.

خوزستان اولین و بزرگ


خوزستان اولین و بزرگ‌ترین قربانی ریزگردها
کد مطلب : 68082
گروه جامعه: نایب‌رییس انجمن محیط‌زیست استان خوزستان را اولین و بزرگ‌ترین قربانی ریز گردها خواند و مسئولین محیط زیستی را به اقدامات و راهکارهای مقابله با آن دعوت کرد
   
 
ساسان ساکی اهداف برگزاری نشست تخصصی تخصصی اثرات ریز گردها و راهکارهای مقابله با آن در همدان را برشمرد و تصریح کرد : هم‌اندیشی با 6 استان مبتلا با مسئله ریز گردها، بررسی اثرات آن بر بخش‌های مختلف و به اشتراک گذاشتن تجربیات هر 6 استان به منظور اتحاد فکری در خصوص مقابله با این مهمان ناخوانده و بررسی آثار آن بر سلامت جامعه از مهم‌ترین اهداف برگزاری این نشست بود. اين فعال محيط زيست، با بیان اینکه مشکلات زیست‌محیطی مادر تمام مشکلات جامعه است و مسئله‌ی ریز گردها نیز جزئی مهم از مشکلات زیست‌محیطی است اظهار داشت: به تازگی ریزگردها به واسطه‌ی اثرات نامطلوبش بر روی پربارترین محصولات استان خوزستان، خرما و گندم سبب رکود شدید صادرات این محصولات شده است. وی اظهار کرد: به دلیل اینکه منشأ بیشتر این ریز گردها خارج از کشورمان است، كه در برخي از كانون هاي بحران اصولا دولتهاي عراق و سوريه حاكميتي ندارند و شبه‌نظاميان در آنجا حاكمند در این خصوص و در كوتاه مدت عملاً نمی‌توان راه به جایی برد، جز پیروی از راهکارهای مقطعي مقابله با آن در داخل کشور. ساكي از مردم استان‌های درگیر به منظور پیوستن به انجمن‌های مردم نهاد استان‌های مربوطه به جهت همکاری در پیشبرد روش‌های مقابله با آن دعوت به عمل آورد و این همکاری را مؤثرترین راه پیشگیری دانست.
 

تنوع خانه هاي روستايي در اقليم خشك كوير

تنوع خانه هاي روستايي در اقليم خشك كوير

عوامل گوناگوني چون توپوگرافي، ويژگي هاي اقليمي، قابليت هاي اقتصادي، معيشت، منابع آب و... در سرزمين پهناور ايران موجب پديدار شدن بافت هاي روستايي متفاوتي از نظر شكل گيري كالبدي شده است.
    در بخشي از اين پهنه گسترده، روستا بافت منسجم و به هم پيچيده اي از خانه هايي است كه به صورت پلكاني بر دامنه شيب كوه ها قرار گرفته اند. اين نوع روستاها را بيشتر در نواحي كوهستاني مشاهده مي كنيم. روستاي ماسوله در گيلان، ابيانه در كاشان و پاوه در كرمانشاه نمونه هاي خوبي براي اينگونه بافت هاي روستايي هستند. در جاي ديگر خانه هاي روستايي در دل كوه ها به صورت دستكند ساخته شده و خطوط ارتباطي دشوار و پيچيده اي آنها را به يكديگر متصل مي كند. همچون روستاي كندوان در آذربايجان و ميمند در كرمان. نمونه ديگري از روستا، قلعه مستحكمي است كه واحدهاي مسكوني در درون آن به هم تنيده شده اند. اينگونه روستاها را در نواحي مركزي و كويري ايران در ميان دشت ها و جلگه ها مي توان مشاهده كرد. در نواحي ديگري از كشورمان روستا مجموعه اي از خانه هاي منفرد است كه در ميان كشتزار ها پراكنده شده اند. اينگونه از بافت هاي روستايي در حاشيه درياي خزر به وفور مشاهده مي شود. فراواني در تراكم كالبدي روستاها مي تواند شاهد مناسبي براي شناسايي ماهيت آبادي و همچنين تفاوت هاي اجتماعي و اقتصادي موجود در آن باشد. بافت كالبدي روستايي ممكن است نتيجه يك روند شكل پذيري مبتني بر برنامه يا حاصل گسترش خود به خودي باشد. ميزان نظم يا بي نظمي در شكل سكونتگاه هاي روستايي به بهترين شكل نشانگر نقش برنامه ريزي در نحوه استقرار آن روستا به شمار مي رود.
    
    
* گونه هاي بافت روستايي براساس شكل استقرار
    گونه اول، روستاهاي متمركز و منسجم هستند كه در اين تيپ روستاها، خانه ها به يكديگر چسبيده و منظر بصري متمركزي دارند كه عمدتاً بدون فضاي خالي است. مزرعه كه محل كار عموم روستاييان است از واحدهاي مسكوني جدا بوده و اغلب فاصله نسبتاً زيادي با محل سكونت دارد. عواملي چون امنيت و دفاع، وجود منابع دائمي آب، شيب زمين و... را مي توان در شكل گيري اينگونه روستاها دخيل دانست. در مناطق خشك و كويري يكي از علل عمده اين تمركز، وجود قنوات يا چشمه هاي دائمي است. از طرف ديگر امنيت و دفاع در برابر اقوام، اشرار و حيوانات وحشي موجب تمركز مساكن و اتكاي ساكنين به يكديگر مي شود. حتي در برخي موارد با ساخت برج و بارويي در اطراف سكونتگاه، روستاي قلعه اي بوجود مي آيد. گونه دوم روستاهاي گسسته و پراكنده هستند. در اينگونه از روستاها، ساكنين ترجيح مي دهند خانه هاي خود را در ميان كشتزارهاي خود بنا كنند. از ويژگي هاي اين تيپ روستاها، نزديكي محل سكونت به مزارع و مشخص بودن حدود مالكيت اراضي است. اين روستاها اغلب در مناطق شمالي كشور و حاشيه درياي خزر قابل بررسي هستند. گونه آخر روستاهاي تركيبي را شامل مي شود كه اينگونه روستاها را مي توان تركيبي از روستاهاي متمركز و پراكنده دانست. شكل گيري اين تيپ روستاها ناشي از دخالت عوامل طبيعي و يا انساني است. بطور مثال وجود رودخانه و استقرار سكونتگاه هاي روستايي در حاشيه رود و يا در امتداد كف دره ها و راه هاي اصلي كه موجب پديد آمدن روستاها با الگوي خطي مي شود.
    
    *تنوع كالبدي روستاهاي اقليم گرم و خشك كويري ( نمونه موردي يزد)
    استان يزد داراي حدوداً ۵۰۰۰روستا و آبادي با تنوع بسيار از نظر اقليمي و جغرافيايي است. در اين شهر و روستاهاي اطراف ساختمايه غالب خشت و گل است. البته با توجه به وجود ارتفاعات شيركوه در غرب يزد، در برخي از دره هاي اين كوه آبادي هاي سرسبزي نيز وجود دارد. با يك مطالعه و بررسي كلي مي توان از نظر ريخت شناسي، تنوع در بافت روستاهاي يزد را به گونه هاي زير بيان كرد: روستاهاي دشتي و روستاهاي كوهپايه اي از لحاظ جغرافيايي و روستاهاي باغ محله اي و روستاهاي قلعه اي از نظر الگوي كالبدي. روستاها و آبادي هاي واقع در دشت خشك و كويري يزد را مي توان در ۲گروه عنوان كرد. نخست روستاهاي كوچكي كه در كنار يك قلعه قديمي ساخته شده اند، مانند عزآباد، زارچ، سرو سفلي. خود اين آبادي ها داراي بارو نبوده و در مواقع ضروري اهالي به قلعه ها پناه مي برده اند. ديگري روستاهاي بزرگ و كوچكي هستند مانند يزد، اردكان، ابرقوه، عقدا و... كه داراي بارو، كهندژ، شارستان و در مواقعي ربض (حومه) بوده اند. اردكان شهري با بافتي كهن و متراكم در جوار كوير نامدار اردكان واقع شده است. قديمي ترين محله آن به نام ميدان قلعه معروف است كه قلعه كهن شهر در آن قسمت بنا گشته و محله چرخاب كه يكي از با شكوه ترين نمونه هاي معماري مسكوني در كوير است. برخي آبادي ها مانند خرانق كاملاً به شكل قلعه ساخته شده و زندگي در آن تا دوران معاصر ادامه داشته است. خرانق روستايي كوچك و نسبتاً سرسبز و خرم، بين راه يزد- طبس است و از چند جهت محصور در كوه ها ويك رودخانه فصلي است. همه عناصر اين قلعه، روستا شامل: خانه، مسجد، حسينيه، حمام و ساير ابنيه به شكلي فشرده در چند طبقه كنار هم قرار گرفته است. در راه يزد- كرمان تعدادي مزرعه هاي مسكوني وجود دارد كه ساكنان آن در قلعه اي ساكن هستند و در زمين هاي زراعي مجاور آن به كشاورزي مشغول هستند. روستاها و آبادي هاي كوهپايه اي واقع در دامنه هاي شيركوه، در دل شيب ارتفاعات شكل گرفته است و طبيعتي سرسبز و آباد دارد كه محلي مناسب براي گذراندن روزهاي گرم تابستان است. اين روستاها از نظر تقسيمات سياسي استان بيشتر در مرز شهرستان هاي تفت و مهريزقرار دارند. آبادي هاي كوچك چك چك در اردكان و پيرناركي در مهريز در دامنه كوه و به شكل پلكاني ساخته شده اند. روستاهاي اسلاميه، منشاد، ده بالا، بنادك السادات و طزرجان را مي توان به عنوان روستاهاي مهم كوهپايه اي يزد نام برد.روستاهاي باغ محله اي را مي توان به شهرهاي تفت، مهريز و تا حدودي ميبد نسبت داد. شهر زيبا و باستاني تفت بر دامنه شيركوه و بر سر راه يزد- ابرقو- شيراز ساخته شده است. يك رودخانه فصلي و كوه هاي اطراف، شهر تفت را به ۲محله بزرگ سردسير و گرمسير تقسيم كرده است. اين محلات در دل باغ ها و مزارع جاي گرفته اند و از سوي كوچه باغ هاي زيبا با هم ارتباط دارند. ميبدكهن هر چند در ابتداي شكل گيري داراي كهندژ و بافتي متراكم بوده ولي به مرور زمان با الحاق آبادي هاي واقع در بيرون آن تبديل به يك باغ شهر شده است. هسته اوليه ميبد، نارين قلعه با برج و باروي تو در تو بوده، به طوري كه محلات پيرامون كهندژ به ۳محله بالا، پايين و كوچك تقسيم مي شود. در مجموع بافت كالبدي محله بالامتراكم بوده و محله پايين آن بافتي بازتر دارد. محله كوچُك نسبت به ۲محله فوق بافت متفرق تري دارد و باغ ها و زمين هاي زراعي در آن بيشتر ديده مي شود. باغ شهر تاريخي مهريز در جنوب شرقي يزد واقع شده و از پيوستن ۵روستاي بزرگ به نام هاي بغدادآباد، مهرپادين، مزويرآباد، منگاباد و استهريج پديد آمده است. از نظر شكل و الگوي استقرار در ۲بخش عمده قابل بررسي است. ابتدا بخشي كه در سمت غرب شهرستان و دامنه هاي شيركوه قرار دارد و آب و هوا و اقليمي نسبتاً سرد و نيمه كوهستاني دارد. بخش ديگر در سمت كوير و در نزديكي راه يزد- كرمان شكل گرفته و داراي اقليم گرم و خشك كويري است. اين تنوع مكاني در استقرار سكونتگاه ها موجب به وجود آمدن گونه هاي مختلف بافت روستايي شده است. اغلب واحد هاي مسكوني در محلات مهريز به صورت خانه باغ اند و از لحاظ منابع آب در شرايط بسيار مساعدي هستند. وجود قنوات متعدد و عبور آنها از گذرها، موجب به وجود آمدن كوچه باغ هاي بسيار زيبا در شهر شده است. به طور كلي از لحاظ موقعيت و نحوه استقرار، روستاهاي مهريز را مي توان به ۲گروه عمده روستاها و آبادي هاي كويري، دشتي و روستاهاي كوهپايه اي تفكيك كرد. با وجود اين كه مهريز در يكي از كويري ترين استان هاي كشور قرار دارد ولي در معماري و بافت كالبدي برخي از آبادي هاي آن تاثير ارتفاعات شيركوه به خوبي مشاهده مي شود. در اين شهرستان بخش زيادي از دهستان ميانكوه، ارنان و تنگ چنار كه در جانب غرب واقع شده اند، داراي الگوي كوهپايه اي هستند. ساختمايه عمده در ساخت اين آبادي ها سنگ، چوب و گل است و از نظر تيپ شناسي مسكن به كلي با گونه هاي معماري مسكوني كويري متفاوت است. از لحاظ كالبدي، بافتي تقريباً گسسته و پراكنده دارند و تراكم گونه هاي كويري درآن ديده نمي شود.پوشش آسمانه اغلب ابنيه مسطح است و ميانسراها بسيار كوچك تعبيه شده اند. از نظر معيشتي باغداري و دامداري بر كشاورزي چيره است. روستاهاي طزنج، منشاد، فخرآباد، بنادك السادات، ابراهيم آباد و تنگ چنار نمونه اينگونه روستاها در مهريز هستند. در جانب شرق، شمال شرق و جنوب شهرستان، بافت كالبدي روستاها و آبادي ها كاملاً از الگوي كويري تبعيت مي كند. اين تيپ روستاها اغلب داراي بافت كالبدي منسجم و متراكمي هستند و ساختمايه عمده و مورد استفاده در ساخت ساختمان خشت و گل است. پوشش آسمانه ابنيه گنبدي است و خانه ها داراي تالار، ميانسرا و بخش هاي تابستانه و زمستانه هستند. با وجوداستقرار در كوير، به علت وجود قنوات متعدد و چشمه هاي دائمي اينگونه آبادي ها بسيار سرسبز و خرم هستند و معيشت بيشتر ساكنان آن بر پايه كشاورزي است و در كنار زراعت به باغباني نيز مشغول هستند. روستاهاي بهادران، خورميز عليا و سفلي، مدوار، سريزد، هرفته و باغ دهوك نمونه هاي بسيار مناسبي براي معرفي اينگونه آبادي ها در مهريز هستند.

ارزشهای ازیاد رفته معماری ایران در بهینه سازی مصرف انرژی

یكی از پایه های شكل گیری معماری ایرانی، اقلیم می باشد . كه براین اساس معماری مناطق كویری ، گرم ، مرطوب ، سرد هویت وساختار خود را می یافت و بر كالبد آنها معنا می بخشید . اما در جریان معماری به اصطلاح مدرن كه صرفا به قول نیچه رفتاری گله ای بیش نبود. باعث ازدست رفتن گوهر ناب معماری ایرانی كه در قرنها ممارست به ایدآلهای زمان و مكان دست یافته بودند پس زدیم و خودباخته معماری بدون محتوا گشته ایم . حال پس از تاراج معماری در اندیشه انیم تا با عناوینی چون معماری پایدار ، بهینه سازی و غیره كه خود نیز تقلیدی بیش از دیگران نیست، هویت ازدست رفته را به بناها و شهرهایمان بازگردانیم. ولی به قول حسن فتحی شایسته است . قبل از ایجاد یا ارائه ی راه حل های مكانیكی ابتدا باید راه حل های سنتی درمعماری محلی را ارزیابی كرد: آنگاه این روش ها را پذیرفت یا برای تطبیق با ملزمات مدرن و پیشرفته آنها را اصلاح كرد. .. این فرایند می بایست بر پیشرفت های جدید درعلوم انسانی و فیزیك و نیز علوم همچون فن آوری مصالح ، آیرودینامیك ، هواشناسی و فیزیولوژی مبتنی باشد.
در این مقاله سعی كرده ایم برای بیان ارزشهای اقلیمی معماری ایرانی با ارائه چار چوب نظری ؛ به بررسی معماری سنتی دو اقلیم از چهار اقلیم ایران می پردازیم :
- معماری منطقه معتدل و مرطوب : معماری بومی- روستایی گیلان

- معماری منطقه گرم و خشك: معماری بافت مسكونی یزد

عبدالمجید نورتقانی و روح اله رحیمی   كارشناسان ارشد معماری ، دانشكده هنر ومعماری ،دانشگاه شیراز

انسان همواره در طول تاریخ سعی مینماید به منظور ایجاد سرپناهی امن برای سكونت، آنرا با محیط پیرامون خود هماهنگ سازد تا بتواند شرایط مناسبی برای ادامه حیات خویش ایجاد كند و در حقیقت شرایط جغرافیایی، اقلیمی نیز در شكلگیری این فضای زیست، دخالت مستقیمی دارد.
در ایران به علت دارا بودن، چهار اقلیم متفاوت گرم و مرطوب، گرم و خشك، معتدل و مرطوب و سرد، معماریهای متفاوتی (به ویژه در طراحی مسكن بومی) هماهنگ با اقلیم بوجود آمده در چنین فضاهای ساخته شدهای، بكارگیری مصالح بومی كه كمترین تأثیر نامطلوب بر محیط را دارند و همچنین كاهش میزان انرژی مصرفی با استفاده از مصالح محلی، موجب پایداری محیط زیست و افزایش دوام بناها گردیدهاند. از این رو در این مبحث، سعی بر آن است تا بتوانیم معماری بومی ایران را در اقلیمهای متفاوت با توجه به پایداری محیط و صرفهجویی در مصرف انرژی بررسی نموده و معایب معماری جدید در هر اقلیم را از نظر مواردی همچون به كارگیری مصالح ناهماهنگ با شرایط منطقه، طراحی نامناسب بنا، عدم صرفهجویی در مصرف انرژی و تخریب محیط به صورت اجمالی مورد ارزیابی قرار دهیم.

چگونگی برخورد با طبیعت و معماری در آن، واكنشی است كه هر انسانی در نقاط مختلف كره زمین داشته و خواهد داشت و معماری با ارزش باقی مانده از دوران گذشته نشان دهنده فائق آمدن او به صورت كامل یا ناقص بر عواملی همچون مسائل اقلیمی، آب و هوا و … میباشد. از اینجاست كه ما شاهد معماری بومی گوناگونی در كشورهای مختلف جهان همخوان با اقلیم  وفرهنگ میباشیم كه ویژگیهای خاص منطقه خود را نشان میدهند. در ایران به علت دارا بودن شرایط گوناگون اقلیم و فرهنگ، ویژگی خاصی دارد و معماریهای متفاوتی هماهنگ با اقلیم در آن به وجود آمده است. لذا به منظور بررسی معماری سنتی هر اقلیم، به ویژه طراحی مسكن بومی، نكاتی را مدنظر قرار دادهایم كه شامل موارد ذیل میباشند:الف- خصوصیات اقلیمی هر منطقه چه تأثیری بر معماری آن منطقه خواهد گذاشت؟
ب- نحوه بكارگیری مصالح بومی و انرژیهای قابل تجدید در معماری هر منطقه با توجه به شرایط اقلیمی به چه صورت میباشد؟
ج- آیا در ساخت و سازهای هر منطقه حفظ محیط زیست و صرفهجویی در مصرف انرژی مورد توجه قرار میگیرد؟
 مروری بر ادبیات
به منظور ارائه دیدگاه صاحب نظرانی كه در زمینه بررسی معماری سنتی ایران در ارتباط با میزان انطباق آنها با شرایط اقلیمی و ساخت و ساز پایدار تحقیق كردهاند، گزیدهای از نظرات را  انتخاب نمودهایم كه پس از ارائه مطالب، در این بخش در مبحث چارچوب نظری، موضوعات مطرح شده را مورد ارزیابی قرار خواهیم داد.
- داراب دیبا و شهریار یقینی : ایشان در مطالعات خود به بررسی معماری بومی گیلان «در چارچوب مطالعه معماری سنتی ایران، بر اساس شرایط محیطی» پرداخته و در ابتدا به بررسی طراحی مسكن در خطه گیلان اشاره نموده و با توجه به موقعیت محیط پیرامون بناهای مسكونی چند تیپ از الگوی مسكن را مورد ارزیابی قرار دادهاند. سپس با بررسی فضاهای داخلی خانههای سنتی گیلان، فضای معماری را به سه دسته تقسیم نمودهاند:
الف- فضاهای بسته شامل اتاقها.
ب- فضاهای نیمه باز شامل ایوانها.
ج- فضاهای باز كه شامل محدوده حیاط پیرامون خانه میباشد كه «اهمیتی به اندازه بقیه خانه دارد». ایشان در بخشی دیگر از مطالعه خود هشت ویژگی كلی معماری روستایی گیلان را برشمرده و در نهایت با بیان مشكلات ساختمانهای امروزی، اشاره مینمایند كه «معماری جدید باید حتماً از مصالح رایج در محل استفاده نماید و محدودیتهای اقلیم را به دقت در نظر گیرد».
چار چوب نظری
با در نظر گرفتن تحقیقات متعددی كه در زمینه طراحی بنا با توجه به شرایط اقلیمی صورت گرفته بایستی به این نكته اشاره نمود كه در مطالعات انجام شده، مبحث ساخت و ساز پایدار در ارتباط با بناهای سنتی ایران به صورت موضوعی خاص مدنظر قرار نگرفته و همواره به چگونگی ساخت بناهای گذشته در تطابق با شرایط اقلیمی پیرامون آنها در مناطق مختلف پرداخته شده است. در برخی از مطالعات نیز به اهمیت مسئله انرژی در بنا و چگونگی به كارگیری انرژی
های قابل تجدید و عدم استفاده از انرژیهای فناپذیر اشاره شده و یا به طور اخص به این نكته پرداخته شده است. از این رو در این تحقیق تمامی نظرات و مطالعات جمعآوری شده و در قالب دو اقلیم از چهار اقلیم  متفاوت ایران با توجه به نمونههای موردی در شهرها، ویژگیهای معماری سنتی ایران در ارتباط با مقوله پایداری مورد بررسی قرار گرفته است.

روش
در دو اقلیم ایران، معماری سنتی مناطق  گرم و خشك، معتدل و مرطوب ، از نظر ساخت و ساز در رابطه با اقلیم و شرایط پایداری بررسی خواهد شد. چرا كه تیپولوژی بنا و یا به عبارتی مسكن در مناطق گوناگون، حاكی از تاثیر پذیری آن از عوامل محیطی- اقلیمی و حتی فرهنگی میباشند. همچنین معایب معماری جدید در هر اقلیم، از نظر استفاده از مصالح ناهماهنگ با شرایط منطقه، طراحی نا مناسب بنا و عدم صرفهجویی در مصرف انرژی و تخریب محیط زیست را به صورت اجمالی مطرح مینماییم و در انتها به جمعبندی و ارائه راهبردهایی در صرفهجویی انرژی ساختمان با توجه به فنآوری جدید میپردازیم.
بررسی معماری سنتی ایران با توجه به ساخت و ساز پایدار در اقلیم های ایران (2 اقلیم)

معماری منطقه معتدل و مرطوب
به منظور بررسی ساخت و ساز در این اقلیم، منطقه گیلان در نظر گرفته شده است. از این رو در ادامه بحث به تحلیل معماری سنتی این منطقه می
پردازیم.
اقلیم گیلان این منطقه پرباران
ترین منطقه شمالی ایران است و دارای رطوبت زیاد و گرمای هوا در تابستان باشد، از این رو «باران مداوم و رطوبت نسبی زیاد، عامل اصلی شكلگیری معماری در این سرزمین است».
به منظور بررسی ویژگی
های معماری بومی این منطقه، این بناها از نظر نوع مصالح ساختمانی و تأثیر باد و نور خورشید بر آنها و چگونگی نسبت به این عوامل و ساختار فضائیشان مورد مطالعه قرار خواهند گرفت.
الف) ساختار فضایی بنا: «شكل
گیری معماری بومی گیلان بر مبنای مدولهایی از مربع میباشد كه به صورت خطی در امتداد شرق- غرب و عمود بر جریان باد» توسعه یافته است، این گونه شكلگیری نمونهای از معماری برونگرا میباشد كه از ویژگیهای آن، داشتن ارتباط بصری و فیزیكی مستقیم با فضای بیرون خانه، نداشتن حیاط و گسترش در ارتفاع میباشد كه ما در معماری بومی گیلان شاهد آن میباشیم. قابل ذکر است که بناها در فضاهایی باز سبز «گیاهی» قرار می گیرند
ب) تأثیر جریان هوا و نور خورشید بر بنا:
به منظور جلوگیری از نفوذ باران به داخل ساختمان توسط باد، سقف شیب
دار تا نزدیكی كف زمین در یك یا دو طرف بنا كه در سمت باد قرار دارد ادامه مییابد. همچنین به منظور ممانعت از نفوذ رطوبت از سطح زمین به داخل بنا، سطح آن بالاتر از زمین قرار گرفته و در فضای بین كف و زمین جریان هوا موجب تبخیر رطوبت و تهویه هوا شده وسبب خشك و قابل استفاده شدن كف ساختمان میشود.
ج) مصالح ساختمانی: ساقه
های برنج عناصر اصلی تشكیل دهنده پوشش سقفهای شیبدار هستند. اسكلت بنا و در واقع ایستایی ساختمان از چوب میباشد كه از آن در بدنهها نیز استفاده میشود و پوشش نهایی آن با خشت است و گلاندود میشود و از مصالح دیگری همچون سنگ، خشت و سفال نیز در كنار ساختمانهای تماماً چوبی استفاده شده است. همانگونه كه بیان گردید تمامی مصالح بكار رفته در بنا از مصالح موجود در محل میباشد كه موجب كاهش انرژی در حمل و نقل مصالح از نقاط دیگر شده است.
ویژگیهای معماری جدید گیلان: 
امروزه دیگر ما شاهد معماری بومی و سنتی در این منطقه نمی
باشیم و در عوض ساختمانهایی با سازه فلزی یا بتنی، پوشش آجری و سقفهای شیبدار با فرمهایی به اصطلاح هنرمندانه با پیروی كوركورانه از معماری بیگانگان و تفكیك فضاهای داخلی تنها به منظور پاسخ به نیازسرپناه خانواده، جایگزین ویژگیهای پیشین بناها گشتهاند و همین نكات موجب از دست دادن هویت معماری بومی منطبق با محیط شدهاند كه یكی از پیامهای اصلی شیوه جدید معماری، بالا بودن هزینه ساخت و افزایش استفاده از انرژیهای غیر قابل تجدید(و یا فسیلی) به منظور گرمایش و سرمایش است كه علت اصلی آن عدم استفاده از مصالح بومی میباشد.
انطباق معماری جدید با معماری بومی گیلان:
شاید ایجاد معماری بومی در حال حاضر از نظر استحكام و دوام و همچنین نیازهای امروزی ساكنین پاسخگو نباشد، اما می
توان با استفاده صحیح از اصول معماری و عوامل تشكیلدهنده آن، مصالح بومی، همچون «چوب و (پیش ساخته نمودن) و اجرا دقیق آن در بنا و اتصالات بهتر، عمر این ساختمانها را افزایش داده تا از این طریق اجرای آن آسانتر و سریعتر صورت گیرد و دیگر به هزینه كمتری به منظور ساخت و تعمیر و نگهداری بنا نیاز باشد». از سوی دیگر، در پوشش بناها، استفاده از « ساقههای نباتی» به جای سفال می‏تواند موجب دوام و استحكام بیشتر آنها گردد. تمامی این عوامل میتواند در پایداری محیط و همچنین ایجاد ساخت و ساز پایدار مؤثر افتد .

معماری منطقه گرم و خشك: 
در بررسی و مطالعه معماری این نوع اقلیم میتوان به معماری مسكن بسیاری از شهرهای فلات مركزی ایران اشاره نمود كه دارای معماری درونگرا هماهنگ با این نوع اقلیم میباشند. در این مبحث به بررسی معماری مسكن یزد كه نمونهای از معماری درونگرا میباشد، خواهیم پرداخت. 
ویژگی
های اقلیمی این منطقه «خشكی، كم آبی، گرمای شدید در تابستان» به همراه طوفانهای شنی در برخی از مواقع سال و وزش باد در جهات مختلف و همچنین «سرمای شدید در زمستان» میباشد.
ویژگیهای معماری بومی یزد:
الف- ساختار فضایی بنا: شاخص اصلی معماری بومی یزد، درون
گرایی آن میباشد. این نوع معماری دارای حیاط مركزی بوده و اتاقها معمولاً در چهار سمت آن واقع شده است و به منظور تهویه فضای داخلی، در گوشهای از بنا بادگیر ساخته میشود فرم حیاطها معمولاً به صورت گودال باغچه (در برخی موارد مسطح) میباشند
ب- تأثیر جریان هوا و نور خورشید: در اقلیم گرم و خشكی همچون یزد كه دارای طوفانهای شدید همراه با شن و گرمای زیاد در تابستان و سرمای شدید در زمستان است، هماهنگی با طبیعت و شرایط محیطی ضرورت بیشتری پیدا می
كند، به عنوان نمونه در این اقلیم بایستی فرم پلان فشرده باشد تا سطوح كمتری در مقابل نور خورشید قرار گیرند. همانگونه كه توضیح داده شد به علت تابش شدید نور خورشید در تابستان و سرمای زیاد زمستان، جهت قرارگیری ساختمان در سمت جنوب تا جنوب شرقی میباشد تا بیشترین میزان انرژی را در فصل زمستان دریافت كند. همچنین به منظور استفاده از بادهای مناسب، معماران گذشته از بادگیر استفاده میكردند تا بدین شیوه، جریان هوای مطبوع را به داخل اتاقها انتقال دهند و هوای گرم و آلوده به بیرون فرستاده شود. در واقع بادگیر كار مكش را انجام میداده است، اجرای بادگیر در شهرهای مختلف منطقه گرم و خشك با توجه به اوضاع جوی منطقه و جهت وزش باد متفاوت میباشد به عنوان مثال «در یزد به علت وزش باد در جهات مختلف، بادگیری چهار طرفه ساخته میشود و معمولاً دارای ارتفاع زیادی میباشد». با توجه به مطالب یاد شده، معماری مسكن در یزد به شكلی بوده تا از انرژی قابل تجدید همچون جریان هوا و نور خورشید به طرز كاملاً مناسب و بهینهای استفاده شود كه این امر موجب كاهش استفاده از انرژیهای فسیلی شده و بدین طریق پایداری محیط را تضمین كرده است.
ج- مصالح ساختمانی: مصالح ساختمانی در هر شرایط آب و هوایی به نوعی عمل میكند، به طوری كه در آب و هوای گرم و خشك مورد مطالعه نوع مصالح به كار رفته در میزآنراحتی ساكنان در ساختمان تأثیر زیادی دارد. در این اقلیم مصالح ساختمانی به نحوی باید انتخاب شوند كه در مقابل گرما مقاومت فراوانی داشته و از ظرفیت حرارتی بالایی برخوردار باشند. از جمله مصالحی كه سازندگان بنا از آن استفاده میكنند گل و مشتقات آن است و چنانچه سنگ و یا چوب در بناها به كار برده شوند، آنرا با خاك و گل مخلوط مینمایند چرا كه این نوع مصالح با آب و هوای خشك یزد تطابق دارد. شایان ذكر است كه گل مورد نیاز، از خاك همان محل پس از كودبرداری زمین به دست میآید كه این امر موجب میشود تا با استفاده از مصالح محلی، مصرف انرژی كاهش یابد چرا كه دیگر نیازی به صرف انرژی بیشتر به منظور حمل و نقل مصالح از نقاط دیگر به مكان مورد نظر نمیباشد، همچنین ساخت و ساز در هنگام تولید مصالح، استفاده و دورریزی آن تأثیر سویی بر محیط پیرامون نخواهد داشت. نكته حائز اهمیت دیگر در امر ساخت بنا، ضخامت مصالح به كار برده میشود، ضخامت دیوارها باید به گونهای باشد كه بتواند در مقابل تابش طولانی نور خورشید مقاومت كند، همچنین رنگ مصالح به كار برده شده در بنا بایستی روشن باشد تا بتواند مقدار زیادی از انرژی خورشید را منعكس نماید، رنگ روشن خاك بهترین رنگ مصالح انتخابی در منطقه گرم و خشك است.

ویژگیهای معماری جدید یزد:
متأسفانه در كنار چنین معماری آگاهانهای، شاهد ظهور معماری جدیدی هستیم كه كاملاً با شرایط اقلیمی منطقه متناقض میباشد. خانههای ردیفی كه از بتن، آهن و آجر ساخته شدهاند. با حیاطهایی كه به علت كوتاه بودن دیوارهایشان، از یك سو قادر به ایجاد سایه مناسب نمیباشند و نمیتوانند از بنا، در مقابل وزش باد شدید و نور زیاد خورشید محافظت نمایند و شرایط نامساعدی برای ساكنین بوجود میآورند، از سوی دیگر به كارگیری دیوارها و سقفهای با ضخامت كم كه در مقابل موقعیت خاص این منطقه، هیچگونه مقاومتی ندارد و همچنین استفاده از قیر سیاه رنگ بر روی پشت بامها كه به علت تیرگی رنگ موجب افزایش دما در فصل تابستان و به جهت انتقال حرارت از طریق بام موجب کاهش دما در فصل زمستان در داخل خانه میشود و در نهایت به كارگیری وسائل گرم كننده با مصرف انرژی فسیلی و دستگاههای خنك كنندهای كه به علت دمای نامناسب فضاهای داخلی در فصول مختلف مورد استفاده قرار میگیرند، به طور كلی بایستی بیان نمود كه معماری جدید با شیوه ساخت ناهماهنگ با اقلیم از یك سو موجب عدم آسایش ساكنین و از سوی دیگر با استفاده نامناسب از مصالح و افزایش مصرف انرژی فسیلی معماری پایداری را كه در گذشته وجود داشته، مد نظر قرار نداده است.
منابع:
1) پیرنیا,محمد کریم (1371). آشنایی با معماری اسلامی ایران. تدوین غلام حسین معماریان. تهران: دانشگاه علم وصنعت ایران.
2) پیرنیا, محمد کریم (1369).  شیوه های معماری ایرانی. تدوین غلام حسین معماریان. تهران: مؤسسه نشر هنر اسلامی.
3) توسلی, محمود(1377)." اصول وروشهای طراحی شهری وفضاهای مسکونی ایران"، جلد اول, وزارت مسکن وشهرسازی, مرکز مطالعات وتحقیقات شهرسازی ومعماری ایران.
4) توسلی, محمود (1353). معماری اقلیم گرم وخشک. تهران: چاب مروری.
5) رازجویان، محمود (1367). آسایش بوسیلة معماری همساز با اقلیم. تهران، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.

 

🔮کاربرد برخی از کانی‌ها 🔮

🔮کاربرد برخی از کانی‌ها 🔮

 

کانی‌ها در آغاز به همان صورت که از پوستهٔ زمین به‌دست می‌آمدند، به کار می‌رفتند. برخی از این کانی‌ها که بلورهای ظریف و پایدار در برابر فرسایش داشتند، پس از صیقل‌کاری و تراش خوردن، به عنوان آرایش به کار می‌رفتند. به این کانی‌ها، سنگ‌های قیمتی یا جواهر می‌گوییم. الماس، فیروزه، یاقوت کبود، زمرد، زبرجد، لعل، چشم گربه، عقیق، مروارید، و دُرّ کوهی از مهم‌ترین کانی‌های گران‌بها هستند.

 

امروزه خیلی از کانی ها و صدها ترکیبی که از آن‌ها به‌دست می‌آید، در صنعت کاربرد دارند. در ادامه به برخی از این کاربردها اشاره می‌شود:

 

🌑الیوین: جواهر و مواد دیرگداز.

 

🌒پیروکسن: جواهر، به‌دست آوردن فلزهای کمیاب.

 

🌓آمفیبول: جواهر، پارچه مقاوم در برابر آتش و مواد دیرگداز.

 

🌔میکا: عایق الکتریکی در رادیو، تلویزیون و دیگر دستگاه‌های الکتریکی، شیشه دریچه کوره‌های ذوب فلز، کاغذ دیواری، لاستیک‌سازی، کاغذ معمولی، رنگ روغن نسوز، طلق سماور و چراغ آشپزخانه.

 

🌕تورمالین: الکترونیک، به‌دست‌آوردن بُر، جواهر.

 

🌖تالک: کاغذسازی، نساجی، لاستیک سازی، صابون خیاطی، صفحه‌کلیدبرق، سرامیک‌سازی، حشره‌کش، عایق پشت بام، پودر بچه و مواد آرایشی.

 

🌗سرپانتین: سنگ روکار ساختمان، مواد دیرگداز، به‌دست آوردن منیزیم.

 

🌖آزبست: پارچهٔ نسوز، توری چراغ، عایق حرارتی، لنت ترمز، لوله و ورقه‌های سیمانی. کاربرد آن به دلیل نقش آن در بروز بیماری در شُش‌ها، ممنوع شده‌است و به کانی نامهربان معروف است.

 

🌕کوارتز: ساعت‌سازی، ابزارهای نوری و اخترشناسی، کاغذ، شیشه، سمباده و جواهر.

 

🌖ارتوزها: لعاب چینی و کاشی.

 

🌖پلاژیوکلاز: جواهر و نمای ساختمان.

 

🌖کائولینیت: ظرف چینی، کاغذ، رنگ و پلاستیک.

 

🌕ژیپس: ساختمان‌سازی، مجسمه‌سازی، کاغذ، کُندکننده در سیمان پورتلند، افزایش باروری خاک، بتونه نقاشی و برای رشد مخمرها در صنعت غذا.

 

🌖باریت: دارو، عکس‌برداری از لوله گوارش، رنگ، پلاستیک، مواد عایق، کاغذ و گِل حفاری.

 

🌕کلسیت: سنگ نمای ساختمان، مجسمه‌سازی، سیمان، تصفیه آب، شیشه‌سازی، چرم‌سازی، ابزارهای نوری برای ایجاد نور پلاریزه، کاغذسازی، کشاورزی و ذوب فلزها.

 

🌓دولومیت: ساختن آجر برای آستر کوره‌های حرارتی و سیمان پورتلند.

 

🌖منیزیت: آجر نسوز، به دست آوردن منیزیم

 

🌖زرنیخ: پزشکی، رنگ سازی، حشرهکش و تهیه ارسنیک.

 

🌕آپاتیت: کودهای شیمیایی و اسیدفسفریک.

 

🌖مالاکیت: مواد آرایشی، نمای درونی ساختمان و تهیه مس.

 

🌕هالیت: سدیم و کلر، شوینده‌ها، پارچه‌بافی، چوب بری، رنگرزی، چرم سازی، کودسازی، نگهداری مواد غذایی و خنک کنندهٔ موتور یخچال، مصارف خوراکی نمک

 

🌕سیلویت: به دست آودرن پتاسیم و کلر و کود شیمیایی.

 

🌕فلوئوریت: ذوب فلزها و ابزارها نوری، خمیر دندان

 

🌕گوگرد: اسیدسولفوریک، لاستیک سازی، نساجی، دباغی، رنگ سازی، کاغذسازی، مواد منفجره، کبریت سازی، سم دفع آفت، کود و حشره‌کش.

 

🌕🌕 طلا: جواهر، سکه، دندان، ترانزیستورها و دیودها، هواپیماسازی، صنعت فضا وکاتالیزور فرایندهای شیمیایی ، آب کاری طلا ،مجسمه سازی، لوازم الکترونیکی، ساخت آلیاژ های مخصوص

 

🌔نقره: جواهر، سکه، کاغذسازی و کاتالیزور فرایندهای شیمیایی.

 

 🌒مس: صنعت الکتریکی و الکترونیک، لوله سازی، سکه، ظرف، آلیاژ، رنگ آب و سبز، آبکاری، مواد آرایشی، فرایندهای شیمیایی و محلول شوایتزر(حلال سلولز پنبه).

 

💎الماس: جواهر، ابزار برنده و سایند و سرمتهٔ حفاری.

 

🌐گرافیت: ساختن بوته کوره‌های فولادسازی، رنگ سازی، صنعت برق، نیروگاه‌های هسته‌ای، واکس و مدادسازی.

 

🌖مسکوویت: استفاده در صنعت، استفاده در شیشه سازی

انواع  دشتها

انواع  دشتها

دشت ئ های ساختمانی :

دشت های ساختمانی به آن دسته از سرزمین های هموار گفته می شود که علت وجودی آنها حاصل دخالت زمین ساخت به شکلهای مختلف می باشد. با توجه به نحوه عملکرد زمین ساخت ( چین خوردگی و شکستگی ) و یا عکس العمل ساختمان سنگ د رمقابل نیروهای درونی، انواع مختلفی از این نوع دشتها را در داخل ایران می توان یافت.

2-دشت های ناودیسی:

سطح این وع دشتها منطبق بر ساختمان ناودیس می باشد. عوامل فرسایش به خصوص آبهای روان، در طول کواترنر، مواد تخریبی فراوانی در داخل ناودیسها تخلیه و آنها را به صورت دشتهای مسطح کنونی تغییر شکل داده است. دشت های واقع بین رشته های چین خورده اطراف کرمان اصولا از نوع ناودیسی هستند. از نظر شکل، دشت های ناودیسی عموما حالت کشیده و طولی دارند. امتداد این نوع دشتها د رارتباط با امتداد محور چین های حاشیه و به وازات آنهاست. چون نیروهای فشاری وارد بر فلات ایران از طریق پلاتفرمهای توران و عربساتان به ترتیب از شمالغربی و جنوبغربی اعمال شده است، نتیجتا اکثر دشتهای ناودیسی به استنباط و فشردگی چینها بستگی دارد. در صورتی که استنباط چینها زیاد باشد، دشتهای وسیعی بوجود آورده اند. برعکس هنگامی که چینها فشرده شده اند، دشتهای ناودیسی باریک می باشند.

3-دشت های متکی بر توده های سخت ( دشت های پلاتفرمی ):

همواری دسته دیگری از دشتهای داخلی ناشی از بلوک سخت زیر بنای آنهاست. به عبارت دیگر رسوبهای داخل بعضی از چاله ها به علت استحکام زمین زیر بنا چین نخورده و تقربا بدون تغییر شکل مانده اند. همواری دشت لوت، طبس و جازموریان بدین گونه قابل توجیه است. زیر ساخت این دشتها به صورت توده های سخت و نیمه سخت بوده که نئوژن به صورت حوضه رسوبی مستقل در آمده اند و در نتیجه رسوبهای تخریبی این زمان با ضخامت نسبتا زیاد و به حالت افقی در آنها انباشته گردید. به دلیل مقاومت نسبی توده سخت در زیر این رسوبها، حرکات زمین ساخت و اواخر دوران سوم، نتوانسته اند تغییر محسوسی در آنها به وجود بیاورند. بنابراین در این دشتها، سطح هموار دشت منطبق بر سطح ساختمان افقی رسوبهای نئوژن و کواترنر می باشد.

4-دشتهای گسلی:

گروه دیگری از دشت های ساختمانی ایران داخلی بر اثر عملکرد گسلها بوجود آمده اند. یعنی سرزمینهایی در امتداد گسلهای محدود کننده فرو افتاده و به صورت چاله و سپس دشت درآمده اند. بنابراین سطح این نوع دشتها منطبق بر ساختمان گرابن می باشد. چاله های ناودیسی به هنگام چین خوردگی و حتی بلوک های سخت، به شدت تحت تاثیر نیروهای شکستگی نیز قرار داشته اند. به همین دلیل تقریبا تمام چاله های داخلی به صورت سیستم گرابن ظاهر شده اند. در حال حاضر هم این چاله ها به دلیل فشار ناشی از وزن رسوبها حالت فرو نشینی از خود نشان می دهند. اثرات این فرایند نیز با ایجاد شکستگی های جدید در آبرفت دشتها از خود نشان می دهند. اثرات این فرایند نیز با ایجاد شکستگی های جدید در ابرفت دشتها تظاهر یافته و درنتیجه چهره اکثر دشت های داخلی به صورت سطوح پلکانی در آمده است.

5-دشت های فرسایشی:

دینامیک بیرونی مانند فرسایش کاوشی آبهای جاری، فرسایش انحلالی اب، عمل تخریبی باد و ... منشا تشکیل گروهی دیگر از زمینهای پست و یا چاله های داخلی ایران می باشند. دشت ارژن در زاگرس فارس،نمونه کاملی از دشت های کارستی است که با مشارکت نیروهای زمین ساختی و فرایند انحلالی آب در سازند آهک آسماری بوجود آمده است. چاله شورگز هامون در لوت مرکزی و چالههایی به نام چاه نیمه در دشت سیستان، در نتیجه عمل رفت و روب بادی یا آبی – بادی در رسوبهای ریز دانه و سست نئوژن به وجود آمده اند. بدون استثناء وسعت کنونی تمام دشتهای ساختمانی حاصل دخالت فرایند های فرسایشی می باشد. این در حالی است که اختلاف عملکرد فرسایش، بویژه فرسایش آبهای جاری در برداشت و تراکم مواد تخریبی، منشا تفاوت چشمگیری در شکل ظاهری بسیاری از دشت های ساختمانی نیز بوده است. دشت آبرفتی قطعه زمینی مسطح محدود به یک رودخانه که در روی آن آبرفت ته نشین می‌شود می‌باشد که ممکن است در روی یک دشت سیلابی یا در روی یک دلتا یا در روی یک بادبزن آبرفتی واقع شود

ویژگی های بیابان های ایران

ویژگی های بیابان های ایران

الف) وضعيت بیابان های ایران

قسمت اعظم سرزمين ايران تحت سلطة سلول هاي پرفشار مجاور حاره اي قرار دارد. استقرار اين سلول ها حاكميت كم آبي را در اين سرزمين توجيه مي كند.

از طرفي حجم و ارتفاع كوهستان ها از جمله عواملي هستند كه يكپارچگي كمربند پرفشار را از هم گسيخته و اغلب نفوذ توده هاي هواي مرطوب غربي و نفوذ توده هاي سرد شمالي و يا گرم جنوبي را به داخل ايران ميسر مي سازد. از سوي ديگر عامل بري بودن و در پناه سدهاي كوهستاني قرار گرفتن تعدادي از چاله هاي داخلي ايران، نقش پرفشارهاي مجاور حاره اي را تشديد و تقويت نموده است به طوري كه در نامساعدترين شرايط در مشرق ايران، بيابان لوت به عنوان يكي از خشن ترين چهره هاي بياباني دنيا ظاهر شده است. بنابراين ناهمواريها به دو صورت متضاد در تعديل و يا تشديد كم آبي در ايران نقش دارند.   عامل ارتفاع نقش مثبت و امتداد ناهمواري ها در زمينه خشكي هوا نقش منفي را بعهده دارند.

 

در تقسيم بندي سرزمين هاي كم آب دنيا، كشور ما جزء زير ردة «ايران- هندي» است كه به چهار ناحية زير تقسيم شده است :

1.      فلات ايران

2.      دشت كوير

3.      دشت لوت

4.      بلوچستان

 

مجموعه بيابان هاي ايران جزء بيابان هاي گرم مجاور حارة اي است،‌ اما حضور ودخالت پاره اي از عوامل جغرافيايي از جمله حجم و امتداد ناهمواري ها، ارتفاع و عرض جغرافيايي و مجاورت با اقيانوس هند و بالاخره تغييراتي در شرايط اقليمي حاكم بر آنها، درهر يك از حوضه هاي بزرگ،‌خصوصيات نسبتاً ويژه اي را بوجود آورده است.

  

تعاريف بيابان:

بيابان مفاهيم وسيعي را شامل مي شود. در اغلب زبان هاي اروپائي واژة Desert براي بيابان بكار مي رود ولي در گذشته دور اين واژه به كوير ترجمه شده كه صحيح  و    نمي باشد. هنگامي كه اين كلمه به صورت صفت بكار رود مفهوم غيبت انسان در محيط را دارد و حتي گاهي بدون هيچ توجه به مفهوم بي آبي، دريا را نيز به بيابان تشبيه    کرده اند.

بيابان براي ما ايرانيان كلمة آشنايي است. اين كلمه همواره منطقه اي خشك، كم آب و فاقد شرايط مناسب زيستي را در ذهن القا مي كند. اين واژه در زبان فارسي كهن به نام (( وياپان )) يعني جاي بي آب، در زبان عربي كلمة (( صحرا )) و در زبان اردو  بيابان به معني (( منطقة بدون جنگل )) بكار برده شده است.

اگر منظور از بيابان عدم حضور انسان و يا بصورت كلي تر عدم حيات باشد در اين صورت سطح وسيعي از كرة‌زمين بيابان است. (مثلاً نواحي وسيعي در قطبين و اعماق اقيانوس ها و قلل مرتفع پوشيده از برف و ...)

 

اگر بيابان را سرزمين هايي بدانيم كه براي زندگي انسان مناسب نيست، بسياري از پديده هاي نامساعد طبيعي را بايد به اين وسعت افزود متأسفانه فعاليت هاي كنترل نشده و غارت هاي بي حساب انسان روز به روز محيط زيست را محدودتر مي نمايد و برگسترش بيابان ها در مفاهيم فوق مي افزايد.

 

تصور عامه از بيابان چنين سرزميني است: كاهش پوشش نباتي، كمبود يا فقدان شبكه هاي آب جاري، وجود واحدهاي كوچك و پراكنده و متكي به چشمه هاي كم آب و اغلب شور، فراواني ماسه ها و طوفان هاي ماسه اي وجود كوير و يا باتلاق و ...

 

براي دسترسي به تعريف بيابان در مفهوم جغرافيائي (اقليمي- پيكرشناسي- زيستي و ..) بايد در جستجوي ارزش هايي باشيم كه داده هاي اين دسته از علوم در اختيار قرار ميدهند.

از نظر اقليم شناسان خشكي هوا يكي از ويژگيهاي اقليم بياباني سرد يا گرم است. علت كمبود بخار آب در جو بياباني بارش اندك در اين نواحي است و ساير ويژگي ها تابعي از اين عامل مي باشد. در واقع خشكي هوا علت كمبود بارندگي است.

از نظر پيكرشناسي زمين، به علت ضعف پوشش گياهي، خاك فقير و كم ضخامت بيابان ها به سرعت از بين مي روند، سنگ هاي عريان در برابر عوامل تخريب قرار دارند  وسيلاب هاي مهيب و اتفاقي نقش تخريب توسط آب را در حاشيه بيابان ها به عهده دارند.

بيابان هاي واقعي قلمرو تسلط باد است و اشكال كاوشي و تراكمي ماسه عوارض اصلي را تشكيل مي دهند.

 آنچه مسلم است بارش و دما (اقليم) و شكل زمين (فيزيوگرافي و مرفولوژي) دو عامل اساسي در پيدايش بيابان هاي طبيعي بوده اند.

شكل گيري بيابان هاي طبيعي در ايران از دوران سوم زمين شناسي (دورة نئوژن) آغاز و تا پايان دوران چهارم ادامه داشته است.

دخالت هاي مفرط انسان نيز سبب پيدايش بيابان هاي دست ساز بشر شده است. تاريخ طولاني استفاده از سرزمين باعث مي شود كه به راحتي نتوان مرز عوامل طبيعي و فرهنگي  و انساني را در تعاريف بيابان مشخص نمود.

ارزیابی منابع موجود راجع به مفاهیم و ویژگیهای بیابان حاکی ازآن است که تعریف جامع و واحدی برای بیابانها ارائه نشده ودربیان شاخص ها ومفهوم مشترک از پدیده بیابان منابع مختلف ،دیدگاههای متفاوتی را ارائه کرده اند.دراین زمینه هریک از دانشمندان علوم مختلف به فراخور حال دغدغه های خویش از دیدگاه تخصصی خودوویژگی مناطق بیابانی را برشمرده اند.از این نظر با رعایت دیدگاههای مختلف قلمرو مناطق بیابانی محدوده های متفاوتی را نشان می دهد. تعیین قلمرو بیابانها نیازمند دستیابی به اطلاعاتی از پارامترهای محیط طبیعی است که اثر متقابل آنها به صورت مشترک درپیدایش ویژگیهای محیط طبیعی وازجمله بیابانها دخالت تام دارند.به همین دلیل آن دسته از علوم زمین که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم درمطالعه شرایط بیابانی سهمی دارند باید دراین گونه بررسی ها موردتوجه باشند.مهمترین زمینه ها با رعایت روابط علت ومعلولی به ترتیب شامل: زمین شناسی، اقلیم شناسی، آب شناسی، پیکر شناسی زمین(ژئومورفولوژی)، خاک شناسی وپوشش گیاهی می باشند.باعنایت به اینکه بخش وسیعی از سرزمین ایران به دلیل ویژگیهای خاص جغرافیایی درقلمرو مناطق بیابانی قراردارند وبراساس مستندات موجود این مناطق در حال گسترش نیزمی باشند، اطلاع ازچگونگی میزان کمی وموقعیت مکانی عوارض بیابان وبه طورکلی قابلیت ها وتوانایی های محیط وانعکاس تلاشهای متنوع انسان درآن اهمیت فراوانی دارد.توجه به این مساله که درحال حاضر مراکز مهم انسانی وصنعتی(ازجمله پایتخت ایران) درقلمرو بیابانها قراردارند براهمیت این گونه مطالعات می افزايد.

برای بیابان تعریف های مختلفی ارایه شده است مثلا دانشمندان گیاه شناس معتقدند بیابان ها مناطقی هستندکه دارای فقرشدید پوشش گیاهی هستند، یعنی از لحاظ تنوع   گونه ای وتراکم گیاهی بسیار فقیرهستند.

 

اکولوژیست ها معتقدند، بیابان ها اکوسیستم هایی هستندکه تولید نسوج گیاهی به حداقل می رسد یعنی از نظر تولید انرژی شیمیایی فقیرهستند.

خاک شناسان عرصه هایی که قوه بارخیزی یاتولید رابه دلیلی ازدست می دهند، یا   خیلی پایین می آیند بیابان نام نهاده اند ویژگی این خاکها عموماً شامل: نفوذپذیری ضعیف، موادآلی پایین، لایه های تجمع نمک درسطح، رس های کم توسعه یافته، ظرفیت پایین تبادل کاتیونی، رنگ قرمز تیره وتوسعه کم افق های خاک است.

 

ژئومرفولوگ ها جهت طبقه بندی بیابانها از اختصاصات ساختاری ومورفوژنیک استفاده کرده باتلفیق تعدادی از عوارض ژئومرفولوژی خاص بیابان از جمله کویرها، تپه های ماسه ای، بدلندها، رخنمونهای سنگی، مخروط افکنه های آبرفتی، کالوت ها، گلاسی ها وامثال آنها براساس ویژگی موادسطحی وشعاع وعملکرد فرایندهای رودخانه ای وبادی اقدام به تقسیم بندی بیابانها نموده اند.

زمین شناسان مناطقی رابیابان می دانندکه واجد سازندهای زمین شناسی شور وتبخیری(املاح گچ ونمک) هستندوازنظر پوشش گیاهی نیزفقیرند.

 

براساس متداول ترین تعریف، بیابان منطقه سردیاگرم ولی رویهم رفته خشکی است که درآن محیط ازنظر تراکم وتنوع پوشش گیاهی بسیارفقیراست.البته گاهی در بیابان برکه های آب یا توده هائی از علف به طور پراکنده دیده می شود ولی به طورکلی اصطلاح بیابان به مناطقی اطلاق می شودکه به هرعنوان شرایط آب وهوایی وزمینی برای گیاه وجانورسخت وطاقت فرسا است.درچنین مناطقی معمولا فرسایش بادی به طور وسیع عمل می نماید وباعث خسارات هنگفتی به مزارع وابنیه وراههای ارتباطی می شود.تپه های ماسه ای که معمولاً فاقد پوشش گیاهی ویاهرگونه لایه یاطبقه مشخصی می باشند باوزش باد جابه جاشده وبه صورت توده های عظیمی از نقطه ای به نقطه دیگر منتقل می شوند همچنین این جابجایی، زمین های زیادی را که درزیرتپه ها و     توده های ماسه ای قرارگرفته است بدون استفاده می گذارد.ناگفته نماندکه آب نیز درمناطق بیابانی گاهی اوقات باعث خسارات جبران ناپذیرمی شود.شکل حرکت آبهای روان درمناطق خشک به صورت یک سیلاب شدیدوکوتاه مدت ظاهرمی شودکه درنتیجه اثرمشترک جریانهای موقتی حاصل از رگبارها وشرایط مساعد سطح زمین به وجود می آید.

 

سطوح خشک وعریان مناطق بیابانی، به غیرازخاکی که از زمین های ماسه ای تشکیل شده است نسبت به آب غیرقابل نفوذ است وآب باران حتی به مقدارکم نیز دراین زمین فرونمی رود و روی آن می ماند.

تعاريف متعددي از ديدگاه دانشمندان، اقليم شناسان و كارشناسان در مورد بيابان ارائه شده است:

 

§   گوسن در سال 1952 بيابان را مناطقي تعريف كرده است كه متوسط بارندگي سالانه آن كمتر از 25 برابر درجه حرارت سالانه باشد.

§   طبق تعريف كوپن، بيابان منطقه اي است كه ميزان باران بيشتر از 10 و كمتر از 20 برابر متوسط حرارت سالانه مي باشد.

 

بعدها كوپن فرمول پيشنهادي را به اين شرح اصلاح و تكميل نمود:                                      

§     پرفسور لانگ مناطق بياباني را مناطقي مي داند كه باشد.

§   دومارتن براي تعريف مناطق بياباني فرمول  را پيشنهاد كرده است. در اين فرمول n تعداد روزهاي باراني و P متوسط بارندگي در روز و T متوسط دما در دورة مطالعه است. فرمول دومارتن پيشرفته در فعل معيارهاي شناخت بيابان آمده است.

§   آمبرژه رابطة  را پيشنهاد داده است كه P متوسط باران سالانه به ميلي متر،‌M ميانگين ماكزيمم درجه حرارت گرم ترين ماه سال و m ميانگين مينيمم درجه حرارت سردترين ماه سال مي باشد.

تعريف بيابان كه براي امور اجرايي ملاك عمل قرار مي گيرد به شرح ذيل مي باشد:

 

«بيابان به سرزميني گفته مي شود كه در مناطق خشك، نيمه خشك و خشك    نيمه مرطوب واقع گرديده و فاقد پوشش گياهي پايا بوده و يا ميزان آن در حدي است كه بهره برداري از آن در شرايط طبيعي به صرف و صلاح نمي باشد.»

 

در دستورالعمل تشخيص و نحوة واگذاري اراضي بياباني و كويري تبصرة‌5 مادة 34 ذيل قانون حفاظت و بهره برداري از جنگل ها و مراتع كشور آمده است.

ماده2ـ منظور از اراضي بياباني در اين دستورالعمل، اراضي است كه داراي مجموعه مشخصات زير باشد:

1-2- نسبت بارندگي به تبخير و تعرق كمتر از 2/0 باشد.

2-2- درصد تاج پوشش گياهان پاياي آن كمتر از 10% و در مناطقي كه رژيم رطوبتي خاك اكوئيك باشد اين درصد تاج پوشش كمتر از 25% باشد.

3-2- رژيم رطوبتي خاك با توجه به تعاريف مندرج در (Soil Taxonomy) اريديك (Aridic) توريك (Torric) يا اكوئيك (Aquic) باشد.

 

مناطق خشك :

تعريفي كه براي مناطق خشك به كار مي رود به لحاظ مفاهيم گوناگوني كه درباره خشكي و معيارهاي سنجش آن وجود دارد، متفاوت است. در بيابان تعريفي كه از مناطق خشك آمده است متكي بر تعريف UNEP از خشكي است. بر اين اساس:

مناطق خشك جهان نقاطي هستند كه نسبت ميزان ميانگين ريزش بارش سالانه(P) به ميانگين ميزان تبخير و تعرق سالانه(PE) در يك دوره آماربرداري سي ساله (1980-1951) كمتر از 65/. بوده است. لازم به يادآوري است كه محاسبه مقدارPE با استفاده از فرمول تورنوايت صورت گرفته است.مناطق خشك را مي توان به حوزه هاي فراخشك، خشك و نيمه خشك و خشك نيمه مرطوب تقسيم نمود.

حوزه اقليمي

P/PE

درصد پوشش جهاني

فراخشك

05/.

5/7

خشك

20/.-05/.

5/12

نيمه خشك

50/.-21/.

5/17

خشك نيمه مرطوب

65/.-51/.

9/9

 

اين مناطق شامل مناطق قطبي و نيمه قطبي نمي گردد.

 

بيابانهاي ايران از نظر منشأ و مبدأ پيدايش به دو گروه عمده تقسيم مي شوند:

بیابانهای طبیعی یا تاریخی

بیابانهای با منشا انسانی

 

بيابان هاي طبيعي آن دسته از اراضي بياباني هستند كه در اثر شرايط جغرافيايي خاص مانند محدوديت ريزش هاي جوي، تغييرات شديد و دراز مدت اقليمي، وجود  لايه هاي ضخيم گچ و نمك و ساير شرايط ژئولوژيكي به وجود آمده اند. بيابان هاي با منشأ انساني سرزمين هاي بياباني يا شبه بياباني هستند كه در اثر دخالت هاي انساني و عمدتاٌ بهره برداري بي رويه بوجود مي آيند كه تحت عنوان پديده بيابان زايي يا تخريب اراضي در مناطق خشك، نيمه خشك تا خشك نيمه مرطوب مطرح مي گردد.

بعضي از اشكال اراضي بياباني با منشأ انساني در كشور به شرح زير مي باشد:

 

1ـ اراضي باير و غير حاصلخيز:

در اين اراضي قشر روئين خاك كه بيشترين مواد غذايي و رطوبت را در اختيار گياه قرار مي دهند در اثر فرسايش بادي و ابي و يا جابجايي و برداشت از بين رفته و تنها خاك بدون توان توليد بيولوژيكي باقي مي ماند. اين نوع اراضي بيشتر در دامنه هاي شيب دار و در نواحي مسطح و هموار و يا زمين هايي كه تحت كشت ديم هستند مشاهده مي گردد.

 

2ـ اراضي تخريب شده:

در اين گونه اراضي پوشش گياهي به عنوان سپر محافظ خاك و نيز منبع با ارزش علوفه اي بر اثر چراهاي بي رويه،‌بوته كني، شخم غلط ي آتش سوزي از بين رفته است. متأسفانه مساحت اينگونه اراضي در كشور قابل ملاحظه مي باشد.

 

3ـ زمين هايي كه غيراصولي آبياري مي شوند:

اينگونه اراضي در اثر نامناسب بودن زهكشي يا آبياري با آب شور به تدريج به اراضي بياباني تبديل مي شوند، مانند دشت قزوين و دشت خوزستان

 

4ـ اراضي جنگلي تخريب شده:

در اين اراضي به دليل قطع درختان جنگلي و تبديل آنها به اراضي زراعي و تغيير كاربري و چراي دام، با كاهش توليد بيولوژيك در معرض فرسايش و تخريب قرار گرفته و بيابان زايي حاصل مي شود.

 

5ـ مزارع روستايي و روستاهاي رها شده:

به دليل مهاجرت و خالي شدن روستاها از سكنه، اراضي آنها در معرض تخريب و فرسايش قرار گرفته و تبديل به اراضي لم يزرع و بي حاصلي مي شوند كه خاك آن توان توليد را از دست داده و روند بيابان زايي آنها آغاز مي گردد.

 

6ـ تخريب ناشي از معدن كاوي و صنعت:

در شرايط فعلي بيش از 1800000 هكتار از عرصه هاي منابع طبيعي زير پوشش معدن كاوي قرار دارد و ساليانه حدود هزارهكتار نيز به اين بخش افزوده مي گرد.

 

7- تبديل اراضي مولد به اراضي غيرمولد:

توسعه شهرها و روستاها، احداث جاده ها، ايجاد مراكز و پادگان هاي نظامي و ساير موارد ديگر از جمله اين موارد است.

 

همچنين بيابان هاي ايران را مي توان به دو گروه اصلي تقسيم نمود:

1-   بيابان هاي ساحلي

2-   بيابان هاي داخلي

 

الف) بيابانهاي ساحلي

بيابان هاي ساحلي بصورت نواري شرقي- غربي با پهنايي نابرابر از بندر گواتر در مشرق تا خوزستان در جنوب غرب ايران در سواحل شمالي درياي عمان و خليج فارس گسترده شده است.

 

بزرگترين مشخصة اين بيابان ها كه مهمترين عامل تفكيك آنها از بيابان هاي داخلي نيز مي باشد، وجود رطوبت نسبي بالا به ويژه در فصل گرم به علت مجاورت با اقيانوس هند و جهت بادهاي مرطوب دريايي در فضاي اين بيابان مي باشد.

 

حضور اين پديده موجبات تغييرات چشمگيري را در نحوة دخالت فرآيندهاي حاكم بر نواحي كم آب بوجود مي آورد. تراكم پوشش گياهي را افزايش داده و ميزان تبخير را كاهش مي دهد. در بيابان هاي ساحلي بر اثر جذب رطوبت هوا بوسيلة خاك، قشر سطحي نسبتاٌ سختي تشكيل مي شود. اما در بيابان هاي داخلي چنين قشر سطحي سختي با تركيب كاني شناسي متفاوت بر اثر تبخير شديد يعني دقيقاً‌ در جهت عكس تحول پديدة بيابان هاي ساحلي بوجود مي آيد.

پهناي اين بيابان در ارتباط با شرايط توپوگرافي متفاوت است. زماني كه كوهستان ها تا نزديكي ساحل پيش آمده باشند عرض آن كاهش مي يابد (استان ساحلي) و گاهي كه توپوگرافي به صورت جلگة هموار ظاهر شود تا دهها كيلومتر به سمت شمال توسعه مي يابد (خوزستان).

با توجه به موقعيت جغرافيايي و دخالت عوامل محلي، اين نوار ساحلي را به دو بخش متمايز شرقي و غربي مي توان تقسيم نمود.

بخش شرقي شامل سواحل درياي عمان در استان سيستان و بلوچستان و بخش غربي، سواحل شمالي خليج فارس از تنگه هرمز تا خوزستان را در بر مي گيرد.

 

ب) بيابان هاي داخلي

اين بيابان ها در مركز و مشرق و جنوب شرقي ايران به صورت حوضه هاي بسته مستقل يا نيمه مستقل پراكنده شده اند. رشته هاي مركب چين خورده و شكسته با توجه به روند ساختمان هاي اصلي و ناحيه اي اين چاله ها را از يكديگر جدا ساخته اند.

چون تعدادي از اين چاله ها حداقل از اواسط دوران سوم به صورت حوضه هايي مستقل شكل گرفته اند لذا تمام بيابان ها سرنوشت زمين شناسي مشابهي نداشته اند. بلكه هر حوزه بر اساس شرايط حاكم به نحوي در حال تحول بوده است. تمام اين     چاله ها در اواخر دوران سوم محل تمركز رسوبات تخريبي يا تبخيري بوده اند و از ساختمان زمين شناسي يكساني برخوردار نمي باشند.

چون تعدادي از اين چاله ها حداقل از اواسط دوران سوم به صورت حوضه هايي مستقل شكل گرفته اند لذا تمام بيابان ها سرنوشت زمين شناسي مشابهي نداشته اند. بلكه هر حوزه بر اساس شرايط حاكم به نحوي در حال تحول بوده است. تمام اين چاله ها در اواخر دوران سوم محل تمركز رسوبات تخريبي يا تبخيري بوده اند و از ساختمان زمين شناسي يكساني برخوردار نمي باشند، لذا رسوبات داخلي آنها در برابر حركات زمين ساخت پليوكواترنر به صور متفاوتي تغيير شكل يافته اند. بطور مثال بلوك نيمه سخت لوت كه زيربناي بيابان هاي طبس، لوت و جازموريان را تشكيل مي دهد، مانع انعكاس اين حركات در رسوبات سطحي خود شده و دشت هاي هموار را بوجود     آورده اند در صورتيكه رسوبات ساير چاله هاي بياباني كم و بيش تحت تأثير حركات   زمين ساخت قرار گرفته و اغلب به شدت چين خورده اند.

 

توپوگرافي هموار و وسعت قابل توجه و بالاخره ارتفاع كم بعضي از اين     حوضه ها (دشت كوير- دشت لوت- جازموريان و ..) در تشكيل و تقويت سلول هاي پرفشار مجاور حاره اي بسيار مؤثر بوده و از آنجا كه منشأ جريان هاي مرطوب از شمال غربي و غرب فلات ايران است ناچار در حركت به سوي مشرق و جنوب شرق، توده هاي هواي مرطوب قسمت اعظم رطوبت خود را از دست مي دهند.

به عبارت ديگر هر چه به مشرق ايران نزديك مي شويم درجه بري بودن هوا افزايش مي يابد و نقش آن در تشديد شرايط بيابان زايي حوضه ها ظاهر مي شود.

 

ارتفاعات شمالي- جنوبي كرمان در مشرق حوضة‌لوت و امتداد شرقي- غربي البرز در جنوب درياي خزر به صورت ديواره هاي عظيمي مانع ورود جريان هاي مرطوب به حوضه هاي مجاور خود مي شوند و در نتيجه اين كوهستان ها در برابر جريان هاي مرطوب،‌ به عنوان عامل تشديد كنندة ديگري نقش خود را به حوضه هاي مجاورش تحميل مي كند.

با در نظر گرفتن مسائل متنوع زمين ساختي و اقليمي حاكم بر فلات ايران، مجموعه حوضه هاي بياباني داخلي را به دو گروه زير تقسيم مي كنند:

1ـ بيابان هاي گرم:

اين بيابان ها با تابستانهاي گرم و زمستانهاي معتدل علاوه بر دخالت شرايط اقليمي، تحت تأثير عوامل جغرافيايي بيابان زايي نيز قرار دارند (در پناه سدهاي كوهستاني). مهمترين عامل تفكيك اين بيابان ها ارتفاع آنها از سطح درياهاي آزاد است. به طوريكه پست ترين آنها گرمترين بيابان ها نيز مي باشد. لوت 56 متر، جازموريان 350 متر و طبس و مرغاب كوه در اين قلمرو قرار دارند.

 در فصل سرد سال هر چند امكان چند روز يخبندان در حاشية‌ آنها وجود دارد اما هرگز بارش هاي محدود جوي به صورت برف نازل نمي شود. قلل مرتفع حاشيه اين بيابان ها را براي مدتي محدود تاجي از برف مي پوشاند (سيرج- كله خوانان- شتري- خاش كوه).

از لحاظ شرايط اقليمي از جمله ميزان و رژيم بارندگي، تبخير و درجه حرارت از يك طرف و رطوبت فيزيكي خاك از سوي ديگر با هم تفاوت دارند. همين تفاوت ها      مي تواند مبناءتقسيم آنها به زير گروههاي محلي باشد. مشخص ترين چهره از اين بيابان ها دشت لوت است.

2ـ بيابان هاي نسبتاً‌ گرم:

ساير بيابان هاي مركزي و شرقي ايران در اين گروه قرار دارند. در اين بيابان ها تابستانهاي گرم و خشك و زمستان هاي سرد و نيمه  خشك حكمفرماست چون محور ارتفاعات حاشيه اين بيابان ها در امتداد جريان هاي مرطوب قرار دارند و از ارتفاع چنداني نيز برخوردار نمي باشند، بنابراين نفوذ توده هاي هواي نيمه مرطوب و سرد و خشك در فصل زمستان به داخل آنها شرايطي غير از بيابان هاي گرم را بوجود مي آورد. عرض جغرافيايي و ارتفاع كف اين بيابان ها در تشديد سرما در زمستان مؤثر است. در زمستان حتي در پست ترين نقاط اين بيابان ها ولو براي مدت نسبتاً‌كوتاه يخبندان اتفاق مي افتد و اغلب سطح بيابان ها را قشر نازكي از برف مي پوشاند. بهترين نمونة اين بيابان ها دشت كوير است كه از وسيع ترين بيابان هاي ايران نيز مي باشد.

مطالعه بيابان ها در دنيا از زمان استعمار اروپائيان در افريقا آغاز شده است.آنها براي نيل به اهداف خود مطالعات زيادي انجام داده اند،‌ليكن اغلب مطالعات جامع نبوده و از ديدگاههاي متفاوتي انجام گرفته است. اقليم شناسان،‌ژئومرفولوژيست ها، زمين شناسان، گياه شناسان و اكولوژيست ها هر يك عقايد خود را اعمال مي نمايند. با توجه به شرايط سرزمين ايران اين معيارها  مي بايستي براي شناخت بيابان هاي ايران مد نظر قرار گيرد:

الف) معيارهاي آب و هوائي و اقليمي

ب) معيارهاي مربوط به زمين (كه شامل: زمين شناسي، ژئومرفولوژي و خاك شناسي است.)

ج) معيارهاي اكولوژيكي و پوشش گياهي

         

معيار آب و هوا:

عليرغم مطالعات گسترده اقليم شناسان در مورد شاخص هاي آب و هوايي مناطق بياباني جهان، اختلاف نظر و ارقام متفاوتي وجود دارد. به همين جهت شاخص هاي اقليمي متفاوتي ارائه شده است.

بعضي مانند گوسن بارندگي و دما را مبنا قرار داده و يا آمبرژه مناطقي كه بدون بارش باشند را بيابان مي نامند، تورنوايت تبخير و تعرق بالقوه را معيار قرار مي دهد، همچنين فائو مناطقي را كه متوسط بارندگي سالانة آن كمتر از 200 ميلي متر است بيابان اطلاق مي كند.

بنابراين با توجه به موارد فوق و در نظر گرفتن اينكه با يك يا دو عامل نمي توان شرايط يك اكوسيستم را معين نمود و از طرف ديگر آمار و اطلاعات آب و هوايي ناقص و يا اغلب مناطق بياباني ايران فاقد آمار و اطلاعات كامل مي باشند، عوامل ذيل مورد بررسي قرار مي گيرند:

الف) ميزان بارش:

-   بيابان هاي ساحلي كه از سواحل درياي عمان در جنوب شرقي تا سواحل خليج فارس در جنوب غربي ادامه دارد. ميزان متوسط بارندگي ساليانه حدود 200 ميلي متر در نظر گرفته مي شود.

-   بيابان هاي داخلي كه مساحت نسبتاً وسيعي را در استان هاي سمنان،‌مركزي، قم، اصفهان، يزد، كرمان،‌جنوب خراسان و سيستان و بلوچستان مي پوشاند،‌ميزان بارش ساليانه كمتر از 150 ميلي متر پيشنهاد مي شود. از ويژگي هاي بارش در اين مناطق، شدت بارش و پراكندگي نامنظم بارندگي در طول سال است.

ب) درجه حرارت مطلق:

بيشتر از 40 درجه سانتيگراد در نظر گرفته مي شود.

ج) تبخير:

ميزان تبخير بين 15 تا 20 برابر در بعضي موارد استثنايي بيشتر از 20 برابر ميزان بارش ساليانه در نظر گرفته مي شود.

-   همچنين بر اساس رابطه (فرمول پيشنهادي يونسكو)  (نسبت بارندگي به تبخير و تعرق پتانسيل كمتر از 3% باشد).

 

د) رطوبت نسبي:

بيابان هاي ساحلي: ميزان رطوبت نسبي متوسط ساليانه بيشتر از 80%

بيابان هاي داخلي: ميزان رطوبت نسبي متوسط ساليانه بين 15 تا 50 درصد تغيير مي كند.

هـ ) باد:

باد به عنوان عامل مهم تخريب و فرسايش خاك عمل مي كند كه مهمترين عمل آن فرسايش بادي و ايجاد تپه هاي ماسه اي است.

 

و) فرسايش آبي:

در بعضي نواحي به صورت ايجاد سيلاب و همچنين فرسايش خندقي مي تواند مورد توجه قرار گيرد.

تعيين نوع اقليم:

براي تعيين نوع اقليم فرمول هاي مختلف ارائه شده است كه هر فردي با سليقة خود و يا بر اساس آمار و اطلاعات هواشناسي فرمول اقليمي خاصي انتخاب مي كند. با توجه به اينكه آمار بارندگي و دما در اغلب ايستگاههاي مناطق بياباني ايران وجود دارد، پيشنهاد مي شود از فرمول هاي زير براي تعيين شدت خشكي استفاده شود:

الف: فرمول ژياكوب  كه در آن:

P ـ بارش متوسط ساليانه به ميلي متر

T ـ متوسط حداكثر دما به سانتي گراد

t ـ متوسط حداقل هاي دما به سانتي گراد

 

ب: فرمول سيليانت  كه در آن:

P ـ بارش متوسط ساليانه به ميلي متر

t ـ دماي روزانه بيش از 10 درجه سانتي گراد

 

ج: فرمول گوسن:  و استفاده از منحني آمبروترميك براي مشخص نمودن فصول خشك و مرطوب

د: فرمول دومارتن:  كه در آن:

Ai ـ شاخص خشكي

Pـ ميزان بارندگي به ميليمتر

T ـ نرمال ساليانه دما

اقاليم خشك در اين تقسيم بندي با ضريب كمتر از 10 مشخص مي شوند. دو مارتن آستانه هايي از ضريب خشكي Ai را براي مرزهاي اقليمي انتخاب و 7 نوع اقليم از خشك تا بسيار مرطوب را تعيين نموده است.

آقاي دكتر علي خليلي استاد دانشكدة كشاورزي دانشگاه تهران در طرح جامع آب كشور، محدوده هاي مناطق بياباني را در دو اقليم خشك و فراخشك تعيين نموده است.

اقاليم فراخشك با وسعت 573884 كيلومتر مربع (5/35%) بزرگترين سطح از اراضي كشور را پوشانده كه نواحي تحت پوشش اين اقليم در دو بخش از كشور گسترش دارند.

 

الف- نواحي دشت خوزستان در منتهي اليه جنوب غربي كشور از جنوب بستان تا دهانه اروند رود و تا نواحي خور موسي گسترش دارد.

 

ب- جزاير و سواحل خليج فارس و درياي عمان از شرق دير تا مرز ايران و پاكستان و تا حدود بيرجند ادامه مي يابد، سپس نواحي بيابان لوت به چالة رفسنجان،‌ جازموريان و از حدود تراب تا ايرانشهر، بخش هاي مركزي كوير نمك كال شور،‌دشت كوير، كاشان، جنوب ورامين، سيرجان و بخش هاي غيركوهستاني استان هاي يزد و اصفهان زير پوشش اين اقليم قرار گرفته است.

 

اقاليم خشك مساحتي حدود 472562 كيلومتر مربع (12/29%) از مناطق كشور را پوشانده است كه پس از اقليم فراخشك بيشترين مساحت را به خود اختصاص داده است به طوري كه مرز شمالي آن از جنوب قصرشيرين، شمال دهلران، دزفول،‌ غرب مسجد سليمان، شمال هفتگل و بهبهان، حد فاصل كازرون و شبانكاره و فسا مي گذرد. مرز جنوبي از بستان،‌جنوب هويزه، جنوب اهواز، غرب و جنوب شادگان، شمال و شرق ماهشهر و از سواحل خليج فارس، گناوه، بوشهر و بندر دير را در بر مي گيرد. شاخة ديگر از كله گاه به موازات خط ساحلي خليج فارس و درياي عمان در ميان اقليم          فراخشك در طول رشته كوه بشاگرد تا طول سرباز ادامه يافته، بطوري كه تا شرق سراوان امتداد پيدا مي كند. شاخة ديگر آن در امتداد كوهپايه هاي زاگرس از حاجي آباد تا آباده، شهرضا و انتهاي اصفهان كشيده مي شود و سپس به سمت شرق نواحي اردستان، غرب كاشان، انتهاي گلپايگان، محلات، ساوه، قم و در كوهپايه هاي جنوبي البرز مناطق جنوب كرج- جنوب تهران،‌سمنان، دامغان، شاهرود، سبزوار،‌نيشابور و شمال كوير نمك و به طرف شرق مناطق بجستان، گناباد، فردوس، بيرجند تا مرز ايران و افغانستان را در بر مي گيرد.

 

درمناطق بياباني به علت محدوديت هاي اقليمي وخاك، پوشش گياهي تنك باتاج پوشش محدودوگياهاني عمدتاً ازگونه هاي مقاوم به خشكي، شوري، نمك دوست و گچ دوست  تشكيل شده اند.فرم رويشي غالب دراين مناطق ، درختچه وبوته وپوشش گياهي غالب ازگياهان تيره كاسني، اسفناج وبقولات است. گياهان شن دوست داراي سيستم ريشه اي خاص بوده و ريشه هاي جانبي خود را در طول شيب تپه هاي شني 40 تا 50 متر توسعه مي دهند. ريشه هاي اصلي نيز ممكن است تا عمق 30 متر نفوذ يابند. گونه هايي نظير اسكنبيل، دم گاوي و پده از گونه هاي شن دوست مي باشند.

گياهان مقاوم به شوري (شورپسند) بر روي خاك هايي كه شوري سولفاته – كلريده دارند و از سفره هاي آبي زيرزميني بالايي برخوردارند رشد مي نمايند (مانند اراضي كويري پست و حاشيه پلاياها) از اين نمونه مي توان به گياه اشنان و گز اشاره نمود.

گياهان گچ دوست كه بر روي دشت ها و مكان هاي مسطح داراي ساختمان خاك سطحي و خشكي زياد و شوري بالا مي باشند رشد مي كنند( عمدتاً كوتاه قد و داراي برگ هاي كوچك و تحليل رفته مي باشند) مانند گونه هايي از جنس Anabasis,Salsola

پوشش گياهي در مناطق بياباني بيشتر از نوع پوشش هاي بوته اي و درختچه اي است. از آنجاکه آب بعنوان بزرگترين عامل رشد گياه در اين مناطق ذكر مي گردد، گياهان نيز با به كارگيري استراتژي و روش هاي مخصوص به خود در مصرف آب نهايت صرفه جويي را مي نمايند. برخي از اين روش ها كه توسط تعدادي از گروههاي گياهي اعمال مي شوند عبارتند از:

-      گياهان گروه كوتاه زي: (Ephemere) گياهان اين گروه داراي دوره رشد بسيار كوتاه هستند. با بارش شديد چرخه رشد، مجدداً از نوع شروع مي گردد.

-      گياهان گروه خشكي پسند: (Xerophyt) به دليل داشتن مكانيزم هاي مختلف (پوشش كركي، ايجاد خار و از دست دادن برگ) مي توانند خود را در مقابل تبخير و از دست دادن آب حفظ نمايند. البته ميزان نياز آب در اين گياهان كم     مي باشد ولي به بودن آب در تمام دوره سال نيازمند مي باشند.

-      گياهان گروه گوشتي (آبدار): (Sukkulent) به دليل ذخيره سازي آب در اندام ها، در زمان خشكي نيازي به آب ندارند.

-      گياهان گروه نمك دوست: (Halophyt) گياهان اين گروه توانسته اند خود را با محيط نمكي وفق دهند و يا بعضي از آنها حتي به نمك احتياج دارند (Muller-Hohenstein 1981).

از لحاظ تنوع زيستي 69 درصدازفلور بزرگ ايران يعني حدود 5600 گونه گياهي در مناطق بياباني ديده مي شود.گوزن زردايراني، گورخرايراني، يوزپلنگ آسيايي وتمساح پوزه كوتاه، جانوران درحال انقراضي هستندكه زيستگاه آنهادرمناطق بياباني كشورواقع شده است.

 

تاریخ طولانی استفاده انسان از زمین موجب گردیده دربسیاری ازموارد نتوان عوامل طبیعی وانسانی را دربررسی مسائل بیابانی شدن عملاً ازیکدیگر متمایزنمود، همچنین به دلیل نبودن ارقام مشخصی که تاحدی به خاطر اختلاف عقیده زیادی که درتعاریف بیابان وجود دارد، مشخص نمودن وسعت بیابانهای ایران نیزمشکل است ولی آن طورکه منابع اطلاعاتی نشان می دهد، بیابانهای ایران دارای وسعت قابل ملاحظه ای است که به دلیل عواملی چون چرای مفرط وبی رویه دام وگسترش زراعت دیم، درحال پیشروی است.لازم به ذکراست که دراین موردنظر زمین شناسان با بیولوژیست ها فرق           می کند.بیولوژیست ها ویاکارشناسان امور زیستی از نظرکشاورزی گناه را به گردن ندانم کاری ساکنان کویر وچرای بیش از حد شتر یابزنسبت می دهد ولی زمین شناسان را عقیده براین است که ایجاد بیابان را باید در شرایط زمین شناسی وموقعیت ناهمواریهای سطح زمین(ژئومورفولوژی) جستجو کردکه درطول زمان اثرعمده داشته وامروز ما وارث آن شرایط گذشته زمین شناسی می باشیم.این شرایط را که منجربه برهنگی سطح بیابان ازجمله بیابان لوت وفرار زندگی از داخل وپیشروی آن به سوی کناره های آن خواه به صورت چادرنشینی ویا تشکیل دهات شده است باید درعوامل زمین شناسی جستجونمود.درعالم آرای عباسی درشرح لشکرکشی شاه عباس به خراسان برای منکوب کردن ازبکان آمده است:

اله وردی خان والی فارس، خودرادرمدت 2 هفته از شیراز به بسطام که اردوگاه شاه عباس بود رسانیده وبخشی طولانی از این مسیر را درکنارکویر وازمیان جنگل های بادام کوهی عبورکرده است، همچنین در منابع دیگر ازتاغزارهای فراوان طبیعی بیابانهای ایران سخن به میان آمده است.

روشن ترین مثال را می توان درکاهش سطح جنگل های شمال کشور از18 میلیون هکتار به 12 میلیون هکتار درسی سال گذشته بیان کرد.پس می توان قبول کردکه وضعیت بیابانهای ایران از ابتدا به این صورت نبوده است .کارشناسان منابع طبیعی وصاحب نظران شدت تخریب وبیابانی شدن را دریک درصد سطح کشور
می دانند ازاین نظر هرسال حدود000/650/1هکتاربروسعت بیابانها افزوده می شود.به این ترتیب هرساله سطح وسیعی از مراتع واراضی کشاورزی را ازدست می دهیم به عبارتی در غالب نقاط کشور، کشاورزی ما دائماً درمعرض تهدید بیابانی شدن می باشد ومتاسفانه اثرات این تهاجم را درگذشته وحال، دراکثر نقاط کشور
می توان مشاهده نمود واین خطرات، زندگی همه را تهدیدمی کند.اگرچه این درد راجامعه جنگلیان بیشتر حس می کنند ، ولی این درد، دردعمومی است وتمام مردم با مشکلات بیابان زائی روبروهستند.حتی آنهایی که دربهترین شرایط آب وهوای زندگی می کنند به طورغیرمستقیم با آن روبرو هستندخصوصاً اینکه بیش از80 درصدازسطح کشور را مناطق خشک ونیمه خشک دربرگرفته وبراساس برآورده های به عمل آمده حدود30 درصدازسطح کشور یعنی حدود58/32 میلیون هکتار را نیز اراضی بیابانی وکویری تشکیل می دهند.

 

جدول(1)سطح اراضی بیابانی   واحد: هکتار

اراضی بیابانی

سطح

درصد

کویر

891/839/5

9/17

تپه های ماسه ای

538/762/1

4/5

پهنه های ماسه ای

684/613

9/1

دغ های رسی

175/436

3/1

اراضی شور ونمکزار

460/558/6

2/20

اراضی بدون پوشش گیاهی وبیرون زدگی سنگی

883/368/17

3/53

جمع

631/579/32

100

 

 

جدول شماره (2) ويژگيهاي مهمترين ارگ هاي ايران

نام ارگ يا ريگ

محدوده جغرافيايي در نقشه توپوگرافي 1:50000

مساحت به كيلومترمربع

ويژگي هاي ارگ

1ـ ارگ لوت (لوت غربي و لوت شرقي) يا ريگ لوت

1. چاه وگ

2. آب سرد

3. نصرت آباد

4. بم

27/10763

وسيع ترين ارگ ايران، مهمترين ارگ دنيا به شكل تپه هاي ماسه اي سيف، بارخان، سيلك، تپه هاي طولي هرم ماسه اي دنيا محسوب مي شوند ارتفاع حداكثر هرم به بيش از 500 متر مي رسد.

2ـ ارگ هاي دشت كوير

1. كوه گرگرد

2. انارك

3. خندق

4. فرخي

65/6078

شامل سه ارگ: ريگ جن 032/2729 كيلومتر مربع)

3ـ ارگ جازموريان

1. ميناب

2. جازموريان

3. ايرانشهر

4. فنوج

5. نيك شهر

92/4052

شامل دو نسل تپه ماسه قديم و جديد، تپه هاي از نوع بارخان، بارخان عرضي، سيف، تپه هاي ماسه اي طولي كه به چندين ده كيلومتر مي رسند.

4ـ ارگ ريك بلند (بندريك) و ريك دق سرخ

1. آران

2. كاشان

3. انارك

61/1761

شامل انواع تپه هاي ماسه اي،‌ سيف، بارخان، بارخان عرضي اتفاع حداكثر تپه تا 120 متر مي رسد.

5ـ ارگ حاجي آباد محمودآباد و بهمن آباد

1. گناباد

2. قائن

3. تايباد

4. شاهرخت

56/1721

انواع تپه هاي ماسه اي بويژه بارخان تشكيل نبكا در حاشيه مسيل ها،‌ تپه هاي موازي طولي و عرضي ارتفاع تپه هاي به 20 متر مي رسد.

 

 

ادامه جدول شمارة (2) ويژگيهاي مهمترين ارگ هاي ايران

نام ارگ يا ريگ

محدوده جغرافيايي در نقشه توپوگرافي 1:50000

مساحت به كيلومترمربع

ويژگي هاي ارگ

6ـ ارگ خار توران

1. ميامي

2. سبزوار

3. باغستان

4. كاشمر

89/1656

در مغرب و در جنوب غرب سبزوار چاله زمين ساختي به وسيله كوه باغستان اين چاله را از دشت كوير جدا مي كند اشكال مختلف تپه ماسه اي ديده مي شود

7ـ ارگهاي خوزستان

1. دهلران

2. دزفول

3. بستان

4. اهواز

85/1569

در امتداد شمال غربي –جنوب شرقي ناهمواريهاي ماسه اي در طول بيش از 200 كيلومتر از عين خوش تا جنوب       ام الاي در جنوب شرقي اهواز به طور نامنظم قرار گرفته اند اغلب به شكل بارخان و بارخان عرضي و رشته هاي موازي و طولي ديده مي شوند.

8ـ ارگهاي ساحلي درياي عمان

1. بندرعباس

2. طاهرويي

3. جاسك

4. پيوشك

5. چابهار

6. گوادر

06/951

بعلت پيدايش،‌اختلاف شديد باد در دو فصل زمستان و تابستان در طول ساحل داراي دو نوع ماسه مي باشند: ماسه هاي ساحلي كه به صورت رشته هاي موازي عرضي هستند كه عرض آن از چندين ده متر تا بيش از يك كيلومتر مي رسد. ماسه هاي بادي كه منشأ آن خشك رودها هستند و اغلب به صورت بارخان هاي عرضي و طولي مي باشند. در شمال خليج گوادر،‌ ارگ نامنظمي وجود دارد كه دنبالة آن به داخل كشور پاكستان امتداد مي يابد.

9ـ ارگ رفسنجان

1. رفسنجان

2/850

با توجه به رنگ ماسه هاي دو نسل قديم و جديد از اشكال تپه هاي ماسه اي ديده مي شود و ماسه هاي قديمي اغلب بي شكل و نامنظم و ماسه هاي جديد اغلب به شكل بارخان هاي كوچك و بزرگ سيف كه ارتفاع حداكثر آن به 30 متر مي رسد.

 

 

ادامه جدول شمارة (2) ويژگيهاي مهمترين ارگ هاي ايران

نام ارگ يا ريگ

محدوده جغرافيايي در نقشه توپوگرافي 1:50000

مساحت به كيلومترمربع

ويژگي هاي ارگ

10ـ ارگ هاي بشرويه،‌ پتو و اهوان

1. بشرويه

2. فردوس

48/715

تپه هاي ماسه اي به شكل بارخان هاي كوچك و بزرگ و به صورت رشته هاي طولي و عرضي و سيف و انواع سيلك نيز ديده مي شود، ارتفاع آن به 90 متر مي رسد.

11ـ ارگ هاي زيدان- بلند- نخ بيد و حسن ترك

1. گناباد

30/606

در ارگ زيدان تپه هاي ماسه اي به صورت رشته هاي طولي و عرضي ديده مي شود.

در ارگ هاي بلند و نخ بيد اغلب تپه ها به صورت بارخان و سيف مي باشند.

ارگ حسن ترك بزرگترين ارگ منطقه است كه به صورت يك سيلك خود را نشان مي دهد كه در آن اشكال مختلف تپه هاي ماسه اي ديده مي شود.

12ـ ارگ كله

1. خندق

2. فرخي

77/562

به شكل مثلث نامنظم كه از تپه ماسه اي سيلك تشكيل شده كه در آن اشكال مختلف بارخا ن ديده مي شود و ارتفاع حداكثر تپه ها به 60 متر مي رسد.

13ـ ارگ ريگ زرين،‌اشك زر و يزد

1. كوير در انجير

05/471

ريگ زرين در منطقه بافق قرار دارد و به شكل امتداد شمال غربي جنوب شرقي در داخل كويري به همين نام به طول چندين ده كيلومتر كشيده شده است. از انواع تپه هاي ماسه اي سيف، بارخان و در انتهاي ريك از هرم ماسه اي تشكيل شده است كه ارتفاع آن به 180 متر مي رسد، مساحت آن 58/181 كيلومتر مربع است.

ريك اشك زر در جنوب كوير در انجير تا شهر يزد كشيده شده است كه همراه ارگ يزد 67/290 كيلومتر مساحت دارد و از سيلك، سيف و انواع بارخان تشكيل شده است.

 

 

ادامه جدول شماره (2) ويژگيهاي مهمترين ارگ هاي ايران

نام ارگ يا ريگ

محدوده جغرافيايي در نقشه توپوگرافي 1:50000

مساحت به كيلومترمربع

ويژگي هاي ارگ

14ـ ارگ طبس

1. بشرويه

2. خور

3. ابدوغي

46/415

از انواع تپه هاي ماسه اي بارخان سيف و سيلك و هرم هاي ماسه اي تشكيل گرديده است، هرم هاي ماسه اي به ارتفاع حداكثر 170 متر مي رسد.

15ـ ارگ كرمان

1. كرمان

2. رفسنجان

90/354

در امتداد غربي شرقي قرار گرفته است اغلب تپه ها به شكل بارخان و سيف مي باشند.

16ـ ارگ سيستان

درياچه هامون

03/323

در جنوب دشت سيستان در طرفين رودخانه شيله قرارگرفته است. شكل تپه ها به صورت سيلك، بارخان و سيف است نبكا از مهمترين اشكال بيابان است كه درغرب رودخانه شيله و جنوب تاسوكي فراوان يافت مي شود.

17ـ ارگ فردوس

بشرويه

36/235

در 20 كيلومتري جنوب شرقي فردوس قرار گرفته است، تپه ها اغلب به شكل بارخان مي باشند.

18ـ ارگ شهر سراي (گاوخوني)

نائين

96/180

تپه ها اغلب به شكل بارخان،‌سيف و سيلك مي باشند كه ارتفاع تپه ها تا 60متر مي رسد.

19ـ ساير ارگهاي ايران

ترود

47/167

در محدوده چاله دامغان به صورت نواري نامنظم در امتداد شمال غربي- جنوب شرقي در طول 10 تا 12 كيلومتر كشيده شده است. شكل تپه ها اغلب بارخان، سيف و سيلك مي باشند.

 

 

ادامه جدول شماره (2) ويژگيهاي مهمترين ارگ هاي ايران

نام ارگ يا ريگ

محدوده جغرافيايي در نقشه توپوگرافي 1:50000

مساحت به كيلومترمربع

ويژگي هاي ارگ

20ـ ساير ارگ هاي ايران

آجي چاي- ميامي غرب خراسان- حاشيه شرقي دشت مركزي- ارگ هاي شرقي در مرز پاكستان و افغانستان (ارگ تهلاب)

4/1798

روي مخروط افكنه آجي چاي تپه هاي ماسه اي نامنظم.

در غرب خراسان- ماسه زارهاي متفرقه اي را تشكيل مي دهد كه به شكل بارخان و سيف مي باشند.

حاشيه شرقي دشت مركزي مساحتي حدود 45/540 كيلومتر مربع و از اشكال مختلف تپه هاي ماسه اي تشكيل شده اند.

ارگ هاي شرقي به شكل نامنظم در مرز پاكستان و افغانستان تشكيل گرديده اند.

 

 

جديدترين مطالعات نشان مي دهد كه مساحت ارگ هاي ايران رقمي حدود 36000 كيلومتر مربع مي باشد اين سطح شامل مناطق تجمع ماسه ها مي باشد و از طرف ديگر مجموع مساحتي كه به وسيله‌ناهمواري ها و پهنه هاي ماسه اي كه محدوده شهرها و روستاها و خطوط ارتباطي كشور را اشغال نموده اند رقمي حدود 13 ميليون هكتار برآورد مي شود. از اين مقدار 5 ميليون هكتار آن شامل ماسه زارهاي فعال و بقيه شامل تپه هاي فسيل شده و يا تپه هاي تثبيت شده مي باشد.

 

جدول شماره (3) مساحت ماسه زارهاي در استانهاي مختلف كشور

رديف

استان

مساحت

( هكتار)

1

آذربايجان غربي

600

2

ايلام

10000

3

تهران- قم

30000

4

مركزي

30000

5

بوشهر

100000

6

فارس

200000

7

هرمزگان

200000

8

سمنان

200000

9

يزد

1200000

10

كرمان

1500000

11

خوزستان

1500000

12

اصفهان

2500000

13

سيستان و بلوچستان

2500000

14

خراسان

3000000

جمع كل

12970600

 

 

ب) وضعيت کویرهاي ايران

كوير نوعي عارضة مناطق بياباني است. معمولاً‌كوير هميشه در پست ترين نقطة منطقه بوجود مي آيد. گاهي نيز ممكن است كوير به شكل ناهمواريهاي تپه ماهوري و مسلط به دشت هاي اطراف باشد. البته بايد توجه داشت كه امروز به غلط به هر جا كه آب نباشد كوير گفته مي شود.

عوامل مختلفي در تشكيل كوير مؤثر مي باشند كه مهمترين آنها، شرايط آب و هوايي ، وضعيت ژئومرفولوژي،‌ رسوبات ريزدانه، املاح و نمك هاي مختلف مانند سديم، منيزيم، پتاسيم،‌ كلسيم و غيره است.

متأسفانه در بعضي از كتاب ها و نشريات و يا حتي مقالات بعضي از پژوهشگران كلمات بيابان، صحرا و كوير اغلب به يك مفهوم و معادل هم بكار رفته است.

صحرا اسم خاص سرزمين كم آب و نيمه كم آبي در شمال آفريقاست كه از اقيانوس اطلس تا كشور مصر گسترش داشته و شرايط ويژه خود را دارد و مفهوم آن براي آفريقائيان و پژوهشگران نواحي خشك مفهوم خاصي مانند جازموريان- لوت- بجستان، مسيله و ... براي ما ايرانيان است.

از طرف ديگر كلمة صحرا تقريباً‌در سراسر ايان بويژه بين روستائيان يكي از پرمصرف ترين كلمات روز به شمار ميرود. صحراي روستائي، باغ و مزرعه و زمين هاي زيركشت يا مراتعي است كه حيات روستايي و اقتصاد كشاورزي به آن وابسته است و حتي شايد بيابان هم بخشي از صحراي آنهاست.

اما ما خوب مي دانيم كه چنين سرزمين هايي تفاوت هاي فاحشي با بيابان دارند.

گاه كلمة كوير نيز معادل بيابان بكار رفته است. كوير پديده اي خاك شناسي است و در شرايط خاصي تشكيل و توسعه مي يابد. از آنجا كه شرايط حاكم بر بيابان ها اغلب مساعد پيدايش كوير است و اين دو پديده بيشتر با هم وجود دارند، احتمالاً‌چنين توهمي بوجود آورده است.

هر جا كه بافت خاك ريز دانه و نمك به مفهوم عام وجود داشته باشد با حضور آب به هر شكل، كوير تشكيل مي شود از سوي ديگرهر تغييري در ميزان و تركيب كاني شناسي نمك حاصل شود با نوع جديدي از كوير روبرو خواهيم بود.

به همين دليل كويرها اقسام متفاوتي دارند. عامل زمان نيز در تغيير و تحول كوير دخالت دارد. لذا از نظر پيكرشناسي زمين نيز كويرها مورد توجه مي باشند. در واقع كوير عارضه اي در يك بيابان است نه خود بيابان، گاهي وسعت كمي از يك بيابان را شامل است (دشت لوت) و زماني به خاطر گسترش فراوان حتي نام خود را به بيابان    مي دهد مانند دشت كوير.

در ماده 3 دستورالعمل تشخيص اراضي تبصرة 5 مادة 34 قانون حفاظت و  بهره برداري از جنگل ها و مراتع كشور تعريف كوير چنين آمده است.

اراضي كويري، پسترين نقاط اراضي بياباني است كه داراي سخت ترين شرايط محيطي بوده و بطور كلي توان توليد بيولوژيكي نداشته باشد.

به هر حال بايد در نظر داشت كه بيابان يك اكوسيستم است و عارضه هاي كوير و ماسه هاي روان جزيي از اين اكوسيستم مي باشد.

قشرهاي نمك به شكل پوششي سطح كوير را مي پوشانند. تشكيلات آن مربوط به نحوة عمل فرسايش در سازندهاي نمكدار ميوسن مي باشد كه جريان هاي آبي از مناطق كوهستاني سرچشمه مي گيرد و بعد از هر طغيان در منطقة كوير، تبخير و موجب اضافه شدن پوشش جديد بر روي قشر قبلي مي گردد. بايد توجه داشت كه فرايند تبخير هميشه غالب مي باشد. ولي در حالت استثنايي كه تبخير ضعيف و جريان هاي آبي كافي باشد در اين صورت در منطقه درياچه هاي كم عمق همراه جلگه هاي رسي تشكيل مي شود.

برخي ازرخساره هاي كويري عبارتند از:

الف) رخسارة منطقه مرطوب

ب) رخسارة منطقة شوره زار يا كوير (سبخا)

ج) رخسارة درياچه كوير (درياچه شور)

د) رخسارة ناهمواري عينكي.

 

عرصه وسیع مناطق بیابانی وکویری ایران ولزوم شناخت هرچه بیشتر این مناطق به منظور برنامه ریزی واستفاده بهینه وهمچنین جلوگیری از پیشروی آنها سبب شده است تا دست اندرکاران وصاحب نظران بانوشتن مقالات ویاتشکیل گردهمایی ها وسمینارها دراین مورد به بحث وتبادل نظربپردازند.اماچیزی که تابه حال به آن دقت کافی مبذول نشده ارائه تعریفی صحیح ازکویر ومناطق کویری ویا تفکیک دوناحیه بیابان وکویر بوده است.شاید این سئوال پیش آید که جدابودن این دو واژه از هم چه چیزی را عوض کرده ویاچه مشکلی را حل می کند.ولی آنچه می توان گفت این است که در هرنوع مریضی ابتدا باید نوع مرض راتشخیص داد وسپس اقدام به تجویز داروکرد.به این ترتیب بیابان وکویر هم دونوع مریضی مناطق خشک است که ابتدا باید چگونگی پیدایش آن را تشخیص داده وسپس به مبارزه پرداخت.وچه بسا نوع مبارزه با یکدیگر تفاوت داشته باشد با این توضیح کوتاه باید ببینیم کویرچگونه جایی است.

 

به چه مناطقی کویرگفته می شود:

کویربه زمینهای گلی ،شورونمکزاری گفته می شودکه اشباع ازاملاح ونمکهای مختلف بوده وبرای زراعت مناسب نمی باشند.هرجاکه بافت خاک ریز دانه ونمک به مفهوم عام وجود داشته باشد باحضور آب به هرشکل(باران،سطحی وزیرزمینی)کویر تشکیل می شود و معمولا درانتهای مسیل ها ودرپست ترین نقطه یک حوضه قراردارد، ازآنجا که شرایط حاکم بربیابانها اغلب مساعد پیدایش کویراست لذا این دوپدیده بیشتر با هم وجود دارند.درواقع کویرعارضه ای در یک بیابان است نه خودبیابان.

 

پیدایش کویر:

درتشکیل زمینهای شور وکویرهای نمک عوامل بیشماری در طول دوران های زمین شناسی دخالت داشته اندکه به طورخلاصه به چندموردازآنها اشاره می شود:

1-چون زهکش سیلابها هنگام عبور ازتشکیلات نمکدار که عمدتا مربوط به دوران سوم زمین شناسی می باشند به طرف گودترین نقطه حوضه آبخیز سرازیرمی شود املاح محلول را درخودحل کرده وبه چاله هاحمل می کنند.این املاح پس از تبخیر در سطح زمین رسوب می نمایند ودرنتیجه خاک آن نقاط شور شده وکویر ایجاد می شود به طوریکه هیچ گونه گیاهی نمی تواند درآنجا رشد نماید.مانند کويردامغان- کویر نمک بجستان-کویرسبزوار-کویرشوره گزهامون و...

2-املاح نمک در ساختمان خاک منطقه موجود بوده وبه دلیل تبخیرشدید از طبقات زیرین در نتیجه خاصیت شعریه، به سطح منتقل می شودوکویر ایجادمی شود.

3- ممکن است به دلیل وجودگنبدهای نمکی در منطقه وتخریب آن به تدریج کویرایجادگردد. انواع مختلفی از این گونه کویرها درنقاط مختلف ایران به صورت بزرگ وکوچک دیده می شود.بعضی ازآنها به صورت باتلاق درطول سال از رودخانه ها تغذیه شده وآبدارمی باشند(باتلاق گاوخونی، جازموریان و...)وبعضی دیگر چون کویرهای سیرجان وبجستان با وجودآبدار بودن در زیر پوشش های قطور نمک تقریبا به صورت مرده بوده وبه طورمحدود درسالهای پرباران بخشی ازپهنه های آنهاغرق آب می شوند.

به این ترتیب می توان گفت که درپیدایش کویر باتعریف فوق، انسان دخالتی نداشته بلکه بیشتر وضعیت زمین ساختی وژئومرفولوژی منطقه موثر است ولی انسان به طورناخواسته با اهمال باعث پیشروی کویرمی شود.

 

چگونگی پیشروی کویر:

عامل گسترش کویر راباید درفاکتورهایی که شوری منابع آب وخاک را سبب می شوند بررسی کرد.بایدتوجه داشت در فلات خشک ایران آنجایی که شوری منابع آب وخاک از حدبحرانی خودتجاوزکند به معنی ظهور شرایط کویری است وبالاخره باپیشرفت بدون برگشت درجه شوری به غالب شدن مطلق کویرخواهدانجامید.

گسترش شوری درفلات ایران تنها به پهنه های پوشیده ازنمک تحت عنوان کفه ها وباتلاق های نمک وسفره های آب شور زیرزمینی محدودنیست، بزرگترین مشکل وجودتشکیلات زمین شناسی محتوی رسوبات تبخیری چون گچ ونمک می باشد که تقریبا دراکثر نقاط ایران وجود دارد.به طورکلی کویرهای نمکی به صورت مرکز اصلی پخش نمک عمل می کنند که دربخش سطحی توسط آب واحیانا باد ودرقسمت عمقی به وسیله نفوذ جریان آب شور اثرات مخرب خود را درزمین های اطراف برجای می گذارد.

 

راههای پیشروی کویر:

1-برداشت بی رویه ازآبهای زیرزمینی حاشیه کویر:

دراثر این کار علاوه برافت شدید سطح سفره های زیرزمینی بحران دیگر به صورت شور شدن ذخائر آبی را باید یادآور شدکه به علت برهم خوردن تعادل بین آب شور وشیرین سبب پیشروی جبهه های آب شور دربستر آب شیرین سفره های زیرزمینی می شوند.افزایش تدریجی درجه شوری آب زیرزمینی در دست بهره برداري،آغازی جدی برای نمک زایی ونهایتا تخریب منابع اراضی درجهت کویری شدن می باشد.

خطرشورشدن اراضی درسواحل دریا به علت برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی نیز وجود دارد البته درسواحل دریای مازندران به علت شرایط آب وهوایی مرطوب امکان تجمع املاح محلول در دشت های ساحلی بسیار محدوداست ولی تجمع نمک در سواحل خلیج فارس ودریای عمان درجنوب کشور با توجه به شرایط آب وهوایی به شدت گرم، تبخیر بالا ونزولات جوی اندکی از طرف دریابه طرف ساحل روبه افزایش است.

 

2-آب های جاری سطحی وباران:

باران هاي سیل آسا وکمیاب درمناطق خشک می توانند با ایجاد سیلاب، رسوبات نمکدار وگچی را از ارتفاعات تا انتهای مسیل حمل نمایند.همچنین آب های جاری سطحی با وجود ناچیز وضعیف بودن قادرند با شستشوی تدریجی گنبدهای نمک واقع درسطح زمین یامعادن نمک در حال استخراج مناطق وسیع تحت نفوذ خود را آلوده به شوری سازند.این شستشوی تدریجی در درازمدت منتهی به کویری شدن منطقه می شود.

3-باتلاق ها:

باتلاق های نمک که درانتهای حوضه های آبریز آبهای شور قراردارند وبه صورت کویرنمک درآمده اند می توانند ازطریق پذیرش آب های شور وتوسعه سطح خود وتبخیر مجددآب بردامنه کویر بیفزایند.

4-بادوطوفان:

دربعضی مناطق که قشرسطحی وشورکفه کویرها به صورت پودرنمک می باشند(کویرهای سدیمی)بادمی تواند به عنوان یک عامل حمل نمک در کویر به حساب آید زیرا باد قادراست این ذرات را به نقاط اطراف وحتی دوردست حمل نماید.

مسلما در این نقل وانتقالات، اراضی مناسب ومساعدکشت وکار مسیرخودرا آلوده به شوری خواهدکرد، بادوطوفان دراقیانوسها ودریاها نیز این کار را به وسیله قطرات بسیار ریز آب حاصل ازامواج می تواند انجام دهند.براساس اندازه گیری هایی که درجنوب فرانسه انجام شده است سالانه درهرمترمربع زمین25 تا43 گرم کلرور سدیم از پدیده قطرات آب دریا آلوده به شوری می شودکه درطی سالیان دراز وتکرار این عمل اراضی شور وکویری به  وجودمی آید.

عوامل دیگری نیزهمچون گرمی وخشکی هوا وبالاآمدن آب شور، گنبدهای نمکی، آبیاری اراضی با آب شورو...درپیشروی کویر دخالت دارندکه برای جلوگیری از اطاله کلام فرصت تشریح یکایک آنهانمی باشد.

 

منابع مورد استفاده :

1-جعفرپورو معتمد، احمد، 1371.پژوهش های علمی محیط بیابانی گرم(ترجمه)، نشریه شماره 31، مرکز تحقیقات مناطق کویری وبیابانی ایران.

2-خالدي، شهريار، 1370خطرات بيابان زايي در ايران را جدي بگيريم، مجله جنگل ومرتع شماره11.

3-خسروشاهي، محمد، 1368، مباني اكولوژي (پلي كپي درسي).مجتمع آموزش منابع طبيعي كلاك.

4-روزنامه اطلاعات، 6 اسفند1371.

5-سازمان ترويج كشاورزي، 1366، آشنايي با منابع طبيعي تجديد شونده.

6-عطاپور، عباس، حسيني، مجيد ومحمدخسروشاهي،1383، شناسائي و تفكيك مناطق بياباني ازديدگاه ژئومورفولوژي ،فصلنامه علمي- پژوهشي مرتع وبيابان شماره(3)11، انتشارات موسسه تحقيقات جنگلها ومراتع.

7-قباديان، 1364، توصيه هايي در ارتباط با بازسازي منابع طبيعي فلات ايران.

8- دفتر طرح ومشاور نخست وزير(1364) ،كويرهاي ايران

9-مبارزه با كوير ومراحل كويري شدن، 1364، اداره كل حفاظت محيط زيست اصفهان.

10- مركز مطالعات هماهنگي ومحيط زيست دانشگاه تهران(1378)، پيشنهادهاي كنفرانس گسترش بيابان نايروبي(كنيا)، نشريه شماره 8،مجله محيط شناسي، 

11-معتمد، احمد، 1353.مسائل زمين شناسي چاله لوت نشريه شماره 11، موسسه جغرافيا، دانشگاه تهران.

12-منابع طبيعي ايران: ديروز، امروز، فردا، 1383.سازمان جنگلها، مراتع وآبخيزداري كشور.

 

عوامل تاثیر گذار بر اب وهوای ایران

عوامل مؤثر بر آب و هوای ایران با تأکید بر عنصر بارش

مقدمه:ایران سرزمین بسیار متنوّعی است که این تنوع علاوه بر ویژگی های انسانی در ویژگی های طبیعی آن هم مشاهده می شود.سرزمین ایران  در اثر استقرار بین سه صفحۀ عربستان،اوراسیا و هند به صورت یک تودۀ برجسته درآمده است.بر اثر این شکل یابی تکتونیکی[1]،مرزهای خارجی این سرزمین به صورت برآمده قسمت های فرو رفته مرکزی و داخلی را در میان گرفته است(بابائی فینی و فرج زاده،1381).مورفولوژی[2] کلی این سرزمین در نیمۀ غربی برجسته،پر عارضه و بر عکس در نیمۀ شرقی و مرکزی کشور کم عارضه،کم ارتفاع و نسبتاً یکنواخت است.این تفاوت مهم مورفولوژیکی به همراه مو قعیت عمومی جغرافیایی،یعنی  قرار گیری در کمربند خشک کرۀ زمین و قرارگرفتن منابع عمدۀ رطوبتی در غرب آن،نقش بسیار مهمی در  پدیدآوردن سیمای طبیعی سرزمین ایران به شکل کنونی داشته است.در این میان بارندگی های زندگی بخش در گسترۀاین فلات زمانی رخ می دهند،که دو عامل اساسی آن یعنی رطوبت و صعود وجود داشته باشدکه تحقیقاً نحوۀ پراکنش بارش در سطح کشور،تابع نحوه و میزان فراهمی این دو عامل است.

بنابراین از یک سوبه علت این که منابع رطوبتی داخلی کشورچشمگیرنیست،و از سوی دیگر شرایط صعود همیشه ودر همه جای کشور به طور یکسان فراهم نمی باشد،عمدۀ شرایط رطوبت و صعود باید بیرون از کشور تحت تأثیر سامانه های منطقه ای و سیاره ای گردش عمومیِ جوّتأمین شود تا در نقاط مختلف کشور بارش رخ دهد،اما از آن جا که عوامل بیرونی ذاتی کشور ایران نیستند حضور آنها همیشه ودر همه جا ی ایران یکسان نیست.

واقع شدن ایران به روی کمربند بیابانی و عمل فرونشینی هوا در این کمربند،کشور ایران(250 میلی متر) را در مقایسه با کرۀزمین(860میلی متر) به سرزمینی خشک بویژه در نواحی پست شرقی و داخلی تبدیل کرده است.کشور ایران به لحاظ عرض جغرافیایی و همجواریش با پر فشار جنب حاره ای علاوه بر اندک بودن بارش،رژیم بارشی پر نوسانی دارد.قانونمندی بارش های ایران را به سختی می توان کشف کرد.بارش ها مرتبط با مکان متفاوت اند و این تفاوت به جهت و منشاءتوده های هوایی که ایران را تحت تأثیر قرار می دهند و همچنین به جهت گیری کوه ها بستگی کامل دارد.ویژگی عمده پراکنش بارندگی در ایران آن است که بارش سالانه در سطح کشور هم از نظر مکانی و هم از نظر زمانی اختلاف چشمگیری نشان می دهد.در حالی که میزان بارش در سواحل خزر،زاگرس و البرزبه ترتیب حدود1560 ،930 و530 میلی متر می باشد،در مناطق مرکزی به63 میلی متر می رسدکه علاوه بر پراکنش ناهمگون مکانی،تغییرات شدید زمانی در آن به چشم می خورد(بابائی فینی و فرج زاده،1381). این نحوۀپراکنش زمانی-مکانی بارش در ایران متأثر از پراکنش سامانه های گردش جوّی جهانی می باشدکه کمترین تغییر در الگوی آن،ناهنجاری های شدید آب و هوایی را به دنبال  می آورد.از این رو وقوع بارش در مناطق مختلف کشور یکسان نیست و دارای تغییرات زمانی-مکانی است.بنابراین مشخص می شودکه ویژگی های آب و هوایی ایران از جمله بارش تنها به شرایط محلی بستگی ندارد.بلکه عواملی دیگر تحت عنوان عوامل بیرونیِ منطقه ای وسیاره ای سامانۀ گردش جوّی بر نوسانات عناصر آب و هوایی ایران از جمله بارش مؤثر است.به همین خاطر در این بحث عوامل مؤثر بر آب و هوای ایران به دو دسته؛تحت عنوان عوامل محلی و بیرونی(منطقه ای و سیاره ای) تقسیم و ذیلاً به شرح  آنها پرداخته  می شود .

 

الف- عوامل محلی :عوامل محلی کنترل کنندۀ عناصر آب و هوایی ایران عوامل طبیعی و جغرافیایی ثابت ایران هستند،که از زمانی به زمان دیگر تغییر نمی کنند.از جمله این عوامل می توان به موقعیت جغرافیایی،وضعیت ناهمواری ها اشاره کرد که درمقیاس حداکثر چند صد ساله مطالعات اقلیمی تغییرات محسوسی ندارندوتقریباً ثابت هستند.

1-موقعیت جغرافیایی: سرزمین پهناور ایران با وسعتی معادل 1648195کیلو متر مربع مابین25تا40 درجه عرض شمالی و44تا63 درجه طول شرقی واقع شده است.سرزمین ایران از لحاظ شکل هندسی،به صورت یک چهار ضلعی نسبتاً منظم و تقریباً شبیه لوزی مایل می باشد.قطر بزرگ آن در امتداد شمال غربی-جنوب شرقی و قطر دیگرش در جهت شمال شرقی-جنوب غربی کشیده شده است.اگر سرزمین ایران فاقد ارتفاعات بلند می بود و همچنین در مسیر ورود بادهای مرطوب غربی قرارنمی گرفت شرایط خشکی با تفاوت اندک،مشابه آنچه در سرزمین های مجاور دیده می شود در سر تا سر ایران حاکمیت می یافت(علایی طالقانی،1382).

 بنابراین محرز است که موقعیت جغرافیایی(عرض و طول جغرافیایی)هر پهنه ای از جمله ایران بر روی کرۀ زمین نقش تعیین کنندۀ برنوع آب و هوا و پراکندگی عنصربارش دارد.به طوری که به واسطۀ قرار گرفتن سرزمین ایران در کمربند خشک جهان متوسط بار ش سالانۀآن250میلی متر و کمتر از یک سوم متوسط بارش سالانۀ کرۀ زمین یعنی860 میلی متر و در داخل کشور هم مناطق مختلف آن به واسطۀ موقعیت جغرافیایی خاص خود دارای ویژگی های بارشی متفاوتی می باشند.به طوری که هر چه از مناطق شمالی و غربی کشور به طرف مناطق جنوبی و شرقی پیش می رویم،از میزان بارش کاسته می شود،وقوع بارش با تأخیر صورت می گیرد،نوسانات بارش بیشتر می شود،بارش ها بیشتر به صورت رگباری و حجم عظیمی از آنها در زمان کوتاهی از سال می بارد.

2-نا همواری ها:سرزمین ایران در مجموع سرزمین نسبتاً بلند و ناهمواری است که،در مفهوم پیکر شناسی« فلات ایران» نام دارد.از نظر پیکر بندی،کشور ایران بخش اعظم فلاتی را به هممین نام می پوشاند.فلات ایران واحد جغرافیایی مشخصی است که در پی تحولات مختلف زمین شناسی بویژه آخرین مر حله زمین ساخت شکل کنونی خود را یافته است(علایی طالقانی،1382).این فلات ارتباط طبیعی فلات آناتولی در شمال غربی با فلات پامیر در شمال شرقی را فراهم ساخته وارتفاع متوسط آن حدود1250 متر است.پست ترین نقطۀ آن در دشت لوت56 متر و بلندترین نقطۀآن منطبق بر قله دماوند5671 متر ارتفاع دارد.

 فلات ایران را حصارهای کوهستانی بلند از همه طرف احاطه کرده است.ارتفاع این کوه ها در بیشتر طول مسیر2500متر بیشتر است و در روی آنها ارتفاع چند کوه از4000 متر تجاوز می کند.حصارهای کوهستانی، واحد جغرافیایی مشخص و مستقلی در بخش داخلی این سرزمین به وجود آورده که دسترسی به آن تنها از طریق گردنه های صعب العبور و بعضی گلوگاه های طبیعی امکان پذیر است(علایی طالقانی،1382). ناهموری ها و پستی و بلندی های سرزمین ایران به عنوان یک سری از عوامل محلی و جغرافیایی نقش قاطع و تعیین کنندۀ در پراکندگی عناصر آب و هوای از جمله عنصر بارش دارند.ناهمواری های اصلی ایران  به دو طریق بر آب و هوا و عناصر آن از جمله بارش اثر می گذارند:1-ناهمواری ها به دلیل مرتفع بودن نسبت به سرزمین های اطراف سبب تغییر بعضی از ویژگی های هوا(کاهش دما) می گردند.2- به صورت سدی در مقابل حرکت توده های هوا(مرطوب از شمال،شمال غرب،غرب و جنوب غرب به داخل ایران) قرار می گیرند و سبب نا یکنواختی در پراکندگی مکانی عناصر آب و هوایی مانند بارش  می شوند(علیجانی،1374).


 باافزایش ارتفاع به دلیل کاهش دما(افزایش هر1000 متر ارتفاع ازسطح دریای آزاد دمای محیط حدود6 درجه سلسیوس کاهش می یابد)و رسیدن دما به نقطۀ شبنم  میزان بارش افزایش می یابد،اما اثر ارتفاع بر افزایش بارش در مناطق مختلف کرۀ زمین یک جور نیست.شکل2-1اثرمتفاوت ارتفاع بر بارش در   عرض های جغرافیایی مختلف به شکلی کاملا ًمشهود بیان  می کند.

شکل2-1 رابطه بارش و ارتفاع (کاویانی و علیجانی،1371).

طبق شکل2-1 بارش در مناطق مختلف با افزایش ارتفاع تا ارتفاع معینی افزایش می یابد و از آن پس با افزایش ارتفاع میزان بارش کاهش می یابد.این افزایش و کاهش بارش با ارتفاع در مناطق سه گانه(از چپ به راست شامل عرض های شمالی14-15درجه درگواتمالا،38-39درجه شمالی کوه های سیرانوادا کالیفرنیا و48 درجه شمالی درکوه المپیک واشنگتن)فوق یکسان نیست،چرا که ارتفاع تنها عامل مؤثر نیست.در مناطق حاره حداکثر بارش تا ارتفاع 2000 متری است و از آن پس در قله کاهش می یابد،چرا که در این مناطق لایه پایینی جوّ سر شاراز رطوبت است ولی لایه میانی از نظر رطوبتی بسیار فقیر است.حرکات همرفتی به لایه پایینی جوّ محدود می شود،ازاین رو طبق شکل فوق نواحی حاره بارش تا ارتفاع1000 تا1900متری افزایش واز آن پس رو به کاهش می گذارد،اما در مناطق برون حاره مقدار بارش تا قله کوه و تا ارتفاع5000 تا5500 متری افزایش می یابد.

در سرزمین ایران کوهستان های البرز و زاگرس همانند سدی جلوی ورود رطوبت به قسمت های داخلی کشورسد می کنند.علیجانی(1374)بارنگی سال1975ایران را در نیمرخ کوه های البرز و زاگرس بررسی کرده(جداول،2-1و2-2).طبق آمار جدول2-1در نیمرخ زاگرس بارش سالانۀ قصرشیرین با ارتفاع300 متر نسبت به سطح دریا570 میلی متر است،که به طرف دامنۀکوه های زاگرس زیادتر می شود.بیشترین بارندگی این نیمرخ در حوالی کرمانشاه رخ داده است و به طرف ارتفاعات بالاتر دوباره کاهش یافته،به طوری که مقدار بارندگی ایستگاه قم واقع در دامنه شرقی زاگرس به کمترین مقدار(219 میلی متر) رسیده است.

جدول2-1 بارندگی سال1975 در نیمرخ زاگرس(علیجانی،1374).

نام شهر

قصرشیرین

کرمانشاه

همدان

تفرش

قم

طول جغرافیایی (شرقی)

5/45

47

5/48

50

51

ارتفاع به متر

300

1322

1644

1878

928

بارندگی به میلی متر

1/570

598

1/367

6/311

219

آمارجدول2-2 نشان می دهدکه درمنطقه البرز به دلیل همجواری دریای خزر وضع بارندگی فرق  می کند ولی در مجموع بارندگی شمال البرز بیشتر از جنوب آن است.

جدول2-2 بارندگی سال1975 در نیمرخ البرز(علیجانی،1374).

بارش سالانه

(میلی متر)

ارتفاع به متر

عرض جغرافیایی

دقیقه  -     درجه

طول جغرافیایی

دقیقه   -     درجه

نام ایستگاه

1830

200

41                  36

15                51

کلار آباد

8/719

1800

23                  36

16                51

رود بارک

5/602

1850

17                  36

16                 51

کلارک

214

1980

13                  36

18                 51

سیاه بیشه

255

2700

12                  36

23                 51

معدن دونا

548

2750

10                  36

19                 51

کندوان شمالی

5/523

2900

9                   36

18                 51

کندوان جنوبی

5/643

2300

5                    36

20                  51

نسا

7/441

2200

58                  35

21                  51

شهر ستانک

408

1800

57                  35

29                  51

میگون

437

1700

50                  35

16                 51

سولقان

466

1600

46                  35

21                 51

لتیان

260

1191

41                 35

19                51

تهران

از آمار جداول2-2 چنین استنباط می شود که کوه های البرز و زاگرس به ترتیب از ورود رطوبت دریای خزر و دریای مدیترانه به داخل ایران می کاهند و نظم و آهنگ حاکم بر بارش های ایران در ارتفاعات مختلف کوهستان های ایران یکسان نیست.به طوری که نقش کوه های البرز در پراکنش ارتفاعی بارش در دو دامنه شمالی و جنوبی با هم متفاوت است،نقش ارتفاع در میزان  بارش در البرز و دامنۀ شمالی آن به استثنای فصل بهار منفی و در دامنۀ جنوبی در طول سال و همه فصول مثبت است(علیجانی،1384).از این رو در دامنه های جنوبی البرز با افزایش ارتفاع میزان  بارش افزایش می یابد.

در کوهستان های زاگرس در دامنۀ باد گیر معمولاً صعود کوهستانی سبب افزایش بارندگی می شود،در ارتفاعات بالاتر دامنه های باد گیر به علت تخلیۀ بیشتر بخار آب بارندگی کمتر می شود،و در دامنه های باد پناه بارندگی کاهش می یابد.به طوری که در قسمت های مرکزی ایران به حداقل خود می رسد،برای این که رطوبت کافی به آن جا نمی رسد(علیجانی،1374).ساده انگارانه خواهد بود از میان تمام اجزای تشکیل دهندۀ چهرۀ زمین تنها ارتفاع را بر مقدار و پراکنش بارش مؤثر بدانیم،بهتر است به جای آن از رابطۀ بارش-ناهمواری صحبت کنیم که در این صورت حتی  بارش های که به سبب انتقال وزش از روی آب به خشکی ایجاد می شوند در همین مقوله قابل بحث خواهد بود(غیور و مسعودیان،1375).به سبب تفاوت ناهمواری آب و خشکی انتقال هوای وزنده از روی آب به روی خشکی سبب کاهش سرعت جریان می گردد واین هوای کند همچون سدی در برابر هوای سریع پشت خود عمل کرده و سبب صعود و ریزش می شود(کاویانی و علیجانی،1371).از این رو الگوی مکانی بارش تا حدودی تحت تأثیر شکل زمین است(غیور و مسعودیان،1375).علاوه بر میزان ارتفاع از سطح دریای آزاد و جهت قرار گیری کوهستان های مهم ایران،اختلاف ارتفاع گودترین و بلندترین نقاطی که در شعاع مکان مورد نظرواقع اند،جهت جغرافیایی بیشینه گشودگی محل به آسمان،زاویه سمت محل به نقاطی که ارتفاع آنها از مکان مورد نظر بیشتر است،نقش بسیار مهمی در پراکنش مکانی بارش در نقاط مختلف جهان از جمله کشور ایران دارند.(غیور و مسعودیان(1375)دراین زمینه به نقل از لیناکره[3] بیان می کنند،بر اساس یک مطالعه آماری بر روی بارش های غرب کلرادو،مشخص گردیده که،88 در صد تغییرات مکانی بارش به شکل زمین مربوط است.بنابراین در یک نتیجه گیری کلی می توان عنوان کرد که وضعیت ناهمواری ها و شکل زمین هر منطقه نقش بسیار مهمی درنظم و هماهنگی مکانی بارش بازی می کند،اما این نقش به علت تأثیر دیگر عوامل محلی و بیرونی، در تمام مناطق کرۀ زمین یک جور و یک اندازه  نیست.

ب-عوامل بیرونی:تغییرات زمانی-مکانی عناصرآب و هوایی از جمله عنصر بارش نشان می دهدکه عوامل محلی تنها عوامل مؤثر بر بارش های جوّی ایران نیستند،بلکه یک سری عوامل دیگرهم بر ویژگی های بارشی ایران مؤثرند.این عوامل آنهای هستندکه در داخل ایران مستقر نیستند و از بیرون وارد کشور شده و به عبارتی جزءذاتی ایران به حساب نمی آیند.به همین خاطر از آنها تحت عنوان عوامل بیرونی نام برده می شود،که فراوانی وقوع  آنها همیشه و در همه جا ثابت نیست و از زمانی به زمان دیگر متفاوت است.مثلاً یک سال ممکن است بر اثر ورود زیاد چرخندهای مدیترانه ای بارش زیاد و سال دیگر به دلیل نیآمدن آنها هیچ بارانی رخ ندهد.این عوامل در قالب سامانه های گردش عمومی هوا،آب و هوایِ ایران را تحت تأثیرخود قرار می دهند.گردش عمومی هوا بر اثر اختلاف فشار بین منطقۀ حاره و نواحی برون حاره به وجود می آید.عناصر عمدۀ گردش عمومی هوا عبارتنداز:کمربند همگرایی بین حاره ای،بادهای بسامان،رود باد جنب حاره ای،و پر فشار جنب حاره ای در رژیم هدلی[4]؛بادهای غربی،موج های کوتاه و بلند،جبهه قطبی،رود باد جبهه قطبی، سیکلون ها و آنتی سیکلون ها در رژیم رزبای[5]. در این میان کمربند همگرایی بین حاره ای وبادهای بسامان[6] تأثیر چشمگیری برآب و هوای ایران ندارند. در بعضی شرایط استثنایی ممکن است کمربند همگرایی بین حاره ای از طرف جنوب شرق وارد ایران شود و همراه خود،عامل صعود حاره ای را به ایران آورد(علیجانی،1374).

عوامل بیرونی مؤثر برآب و هوای ایران خود به دو دسته؛اثر همسایگان وسرزمین های دورتقسیم می شوند که ذیلاً به نقش این عوامل در نظم وهماهنگی بارش های ایران پرداخته می شود.

1-اثر همسایگان:اثر همسایگان بر نظم و هماهنگی رفتار بارش های ایران پیچیده تر از عوامل محلی مانندارتفاع و طول و عرض جغرافیایی است.چون سامانه های فشار حین جابجایی به سوی ایران مثلاً از سمت دریای مدیترانه از عوامل بر جا و نابرجای مسیر مانند عوارض پست و بلند و سامانه های کم فشار و پر فشار دیگرمانندکم فشارهای مهاجر و پر فشارهای مهاجرتأثیر می پذیرند.اثر همسایگان را می توان در موضوعات فرابارسیبری، بادهای موسمی،بیابان های عربستان وشمال آفریقاو در یای مدیترانه بحث کرد.

فرابار سیبری:در دورۀسرد سال سرزمین پهناور سیبری به علت صافی آسمان و دوری از منبع آبی انرژی زیادی از طریق تابش موج بلند از دست می دهد.در نتیجه هوای مجاور زمین به تدریج سرد شده و مرکز پرفشار می گردد. در زمان گسترش فرابار به داخل ایران دمای اکثر ایستگاه ها کاهش می یابد،وخشکی هوا ویژگی اصلی آن است.امااثر این فرابار در سواحل خزر به گونه ای دیگر است.

 در فصل پاییز هنوز هوا به حدکافی سرد و آب دریا هنوز گرمی تابستان را دارد،بنابراین هوای سرد و خشک سیبری پس از عبوراز روی دریای خزر ناپایدار شده و در سواحل ایران بارندگی ایجاد می کند.شدت این بارندگی ها به علت طولانی بودن مسیر هوای سرد از روی دریا در منطقه انزلی بیشتر از مناطق دیگر است(علیجانی،1374).

رابطۀ بارش درسواحل خزر با اثر فرابار سیبری درهمه جای ساحل یکسان نیست اثرفرابار سیبری بر بارش های پاییزی سواحل جنوبی خزر بدین گونه است که 45در صد مکانیزم بارش ناحیه وابسته به فرابار سیبری است،و اثر این وابستگی در انزلی با فاصله از مرکز فرابار سیبری معکوس و ضعیف(318/0-)ودر گرگان رابطۀبارش با فاصله از مرکز فرابار سیبری مستقیم و معادل35/0است،که در نهایت با عقب نشینی فرابار به طرف شرق از مقدار بارندگی ها کاسته می شود(قشقایی،1375).هرچند فرابارسیبری عموماً کاهندۀ بارش های ایران است ولی در مقیاس گسترده عمل آن روی سرزمین ایران بویژه طی زمستان می تواند تقویت کنندۀ هماهنگی بارش ها و بر هم زنندۀ نظم آنها باشد.

 علاوه بر این؛فرابار سیبری در تشکیل و حرکت چرخندهای ایران و خاورمیانه هم اثر دارد.در اوج گسترش خود هوای سرد را به دریای مدیترانه می ریزد و سبب تشکیل جبهه و نهایتاً  چرخندهای مدیترانه ای می گردد و موقعی که عقب نشینی می کند راه را برای عبور چرخندها از ایران باز می کند.در بعضی موارد هم به صورت مانع درمقابل هوای مرطوب مدیترانه ای عمل می کند.در چنین موردی هوای معتدل مدیترانه از روی هوای سرد سیبری صعود کرده و پس از رسیدن به مرحله اشباع وتراکم ایجاد بارندگی می کند(علیجانی،1374).

بنابراین با توجه به مطالب فوق فرابار سیبری روی افزایش و کاهش میزان هماهنگی داده های بارش مناطق مختلف ایران مؤثر است؛مثلاً در فصل پاییز بر اثر وزش این فرابار بر روی دریای خزر ضمن افزایش بارش در سواحل جنوبی خزر،به این علت میزان هماهنگی داده های  بارش با بیشینه انزلی افزایش می یابد.

بادهای موسمی[7]: بادهای موسمی به بادهای فصلی اقیانوس هند گفته می شود.این بادها در فصل تابستان هوای گرم و مرطوب حاره ای را گسترش می دهند.هوای گرم و مرطوب حاره ای به دو طریق وارد نواحی جنوب ایران می شود.اول،از طریق نسیم دریا که از دریای عمان و خلیج فارس تا شعاع و ارتفاع محدودی وارد خاک ایران می گردد محدودۀآن بسیار کوچک است و به دلیل گسترش پر فشار جنب حاره ای آزور بر بالای منطقه نقش چندانی در بارندگی ندارد.راه دوم،ورود هوای موسمی از طریق کم فشار حرارتی در فصل تابستان بر روی پاکستان و هندوستان است.به هر حال فراوانی و شدت پایین بارش های موسمی تابستانه در سرزمین ایران با توجه به سمت ورودآنها باعث شدکه امکان طرح نخستین فرضیه تحقیق فراهم باشد و گرنه به این سادگی نمی شد از کاهش هماهنگی داده های بارش سالانه از شمال به جنوب سخن گفت.

بیابان های عربستان وشمال آفریقا:اثر آب و هوایی این سرزمین ها عمدتاً در فصل تابستان ظاهر می شود.در دورۀگرم سال بر اثر استقرار پرفشار جنب حاره ای آزور بر بالای ایران آسمان ایران بدون ابر می باشد،که در نتیجه سبب گرمایش سطح زمین می گردد.گرمایش زمین مرکز کم فشاری بر روی خلیج فارس را به وجود می آورد.این مرکز کم فشار هوای شبه جزیرۀعربستان را به داخل ایران می کشد(می مکد).ورود هوای گرم و خشک عربستان به داخل ایران سبب بالا رفتن دمای شهرهای جلگۀ خوزستان می شود و هوای گرم و خشک بر این منطقه حاکم می شود.در سواحل ایرانی خلیج فارس به دلیل عبور هوای عربستان از روی دریای گرم شرایط شرجی حاکم می گردد.در دورۀ سرد سال هوای بیابان عربستان در پشت جبهۀگرم چرخندهای مدیترانه وارد ایران   می شود و اکثر اوقات به دلیل خشک بودن،توفان خاک وماسه را به وجودمی آورد(علیجانی،1374).پدیده های همراه با کم فشار حرارتی صحرای عربستان عموماً گرما و گرد و خاک است،اما کم فشار سودانی که در شمال آفریقا تشکیل می شود در فصل تابستان به صورت یک کم فشار حرارتی عمل می کند و در زمستان رفتار آن به صورت دینامیکی[8] است.هرچقدر چرخندهای ایجاد شده توسط این کم فشار به عرض30 درجه نزدیکتر شوند بیشتر در مسیر بادهای غربی قرار می گیرند وکاملاً به صورت دینامیکی در می آیند.هر گاه کم فشار سودانی و مدیترانه ای با هم مرتبط شوند ناوۀ عمیق در شرق مدیترانه به وجود  می آید و موجب بارش های سنگین در اغلب نقاط ایران می شود(جوانمرد و همکاران،1382).

بارش های شدید جنوب غرب ایران تحت تأثیر سامانه های مدیترانه ای نیست،بلکه ناشی از دو مرکزکم فشار سودان و منطقه همگرایی دریای سرخ است(لشکری،1375).سامانۀ سودانی از دو مسیر نواحی جنوب غربی و بندرلنگه وارد ایران و به سوی شمال شرق حرکت می کند و در بعضی مواقع در وضعیت خاص همدید رطوبت کافی را از طریق دریای عمان،خلیج فارس و خلیج عدن کسب و به داخل ایران می آورد و درچنین شرایطی مشاهده شده که بارش های مناسبی درمنطقه شیر کوه یزد رخ می دهد(امیدوار،1386).تشکیل کم فشارهای دریای سرخ[9](کم فشار سودانی)نتیجه تکوین همگرایی اولیه برروی منطقه می باشد واین همگرایی که مرحله آغازین شکل گیری این کم فشار ها محسوب می شود خود ناشی از بر هم کنش دو مؤلفۀ اصلی یعنی« جریان های هوا» و« ویژگی های توپوگرافی»در منطقۀ دریای سرخ در ترازهای پایین جوّ است.

 همگرایی در منطقه دریای سرخ از دو الگو تبعیت می کند:1-همگرایی جریان های شرقی و جریان های شمال- شمال غربی در باد پناه کوه های مرتفع یمن و عسیر و فلات اتیوپی که می توان کم فشار های حاصله از نوع باد پناهی دانست.در این رابطه کم فشارهای سودانی،کم فشار های هستند که در آغاز به صورت یک منطقه همگرایی بر جانب غربی فلات اتیوپی(منطقه سودان) ظاهر شده و سپس تحت تأثیر عوامل جبهه ای به دریای سرخ و سپس ایران یا مدیترانه شرقی منتقل شده اند.2-و همگرایی دو جریان مخالف شرقی و شمال- شمال غربی در داخل ریفت دریای سرخ که به منطقه همگرایی دریای سرخ معروف گشته است.با توجه به دمای پتانسیل و ظرفیت رطوبتی این سامانه های حاره ای/جنب حاره ای،بارش های شدید و سیل آسا از مشخصه های سامانه های کم فشار منطقۀ در یای سرخ می باشد(مفیدی،1383).بنابراین اثر سرزمین های عربستان و شمال آفریقا بر آب و هوای ایران متفاوت است.به طوری که پدیدۀ غالب همراه با کم فشارهای شبه جزیرۀعربستان گرما و گرد و خاک است،در حالی که کم فشارهای سودانی در فصل زمستان رفتار آن به صورت جبهه ای شده و هرگاه با کم فشارهای مدیترانه ای مرتبط شود موجب بارش های سنگینی در اغلب نقاط ایران می شود.در نتیجه این سامانه بر هماهنگی داده های بارش ایران مؤثر است،اما انتظار می رود با توجه به محدودیت تأثیر این بیابان ها بویژه روی سواحل خزر میزان هماهنگی   داده های بارش ایران بویژه در فصل گرم در سواحل شمالی کمتر باشد.

دریای مدیترانه:دریای مدیترانه در مسیربادهای غربی قرار دارد واثرات آن از طریق این باد ها به ایران گسترش می یابد.در دورۀ سرد سال بر اثر استقرار فرود بلند مدیترانه تمام سامانه های فشار،اعم از موج های سطح بالا و چرخندهای روی زمین به طرف ایران می آیند.در این فصل جبهه قطبی بر ساحل شمالی دریای مدیترانه مستقر می شود و در تشکیل چرخندها شرکت می کند،به طوری که عامل صعود بارندگی ها در دورۀ سرد سال به وسیلۀ سامانه های مهاجر دریای مدیترانه تأمین می شود.این سامانه ها رطوبت خود را هم از این دریا فراهم می کنند(علیجانی،1374).دراوایل پاییز وقتی یک شاخه از جریان اصلی غربی به طرف جنوب و روی مدیترانه انتقال می یابد دما به طور شدید کاهش می یابد و استیلای پر فشار جنب حاره ای پایان می پذیرد و به تدریج کم فشار مدیترانه ای تشکیل می گردد.سهم این کم فشار ها در بارش های ایران خصوصاً در نواحی شمال غرب زیاد،است به طوری که9/49درصد از بارش های سالانه شمال غرب ایران ناشی از کم فشارهای مدیترانه ای است(بیاتی خطیبی،1378).

مدیترانه یکی ازمناطق مهم چرخندزایی بخصوص در فصل زمستان بوده که شارشهای گرمای محسوس و نهان[10]  نقش اصلی را در دینامیک چرخندهای مدیترانه ای دارند.مسیر چرخندهای مدیترانه ای عمدتاً در طول ماه فوریه مناطق جنوبی و در طول دورۀ دسامبرتا ژانویه مناطق شمالی دریای مدیترانه می باشد(جوانمردو همکاران،1382).بنابراین با توجه به موقعیت جغرافیایی دریای مدیترانه نسبت به ایران و نقش آن در ایجاد بارش های ایران خصوصاً در دورۀ سرد سال،انتظار می رود با توجه به این که ورود سامانه های بارانزای این دریا به ایران از غرب و شمال غرب کشور صورت می گیرد،ضمن افزایش میزان هماهنگی داده های بارش ایران طی دورۀ سرد سال از میزان این هماهنگی ها به طرف شرق و جنوب کشور کاسته  شود.

2-اثر سرزمین های دور:اثرسرزمین های دور  را،می توان در موضوعاتی چون بادهای غربی،رود باد جنب حاره ای،و پرفشار جنب حاره ای بحث کرد.

بادهای غربی:اگر قرارباشدکه فقط یک عاملِ غالب کنترل کنندۀ آب و هوای منطقۀ معتدل مورد نظر قرار گیرد،مطمئناً بادهای غربی انتخاب می گردد؛جریان تندی که با سرعت زیاد در ارتفاع 7000 تا10000متری از سطح زمین می وزد.بادهای غربی،در واقع عکس العمل تفاوت های حرارتی بین مناطق بیشترین پس داد انرژی تابشی محسوب می شود،که در سطح7000 متری،بالای مدار70 درجه شمالی و منطقۀ بسیار گرم مراکز پرفشار جنب حاره ای واقع در مدارهای15 تا30 درجه شمالی می وزد.بین هوای سرد و فشرده شمال (نیمکره شمالی)و هوای گرم و نسبتاً رقیق جنوب،باد حرارتی[11]می وزد(کیت بوشر،1373).

جریان هوایی که از کمربند پرفشار جنب حاره ای به طرف شمال می وزد،ابتدا جهت جنوب غربی دارد و بعد به تدریج با افزایش ارتفاع و تحت تأثیر نیروی کوریو لیس[12]،جهت غربی پیدا می کند و بدین صورت بادهای غربی به وجود می آورد(کاویانی و علیجانی،1371).این بادها در دورۀسرد سال به دنبال پسروی    رود باد جنب حاره ای به طرف جنوب،به ایران وارد می شوند.این پیشروی از اوایل پاییزآغاز می شود و تا شروع زمستان،بادهای غربی بر همه جای ایران مستقر شده اند.گسترش بادهای غربی با تشدید سرعت آنها همراه است و در نتیجه با خودشان رود باد جبهه قطبی می آورند.این بادها به همراه موج های کوتاه و بلند خود و چرخندها و واچرخندهای روی زمین مهمترین عامل آب و هوای ایران دردورۀ سرد سال محسوب  می شوند.ورود بادهای غربی به ایران توسط فرود بلند مدیترانه کنترل  می گردد(علیجانی،1374).

رود باد جنب حاره ای [13]:رود باد جنب حاره ای،عبارت است از جریان غربی تند و مداومی که در ماه ژانویه در موقعیت میانگین بین مدارهای 28و30 درجه شمالی(در نیمکره شمالی)دورکرۀ زمین می وزد و در منطقۀ شیب حرارتی شدید در ارتفاع10000متری دیده می شود(کیت بوشر،1373).رودبادجنب حاره ای در دورۀگرم سال بر بالای ایران مستقر می شود.بیشتر ایام در سطح200    هکتوپاسکالی جریان دارد و بدین جهت اثر ناپایداری آن به سطح زمین نمی رسد.محل استقرار این رود باد در طول سال بین شمال و جنوب ایران تغییر می کند.در دورۀ سرد سال با سرعتی معادل37 تا52 متر در ثانیه بر بالای بحرین ظاهر می شود.در دورۀ گرم سال بر بالای تهران مستقر شده و سرعت آن نیز کاهش   می یابد.در تابستان وضعیت چندان مشخصی ندارد و گاه تا17 متر در در ثانیه تنزل می یابد.جهت وزش آن در هر دو فصل از مغرب می باشد. جابه جایی فصلی رود باد جنب حاره ای سبب استیلای متناوب رژیم های حاره ای و برون حاره ای بر اقلیم ایران می گر دد.در دورۀ سرد سال که این رود باد بر بالای خلیج فارس مستقراست،عوامل آب و هوایی برون حاره مانند بادهای غربی و چرخندها به ایران وارد،وجوّ ناپایدار و هوای منقلب ایجاد می کنند؛اما در دورۀ گرم سال که رود باد بر بالای کوه های البرز قرار دارد عوامل آب و هوای حاره ای بر ایران مستولی و شرایط جوّی هوای پایدار به وجود می آید(علیجانی،1374).  

پر فشار جنب حاره ای:در دورۀگرم سال بر اثر فرونشینی مداوم هوا در جنوب و زیر رودباد جنب حاره ای،پر فشارجنب حاره ای تشکیل می شود.پر فشاری که آب و هوایِ ایران را کنترل می کند بر روی مجمع الجزایر آزور مستقر است و درفصل تابستان به صورت زبانه ای ازطریق مدیترانه بر بالای خاور میانه از جمله ایران کشیده    می شود.گسترش عمودی این پر فشار بر بالای ایران از سطح200 هکتو پاسکالی[14] تا700 هکتوپاسکالی یا پایین تر کشیده شده است.علت عدم گسترش آن به سطوح پایین تر و یا سطح زمین وجودگرمایش شدید سطح زمین بر اثر تابش آفتاب است که سبب می شود بر روی زمین ایران مرکز کم فشار ایجاد شود.این پرفشار پدیدۀ غالب دورۀگرم ایران است و تمام ایران را از جنوب کوه های البرز تحت استیلای خود در می آورد.به دلیل نزول دائمی هوا هیچ گونه حرکت صعودی انجام نمی گیرد و تمام ایران از آسمانی صاف و بدون ابر و باران برخور دار است.ارتفاع کف پر فشار جنب حاره ای آزور در همه جای ایران و از روزی به روز دیگر ثابت نیست.در نواحی غرب ایران به سطح زمین بسیار نزدیک است ولی در قسمت های جنوب شرق از سطح زمین فاصله دارد و در بعضی ایام حتی به2000 یا3000 متر فاصله پیدا می کند و اجازه می دهد،هوای گرم و مرطوب زیرین براثرعامل همرفتی تا ارتفاع لازم صعودکرده وابر و باران ایجاد کند.این وضع گاهی تا شمال ایران گسترش می یابد وسبب نفوذ باران های موسمی حتی تا تهران  می گردد.در مجموع هوای ایران در دورۀگرم بر اثر استیلای این پر فشار گرم و خشک است و فقط باریکه ساحلی خزر و آذربایجان و کردستان از بارش های تابستانۀ اتفاقی بهره مند می گردند(علیجانی،1374). ايران در اطراف مناطق جنب حاره قرار دارد،وتحت تأثير فشار زياد جنب حاره واقع است.آب و هوایِ منطقۀ جنب حاره به لحاظ رژیم بارشی به سه قسمت تقسيم مي‌شود:1- نواحي شمالي آن با بارندگي زمستانه2- نواحي جنوبي آن با بارندگي تابستانه3-و نواحي مركزي آن که عملاً داراي بارندگي ناچيز است.ايران به علت قرار گرفتن در محدودۀ ضلع شمالي فشار زياد فوق داراي بارندگي زمستانه است(حجازی زاده،1372). بنابراین انتظار می رود در دورۀگرم سال مناطقی که از استیلای این سامانه بدور است ضمن وقوع بارش تابستانه،دارای هماهنگی در بارش و از  میزان هماهنگی بالایی نسبت به دیگر مناطق برخوردار باشند و برای مناطق تحت استیلا ی این سامانه هماهنگی ها بسیار پایین و یا اصلاً وجود نداشته باشد. 

ج-بارش:بارش هر گونه رطوبت متراکمی است که به سطح زمین فرو می ریزد(علیزاده وهمکاران،1384).برای وقوع این عنصر آب و هوایی در هر زمان و مکانی از جمله گسترۀکشور ایران به دو عامل اساسی وقوع بارش یعنی عامل صعود و رطوبت لازم است.هرگونه تغییر در وجود این دو عامل موجب تغییرات و نوساناتی در ویژگی های بارش مناطق مختلف کشور می شود،اما بر اساس فراهمی عوامل وقوع بارش به نظر می رسد مقادیر بارش ایستگاه های ایران عموماً هماهنگی زمانی- مکانی نشان دهند.از این رو( قاضی پور ،1386) ایستگاه های که طی دوره آماری 2003-1964 در بارش آنهاچنین هماهنگی زمانی درکاهش وافزایش بارش آنها رخ می دهد مناطق هماهنگ بارش نامیده می شوند.

د-عوامل وقوع بارش

1-عامل صعود:یکی از عوامل اساسی برای وقوع بارش عامل صعود است.صعود هوای مرطوب توسط سه عامل عمدۀ  چرخندگی،همرفتی،وناهمواری صورت می گیرد،و براین اساس بارش های جوّی به سه دسته بارش های جبهه ای یا سیکلونی،همر فتی(وزشی)و کوهستانی تقسیم می شوند.

عامل چرخندگی با انبساطی که در سطح بالای تودۀ هوا ایجاد می کند هوای طبقات پایین اتمسفر را به صورت دورانی به طرف بالا می کشد(جذب می کند)و امکان صعود را فراهم می کند،صعود هوا در زیر موج های کوتاه،چرخند ها،سرد چال های بالا و هسته های رود باد بر اثر عامل چرخندگی است.از این رو عامل چرخندگی مهم ترین عامل صعود است که در تمام سال وجود داردگرچه حداکثر فراوانی آن در دورۀ سرد سال است(کاویانی و علیجانی،1371).بنابراین بارش های که بدین صورت از طریق صعود دینامیکی هوا به وجود می آیند بارش های جبهه ا ی (سیکلونی)[15] نامیده می شوند.مهم ترین عوامل صعود دینامیکی    موج های کوتای سطوح بالای اتمسفر و چرخندهای سطح زمین هستند.شکل2-2 پراکندگی بارش را در ارتباط با موج های بادهای غربی نشان می دهد.


شکل2-2پراکندگی بارش در یک فرود موج بلند(کاویانی و علیجانی،1371).


براساس شکل2-2بیشترین بارش در قسمت جلوی موج یعنی در زیر منطقه PVA(منطقۀ است که در قسمت جلو موج های باد های غربی،در نیمۀچپ هستۀ رودباد،ودر قسمت شرقی سردچال های بالا مشاهده می شود)وکمترین مقدارآن در قسمت عقب موج یعنی زیر منطقۀ وزش چرخندگی منفی روی می دهد.شکل2-3رابطۀ بارش با هستۀ رود باد نشان داده می دهد.در تمام رودبادها در سمت شمال رودباد،یعنی در زیرمنطقۀخروجی سمت چپ هسته سرعت بیشتراز جاهای دیگر است.احتمال بارش در جنوب رود بادهای همراه با فرود بادهای غربی بیشتر از رودبادهای نسبتاً مستقیم است،هر چند در دو حالت گسترش منطقۀ بارش به طرف شمال رودباد بیشتر است.

شکل2-3رابطۀ بارش با محور رودباد(کاویانی و علیجانی،1371).


شکل2-4 شدت بارندگی مربوط به یک چرخند درمنطقۀ برون حاره نشان می دهد.

                            شکل2-4احتمال وقوع بارش دراطراف یک سیکلون(کاویانی و علیجانی،1371).

 براساس شکل2-4بیشترین مقدار بارش در امتداد جبهۀ سرد(با شدت زیاد و در یک زمان کوتاه و دریک منطقۀ باریک به شعاع100 کیلومتر در پس و پیش جبهه رخ می دهد)،به طرف شمال مرکز سیکلون رخ   می دهد.شدت بارش در اطراف جبهۀ گرم کمتر ازجبهۀ سرد است،اما در جبهۀ گرم بارش دراز مدت و در منطقۀ وسیعی در جلو جبهه به شعاع400 کیلومتری رخ می دهد.نتیجه آن که بارش اطراف جبهه ها بیش از جاهای دیگر است به عنوان نمونه باران های شدید برون حاره ای همیشه با سیکلون همراه است.بارش سیکلونی نتیجه صعود هوای گرم سیکلون است.

هوای گرم به علت ناپایداری ذاتی خود در هر دو جبهۀ سرد و گرم صعود و در نهایت ایجاد بارش می کند.بنابراین هرچه رطوبت هوای گرم بیشتر باشد،مقدار بارش بیشتر است.برای مثال سیکلون های جنوب ایران به جهت دسترسی به رطوبت فراوان خلیج فارس و دریای عمان باران های شدیدی تولیدمی کننددر حالی که سیکلون های شمالی ایران به علت دوری از منابع رطوبتی دریای مدیترانه و خلیج فارس بارش ملایمتر و نسبتاً کمتری تولید می کنند(کاویانی وعلیجانی،1371).آنچه در این پژوهش مورد توجه است از جمله بر پایه شعاع یاد شده بررسی بارندگی جبهه ها بویژه جبهۀ گرم یعنی حدود400 کیلومتراست.وقوع بیشتر این بارش ها در فصل زمستان می تواند پدیدآورندۀ هماهنگی بیشتر در داده های بارش این فصل باشد.

از جمله عواملی که می تواند گویای تغییرات هماهنگی یاد شده در امتداد عرض و طول جغرافیایی باشد این است که سهم بارش های ناشی از این نوع صعود جبهه ای به طور کلی ازشمال به جنوب واز غرب به شرق کشور کاهش می یابد.به طوری که بالاترین سهم بارش ناشی از اغتشاشات سطح بالا در وهله اول در ساحل خزرو سپس درکردستان و شیراز و بیشترین سهم بارش ناشی ازسیکلون های سطح زمین در قسمت های مرکزی ایران(مسیر شهر کرد–تربت حیدریه)مشاهده می شود.

همرفت تودۀ هوادر مقیاس های محلی و در نتیجه ناپایداری صورت می گیرد.وسعت مکانی این عامل خیلی کوچکتر از عامل چرخندگی است از این رو انتظار می رود هماهنگی داده های بارش در مناطقی که بیشترین سهم بارش آن ها همرفتی است با مناطق دیگر و در فصولی که بیشترین سهم بارش از نوع همرفتی است نسبت به فصول دیگر کمتر باشد.بر خلاف عامل چرخندگی که عملکرد آن دو توده هوای متفاوت را در بر می گیرد،همرفت در داخل یک توده هوا عمل می کند.ناپایداری همرفتی موقعی حاصل می شود که یک توده هوا در یک سطح معین بسیار گرمتر از هوای مجاور و بالای خود باشد.

عمل همرفت به دو صورت انجام می گیرد:اول این که ممکن است یک قسمت از زمین در منطقه ای وسیع،انرژی تابشی بیشتری نسبت به اطراف کسب کند و به تدریج تا آن جا گرم شود که گرمای آن،قسمت زیرین هوای بالایش را گرمتر از هوای مجاور خود کندچنین هوایی ناپایدار می شود،که در فصل گرم  عرض های بالای زمین و در دامنه کوه های مرتفع بیشتر مشاهده می شود.فصل مساعد برای وقوع آن فصل بهار است که در دامنه های آفتابگیر واقع در عرض های معتدل مشاهده می شود و در فصل تابستان در   عرض های بالاتر هم مشاهده می شود.چنین همرفتی را همرفت دامنه ای(حرارتی)می گویند.دوم گاه گرم شدن تودۀ هوا با وزش هوای سرد بر روی زمین یا آب گرم نیز ایجاد و موجب صعود می شود چنین  همرفتی را همرفتی وزشی می نامند(وزش هوای سرد و خشک سیبری بر روی دریای خزر در فصل پاییزدرسواحل غربی و جنوب غربی آن بهترین نمونه است). عامل همرفتی به تنهایی نمی تواند بارش شدید ایجاد کند از این رو به وجود عامل چرخندی،هر چند ضعیف نیاز دارد(کاویانی و علیجانی،1371). به طورکلی بارش های که ازطریق صعود همرفتی ایجاد می شوند بارش های همرفتی[16]می گویند. درتابستان در سواحل خزر بر اثرگرم شدن سطح زمین هوای مرطوب خزر صعود،و ایجاد بارش می کند.این مکانیسم صعود در دامنه های آفتابگیرآذربایجان و خراسان در فصل بهار شدیدتر و فراوانتر از جا های دیگر است.

 بیشترین صعود همرفتی درجنوب شرقی ایران و در جنوب شرقی دریای خزر رخ داده است.در منطقۀ شمال و شمال غرب، بارش های تابستانه به وسیلۀ همرفت معمولی و دامنه ای حادث می شود،ولی در قسمت شمال شرقی کشور سهم این مکانیسم به حداقل خود می رسد،در مجموع سهم این مکانیسم در مقایسه با مکانیسم دینامیک بسیار ناچیز است(علیجانی،1374).از این رو انتظار می رود در فصل پاییز سواحل جنوبی خزر و در فصل بهار دامنه های آفتابگیر شمال غرب در بارش های خود هماهنگی بالایی نشان دهند.

یکی دیگر ازعوامل مؤثرِصعودبرای وقوع بارش،عامل ناهمواری است.ناهمواری های سطح زمین  نمی تواند سبب صعود هوا شود،بلکه به صورت مانعی برسر راه آن ظاهر می شودکه در این صورت هوا مجبور است از روی آن بگذرد.در نتیجه  دمای تودۀ هوا ضمن عبور از روی دامنه کاهش می یابد و گنجایش نگهداری رطوبت هوا از میزان رطوبت موجود کمتر می شود،در نتیجه تراکم آغاز وابر و باران ایجادمی شود.بارش کوهستانی اصولاً در دامنۀ بادگیر کوهستان ودرارتفاع1000-1500متری آن اتفاق می افتد.بنابراین عامل ناهمواری در واقع ناپایداری و صعود را تشدید و پراکندگی بارش را محدود  می کند(کاویانی وعلیجانی،1371).


 به طورکلی بارشی که بر اثر صعود مکانیکی هوا از دامنۀ کوهستان ها صورت می گیرد بارش های کوهستانی[17] می گویند.در دامنه های شمالی البرز و غربی زاگرس بادهای باران آور ضمن صعوداز دامنۀ   کوه ها متراکم شده و ایجاد باران می کنند.بنابراین بدین دلیل است که این دامنه ها ازمناطق پر باران ایران به حساب می آیند(شکل،2-5).

شکل2-5 صعود هوا و بارش(کاویانی و علیجانی،1371).

از این رو به نظر می رسد در صورتی بارش های کوهستانی هم می توانند در میزان هماهنگی داده های بارش سهمی داشته باشندکه بر پایه عملکرد گردش عمومی جوّدر حداقل بخش اعظم مناطق کوهستانی ایران رخ دهند .

در هر سه نوع بارش یاد شده این حقیقت انکار ناپذیر است که هماهنگی داده های بارش به معنای رخ دادن هم زمان بارش با شدت نسبتاً برابر مثلاً در دو شهر کرمانشاه و مشهد نیست،بلکه پر واضح است که در بارش های سراسری و فراگیر هم چند روز تأخیر رخ می دهد ولی هنگامیکه آمار مورد استفاده نستاً طولانی مدت باشد و تعداد شهرهای مورد مطالعه زیاد باشد عامل اختلاف زایی تأخیر کم رنگ تر می شود.

2-منابع رطوبتی:در داخل ایران منبع رطوبتی چشمگیری وجود ندارد.دریاچه ها و یا رودهای داخلی در حدی نیستندکه بتوانند رطوبت بارش نواحی مجاور خود را تأمین کنند.آنها بیشتر به صورت محلی و در تغییر مقدار رطوبت نسبی و مطلق هوا تأثیر دارند.در نتیجه رطوبت بارش های ایران بیشتر از منابع آبی مجاور مانند دریای خزر و آب های جنوب و یا منابع آبی دور مانند در یای مدیترانه،اقیانوس هندو.... تأمین می شود.بخار آب این منابع به وسیلۀبادهای منطقه ای یا سیاره ای به ایران آورده می شود.

 به طورکلی منابع عمده رطوبتی ایران عبارتنداز:دریای مدیترانه،دریای سرخ،دریای سیاه،دریای خزر، خلیج فارس،دریای عمان و خلیج بنگال که بخار آب آنها از جهات مختلف توسط سامانه های گردش عمومی جوّ به ایران وارد می شود.در این میان آنچه گمان علمی  افزایش هماهنگی داده های بارش از شرق به غرب ایران را تقویت می کند،سهم چشم گیر منابع رطوبی غرب عمومی ایران نسبت به منابع رطوبی شرق وجنوب است.

نتایج کلی تحقیق:1.نوسانات و تغییرات عناصر آب و هوایی ایران از جمله عنصر بارش متأثراز دو دسته عوامل محلیشامل؛ عرض و طول جغرافیایی،ارتفاع از سطح در یای آزاد،دوری و نزدیک به منابع رطوبتی،جهت کوهستان ها مانند البرز و زاگرس،دامنه های بادگیر و آفتابگیر و عوامل بیرونیشامل؛سامانه های منطقه ای و سیاره ای گردش عمومی جوّ است.

2.عوامل محلی به علت این که جزء ذاتی کشور ایران هستند،ثابت ولی عوامل بیرونی جزء ذاتی کشور ایران نیستند و از زمانی به زمان دیگر تغییر می کنند.از این رو دسته اول در تغییرات مکانی و دسته دوم بیشتر روی تغییرات زمانی عناصر آب و هوایی مؤثرند.بنابراین عناصر آب و هوایی در پهنه های مختلف با شدت و ضعف های متفاوت دارای تغییرات زمانی-مکانی هستند.

3.عوامل رطوبت و صعود دو عامل اصلی وقوع بارش در هر زمان و مکانی هستند.به طوری که نحوۀ پراکندگی بارش در هر مکانی به فراهمی این دو عامل بستگی دارد.هرگونه تغییرزمانی-مکانی در شرایط این دو عامل تغییراتی در شرایط پراکنش و میزان بارش مناطق مختلف در پی دارد.

4.براساس عامل صعود بارش های ایران به سه دسته:بارش جبهه ای،کوهستانی وهمرفتی تقسیم  می شوند.در این میان مهمترین مکانیسم صعود بارش در ایران صعود دینامیک است که،توسط موج های کوتاه سطوح بالای جوّ وسیکلون های سطح زمین صورت می گیرد.در حالت کلی از میزان  فراوانی آنها به سمت جنوب و شرق کاسته می شود واز لحاظ زمانی در دورۀسرد سال همراه با پیشروی بادهای غربی و پسروی پرفشار جنب حاره ای،فراوانی وقوع و گسترۀآنها بیشتر می شود.البته این بدان معنا نیست که عوامل صعود کوهستانی و همرفتی در بارش های ایران بی تأثیر باشند،اما در مقابل عامل صعود جبهه ای کم تأثیرند.بااین وجود صعودکوهستانی هم،در دامنه های شمالی البرز و غربی زاگرس بیشتر از نقاط دیگر رخ  می دهد،بدین صورت می توان گفت:عوامل صعود به طورکلی از شمال به جنوب و ازغرب به شرق کشورکاهش می یابد و دارای تغییرات زمانی-مکانی است.

5.وقوع و تغییرات بارش تنها تحت تأثیرعامل صعود نیست بلکه فراوانی و تغییرات زمانی-مکانی عامل رطوبت نقش مکمل عامل صعود دارد.سرزمین وسیع ایران منبع آبی بزرگ و قابل توجهی در داخل ندارد.از این رو بخار آب مورد نیاز آن برای وقوع بارش از منابع آبی نزدیک،مانند در یای خزر وآب های جنوب ویا منابع آبی دورمانند دریای مدیترانه،دریای سیاه،دریای سرخ،وخلیج بنگال تأمین وازجهات مختلف توسط عوامل بیرونی مانند سامانه های منطقه ای و سیاره ای گردش عمومی جوّ به ایران وارد می شوندو عوامل محلی در پراکنش مکانی آنها تأثیر می گذارند.بنابراین عامل رطوبت هم  تحت تأثیرعواملی محلی و عوامل بیرونی دارای تغییرات زمانی-مکانی است.وپراکنش فصلی آن به استثنای فصل تابستان شبیه وضعیت سالانۀ خود است.

6. سامانه های بارانزا به تدریج و از مسیر های مشخصی وارد ایران می شوند.به همین دلیل تغییرات زمانی و مکانی از ویژگی های اصلی بارش های ایران است.به طوری که هر چه از شمال و غرب  ایران  به سمت جنوب و شرق پیش می رویم از میزان بارش ها کاسته می شود.

7.تغییرات زمانی-مکانی بارش ایران تنها درمقادیری مانند مجموع بارش سالانه آن نیست بلکه،در دیگر  جنبه های رفتاری بارش همانند میزان هماهنگی داده های بارش ایستگاه های مختلف طی سال های 1964تا2003مشاهده می شود.بنابراین عوامل محلی و بیرونی در میزان هماهنگی داده های بارش هم تأثیر گذار هستند.

8-بنابر این عوامل مختلفی بر آب و هوای ایران  تاثیر دارند و این عوامل خود دارای تغییرات زمانی –مکانی هستند،پس به تبع  این عوامل عناصر آب و هوایی ایران  از جمله بارش دارای تغییرات زمانی –مکانی هستند.

منابع و ماخذ:

1-امیدوار،کمال(1386)؛"بررسی و تحلیل شرایط سینوپتیکی وترمودینامیکی رخداد بارش در منطقۀ شیرکوه یزد"،مجله پژوهش های جغرافیایی،شمارۀ59،ص81تا98.

2- بابائی فینی،ام السلمه ومنوچهر فرج زاده(1381)؛" الگوی تغییرات زمانی و مکانی بارش در ایران"،مجلۀ مدرس،دورۀ 6،شمارۀ 4،ص51تا70.

3-بوشر،کیت(1373)؛" آب وهوای کره زمین،منطقۀبرونِ حاره"،جلددوم،ترجمه بهلول علیجانی،تهران،انتشارات سمت.

4-بیاتی خطیبی،مریم،سعید جهانبخش اصل وجواد فرشی فروغ(1378)؛" تجزیه و تحلیل سینوپتیک بارش های منطقۀ شمال غرب ایران "،مجلۀ دانش کشاورزی،سال نهم،شمارۀ1.

5-حجازی زاده،زهرا(1372)؛" بررسی نوسانات فشار زیاد جنب حاره در تعیین فصل ایران"، پایان نامه دکتری اقلیم شناسی،دانشگاه تربیت مدرس.

6-جوانمرد،سهیلا،جواد بداق جمالی،علیرضا شهاب فر،و لیلی خزانه داری(1382)؛" بررسی همبستگی تغییرات فشارقزاقستان-دریای عمان با نوسان های بارش ایران"،فصلنامه تحقیقات جغرافیایی،شمارۀ مسلسل71،ص134تا150.

7-علایی طالقانی،محمود(1382)؛" ژئومور فولوژی ایران"،تهران،نشر قومس،ص5تا17.

8-علیجانی،بهلول(1374)؛" آب و هوای ایران"،تهران،انتشارات دانشگاه پیام نور.

9-علیزاده،امین،غلامعلی کمالی،فرهادموسوی،ومحمدموسوی بایگی(1384)؛"هوا و اقلیم شناسی"،انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد،ص301تا330.

10-غیور،حسنعلی وسید ابوالفضل مسعود یان(1375)؛" بررسی نظام تغییرات مجموع بارش سالانه در ایران زمین"،مجلۀنیوار،دورۀ جدید،شمارۀ29،ص6تا 27.

11-غیور،حسنعلی وسیدابوالفضل مسعودیان(1375)؛" بررسی مکانی رابطۀ بارش با ارتفاع در ایران زمین"،فصلنامۀتحقیقات جغرافیایی،سال یازده هم،شمارۀ مسلسل41 ،ص124تا144.

12-قاضی پور ،شاپور(1386)؛ بررسی تغییرات آهنگ ماهانه ،فصلی و سالانۀ بارش در ایران،پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه رازی کرمانشاه.

13-قشقایی،قاسم(1375)؛" بررسی اثر فرابار سیبری بر بارش های پاییزی سواحل جنوبی دریای خزر"،پایان نامۀکار شناسی ارشد،دانشگاه تربیت معلم تهران.

14- کاویانی،محمد رضاو بهلول علیجانی(1371)؛" مبانی آب وهواشناسی"،تهران،انتشارات سمت.

15-کمالی،غلامعلی(1376)؛" تعیین مناسب ترین تاریخ کشت گندم در مناطق دیم خیز غرب کشور با استفاده از داده های اقلیمی و تاریخ شروع بارندگی"،فصلنامۀتحقیقات جغرافیایی ،شمارۀ45،ص13تا24.

16-لشکری،حسن(1375)؛" الگوی سینوپتیکی بارش های شدید جنوب غربی ایران "،پایان نامۀ دکتری اقلیم شناسی،دانشگاه تربیت مدرس.

17-مفیدی،عباس(1383)؛" اقلیم شناسی سینوپتیکی بارش های سیل زا با منشاءمنطقه دریای سرخ در خاورمیانه"،فصلنامۀتحقیقات جغرافیایی،سال نوزده هم،مسلسل75،ص71تا93.

 

گسل

مقدمه:

پروسه تغیر شکل، ریختها و ترکیبهای مختلفی از سنگها را در مقیاسهای متفاوت ایجاد میکند. در یک سمت کوههای عظیم کره زمین قرار دارند و در سوی دیگر تنشهای موضعی باعث ایجاد ترکهای بسیار ریز در سنگ کف می­گردد. از تمام این پدیده ها تحت عنوان "ساختارهای سنگی" یاد می­شود. زمانی که یک مطالعه در منطقه انجام می­پذیرد، زمین شناس ساختار غالب را تشخیص و توصیف می­نماید. یک ساختار معمولا آنقدر عظیم است که فقط قسمت بسیار کوچکی از آن توسط یک بیننده، قابل مشاهده است. اغلب موارد، بیشتر سنگ کف توسط نباتات و یا رسوبات اخیر پنهان شده است. در نتیجه تهیه ساختار زمین شناسی باید بر اساس رخ نمودهای بسیار محدود که شامل مکانهایی است که کف سنگی در سطح زمین نمایان می­باشد، انجام پذیرد. برخلاف تمام این مشکلات، برخی تکنیکهای ترسیم زمین شناسان را قادر به شناخت ساختارهای کنونی می­سازد. در سالهای اخیر، این مسیر با کمک عکس برداری هوایی، تصویربرداری ماهواره­ای و توسعه سیستم مکانیابی جهانی (GPS) هموارتر گردیده است. علاوه بر این تهیه پروفیل زمین با روش انعکاس لرزه­ای و نیز حفر گمانه ها، در مورد ترکیب و ساختار سنگهای در عمق داده­های زیادی را فراهم می­نماید.

در مکانهایی که سنگهای رسوبی موجود می­باشند، تهیه ساختار سنگها ساده­تر می­گردد چرا که لایه­های رسوبی معمولا بصورت افقی تشکیل می­شوند. در صورتی که لایه­ها بصورت افقی باقی مانده باشد، نشان میدهد منطقه احتمالا تحت تنش و تغییر شکل نیست. ولی اگر لایه ها خمیده، مایل، یا شکسته شده باشند، نشان دهنده تغییر شکل پس از رسوبگذاری است.

 

گسلها

گسلها شکستگیهایی در پوسته زمین هستند که در طول آنها تغییر شکلهای قابل توجهی ایجاد شده است. گاهی اوقات گسلهای کوچک در ترانشه های جاده، جائی که لایه های رسوبی چند متر جابجا شده اند، قابل تشخیص هستند. گسلهایی در این مقیاس و اندازه معمولا بصورت تک گسیختگی جدا اتفاق می­افتد. در مقابل گسلهای بزرگ، شامل چندین صفحه گسل درگیر می­باشند. این منطقه های گسله، می­توانند چندین کیلومتر پهنا داشته باشند و معمولا از روی عکسهای هوایی راحتتر قابل تشخیص هستند تا سطح زمین.

در واقع حضور گسل در یک منطقه نشان می­دهد که در یک زمان گذشته، در طول آن جابجایی رخ داده است. این جابجایی­ها می­توانسته یا بصورت جابجائی آرام باشد که هیچ گونه لرزشی در زمین ایجاد نمی­کند و یا اینکه بصورت ناگهانی اتفاق بیفتد که جابجایی های ناگهانی در طول گسلها عامل ایجاد اغلب زلزله ها می­باشد.  بیشتر گسلها غیر فعال هستند، و باقیمانده­ای از تغییر شکلهای گذشته می­باشند. در امتداد گسلهای فعال، حین جابجائی فرسایشی دو قطعه پوسته­ای در کنار هم، سنگها شکسته و فشرده می­شوند. در سطح صفحات گسلی، سنگها بشدت صیقلی و شیاردار می­شوند. این سطوح صیقلی و شیاردار به زمین شناسان در شناخت جهت آخرین جابجایی ایجادشده در طول گسل کمک می­کند. که زمین شناسان بر اساس جهت حرکت گسلها، آنها را به انواع مختلفی تقسیم بندی می­کنند که در قسمت انواع گسلها به این تقسیم بندی می­پردازیم.

 

مشخصات گسلها

برای تعریف گسلها، از مشخصات هندسی آنها، یعنی موقعیت قرارگیری آنها در یک فضای سه بعدی، استفاده می­شود که عمده­ترین این مشخصات هندسی راستا و شیب می­باشند. شناخت این پارامترها در سطح، زمین شناسان را قادر می­سازد تا ساختار سنگها و گسلها را در زیر زمین و قسمتهای دور از دیدشان، پیشبینی نمایند.

راستا[1]:  جهت و راستای خط تلاقی صفحه گسل با افق تحت عنوان راستا شناخته می­شود. راستا معمولا بصورت زاویه­ای با شمال مشخص می­گردد. برای مثال عبارت N20E نشان می­دهد که راستای گسل 20 درجه به سمت شرق نسبت به جهت شمال متمایل است.

 

شیب[2]:  عبارتست از شیب سطح یک توده سنگی یا صفحه گسل، نسبت به صفحه افق. شیب شامل زاویه انحراف و نیز جهت آن میباشد. جهت متصور شدن شیب یک گسل، بخاطر سپاری این نکته است که آب همیشه در صفحه موازی با شیب گسل به سمت پایین جاری خواهد شد.

شکل: نمایش خط راستا و شیب و نیز جهت شیب

شکل: نمایش خط راستا و شیب و نیز جهت شیب

 

برای نمایش گسلها بر روی نقشه­های زمین شناسی، بدین ترتیب عمل می­شود که با یک خط راستای گسل را نشان میدهند و با یک خط کوتاهتر و عمود بر خط قبلی، جهت شیب را مشخص کرده و درجه شیب را در کنار آن مینویسند.

 

 

 

 

انواع گسلها

تقسیم بندی گسلها فقط بر اساس هندسه و جهت جابجائی نسبی ایجاد شده در آنها صورت می­پذیرد. گسلهای راستا لغز و گسلهای شیب لغز دو تقسیم بندی کلی گسلها میباشند که در زیر تعاریف مربوط به آنها آورده می­شود.

 

گسلهای امتداد لغز

گسلهایی که امتداد اصلی لغزش در امتداد راستای گسل باشد، گسل امتداد لغز نامیده میشوند. بر اساس جهت حرکت در امتداد راستای گسل، گسلهای چپ گرد و یا راست گرد را میتوان تشخیص داد. نحوه تشخیص بدین ترتیب است که اگر در یک سمت از گسل بایستیم و حرکت سمت دیگر را نظاره نماییم، اگر حرکت آن از سمت چپ به راست باشد، گسل راست گرد و در حالت برعکس چپ گرد خواهد بود. بعنوان مثال شکل زیر یک گسل امتداد لغز راست گرد را نشان میدهد.

 

گسلهای شیب لغز:

گسلهایی که امتداد اصلی لغزش موازی جهت شیب گسل باشد، گسلهای شیب لغز نامیده می­شوند. گسلهای شیب لغز نرمال[3] و معکوس[4] بر اساس جهت حرکت دو قطعه نسبت به هم تعریف میشوند. در صورتی که نیروی وارده فشاری بوده و دو قطعه را به هم نزدیک کند، گسل شیب لغز معکوس و در صورت دو شدن دو قطعه از هم گسل شیب لغز نرمال نامیده میشود.

بر اساس حرکتهای قائم دو قطعه نسبت به هم، فرا دیواره و فرو دیواره قابل تشخیص است. در زبان انگلیسی به فرا دیواره Hanging wall ( دیواره آوریز ) و به فرو دیواره Footwall اطلاق میشود. دلیل این نامگذاری برمیگردد به معدنکارانی که در معادن زیر زمینی کار میکردند. چون غالبا معادن در محل تقاطع دو قطعه قرار دارند، فرا دیواره سقف معادن را تشکیل میدهد که محل آویزان کردن چراغها در داخل معادن بود (Hanging wall) و فرو دیواره کف معدن یا محلی که پا بر روی آن قرار میگیرد است که به آن Footwall اطلاق می شود. در زبان فارسی از دو اصطلاح فرا دیواره و فرو دیواره برای نامگذاری استفاده میشود.

 

شکل: فرا دیواره و فرو دیواره در گسل معکوس

 

در عمل لغزش گسل، ترکیبی از شیب لغز و راستا لغز می­باشد که گسل مایل نامیده میشود. در شکل زیر تمام حالتهای ممکن به نمایش گذاشته شده است.

 

حوضه های ابریز ایران

رودهای ایران از حیث آبریز ها به سه حوضه تقسیم می شوند:

1-حوضه آبریز دریای مازندران

2-حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان

3-حوضه آبریز داخلی

1-حوضه آبریز دریای مازندران:دریای مازندران سطح پایه رودخانه هایی است که آب های ارتفاعات البرزٰ کوه های خراسانٰ کوه های کردستان و قسمتی از فلات آذربایجان را از حوضه ای به مساحت تقریبی 206750کیلومترمربع کشیده و به حوضه جنوبی این دریا می رساند.واز بیش 350رود خانه کوچک  وبزرگ بهره می برد.مهم ترین رودخانه های این حوضه از مغرب به مشرق عبارتند ازٰ :ارسٰ،سفیدرود،جالوس،هرازٰ و اترک.

2-حوضه آبریز خلیج فارس ودریای عمان وسیع ترین حوضه آبریز در ایران است.که از کردستان غربی تا بلوچستان شرقی امتداد دارد.ناهمواری های زاگرس وارتفاعات جنوب جازموریان  سرچشمه بسیاری از رودهای این حوضه است.الوند و زردکوه دو منبع بزرگ تامین آب رودخانه های این حوضه بشمار می روند.مهم ترین رودهای این حوضه عبارتند از:گاماساب ٰ،کارون ٰ،جراحیٰ ،شورٰ و میناب.

3-آبریز داخلی ایران بین رشته کوه های زاگرس وکوه های مرکزی و همچنین بین  رشته کوه های مرکزی وکوه های شرقی قرار گرفته اند که همگی ناودیس می باشند.حوضه آبریز داخلی با توجه به اختلاف ارتفاعٰ سطح اساس شبکه آب ها و...به شرح زیر تقسیم می شود:

الف) حوضه آبریز غربی که در واقع یک گودال تکتونیکی  مستطیلی شکل است از شمال به جنوب کشیده شده و با جذب  آب های ناحیه شمال غرب،موجبات تقسیم طبیعی منطقه را به دو قسمت شرقی و غربی فراهم ساخته است. پیدایش این دریاچه   منسوب به دوران سوم است که با بالا آمدن ماسیف  ارمنستان ،دو شکست  در طرفین آن ایجاد شده که یکی دریاچه ارومیه و دیگری دریاچه وان است  .این گودال حوضه وسیعی را تشکیل می دهد. که رود ارس وارتفاعات  سهند وسبلان حدشمالی و شرقی ،دره سفید رود و کوه های کردستان حد جنوب شرقی  و جنوبی و کوه های مرزی عراق حد غربی آن را تشکیل می دهد.  این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی وغربی تقسیم شده‌است. دریاچهٔ ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچهٔ داخلی  ایران و دومین دریاچهٔ آب‌شور دنیا است. آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانه‌های زرینه رود،سیمینه رود،تلخه رود، گادر، باراندوزٰ    و...تغذیه می‌شود.حوضه آبریزدریاچه ارومیه، ۵۱٬۸۷۶ کیلومتر مربع است که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد.و بزرگ‌ترین آبگیر دایمی آسیای غربی است که در شمال غرب  فلات ایران قرار گرفته‌است. آب دریاچهٔ ارومیه بسیار شور و میزان نمک محلول در آن دو برابر اقیانوس هاست. به این دلیل،  آب آن هیچ‌وقت  یخ نمی‌زند.

 

ب)حوضه آبریز مرکزی در فاصله کوه های بینالود وآلاداغ در خراسان بزرگ ٰٰدامنه  جنوبی البرز در شمالٰ پیشکوه های داخلی زاگرس در مغرب  وجنوب و دامنه های غربی کوه های کرمان  وطبس   با مساحت تقریبی 455000 کیلومتر مربع وجود دارد .که عبارتند از:حوضه آبریز دریاچه قم، ٰباتلاق گاوخونیٰ  و آبریز دریاچه های نیریزٰ  ،مهارلو ،پریشان.

پ)حوضه آبریز شرقی در مشرق ایران ,حد فاصل بین ایران و افغانستان  از بزرگترین حوضه آبریز این منطقه دریاچه هامون و باتلاق جازموریان است،

 

منابع :جعرافیای طبیعی ایران   و کلیات ژئومورفولوژی ایران وژئومورفولوژی ایران

 

ایران ششمین کشور زلزله‌ خیز دنیا

✔️ ‌ایران جزء 10 کشور بلاخیز و ششمین کشور زلزله‌خیز دنیا است.

 

✔️ با توجه به واقع شدن ایران بر روی یکی از دو کمربند زلزله خیز جهان و وجود گسل های فراوان، وقوع زلزله در فلات ایران امری طبیعی است.

 

 

 

✔️ به طور کلی سه منطقه زلزله خیز در ایران وجود دارد که از آن جمله می توان به زاگرس، البرز و ایران مرکزی اشاره نمود.

 

✔️ صفحه عربستان از جنوب غربی و هندوشاه از شرق و جنوب شرقی و سیبری از شمال شرقی به ایران فشار وارد می کنند و مقاومت ایران در مقابل فشارهای وارده منجر به بروز گسل ها و شکستگی های متعددی در ایران شده است و فعالیت های این گسل ها باعث گردیده که ایران از مناطق مهم زلزله خیز دنیا محسوب شود.

 

 

✔️ انرژی ناشی از فشارها در مناطق گسلی ذخیره و پس از رها شدن به صورت امواج مخرب زلزله موجبات نابودی و تخریب شهرها را فراهم می سازند و زلزله های ایران بیشتر به خاطر فعالیت همین گسل‌هاست.

 

✔️ مردم کشور ایران باید زلزله را باور داشته باشند و آن را جدی بگیرند و با مقاوم سازی ساختمان با آن کنار بیایند.

 

✔️ گسل های ایران برخی فعال و بعضی غیر فعالند ولی احتمال فعال شدن مجدد این گسل ها نیز وجود دارد که بدیهی است حرکت این گسل ها در آینده نیز ادامه خواهد داشت.

 

 

✔️ نتیجه نهایی این که چون ناهمواری های ایران جوان هستند و در قلب آثار آخرین کمربند کوهزایی سیاره زمین واقع شده و در بین پلیت های تکنونیکی قرار گرفته‌اند بنابراین از نظر زمین ساختی و در نتیجه حرکات لرزه ای آرام نگرفته و برای نیل به تعادل ایزوستازی خود هنوز فعال هستند.

 

📝 دکتر حسین نگارش، عضو هیات علمی دانشکده جغرافیا و برنامه ریزی محیطی زاهدان

استلاگتیت و استلاگمیت

استلاگتیت و استلاگمیت

واژه غار به حفره اي اطلاق مي شود كه به طور طبيعي در زير زمين شكل گرفته باشد. مدخل حفره مي تواند به قدري بزرگ باشد كه يك انسان به راحتي وارد آن شود و يا فقط شياري باشد براي عبور نور باشد.


غارهاي انحلالي:

شناخته شده ترين انواع غارها آنهايي هستند كه به غارهاي انحلالي معروفند. اكثر غارهاي آهكي به دليل انحلال سنگ ها به وسيله اسيد ضعيف موجود در آب زير زميني ايجاد مي شوند. با نفوذ آب زير زميني و آب حاوي املاح به اعماق زمين ، فضاهاي حالي با انواع مختلفي از اشكال بلوري كربنات كلسيم اشغال مي گردد. آب اسيدي كه داراي محلول كربنات كلسيم است با عبور از بين سنگها به بي كربنات كلسيم تغيير ماهيت مي دهد. اين محلول اگر گاز دي اكسيد كربن را از دست بدهد دوباره كربنات كلسيم آن رسوب مي كند. كاني حاصل شده كلسيت است.
كاني هاي اين محلول در مخل اتصالات ، گسل ها و بستر زمين رسوب مي كنند. با گذشت زمان فضاهاي خالي به حدي بزرگ مي شوند كه سيستمي حفره مانند را تشكيل مي دهند. بعضي از انواع غارهاي آهكي با اشكال زيبايي مزين شده اند كه حاصل رسوب كلسيت در سقف ،ديواره و كف غار مي باشند. اين اشكال عبارتند از:

+
استالاكتيت: اشكال مخروطي توپر يا متخلخل كه از سقف غار آويزان است. واژه استالاكتيت واژه اي يوناني است و برگرفته از مفهوم چكيدن و چكه كردن مي باشد. معناي لفظي اين واژه «آن چه كه ميچكد» مي باشد. استالاكتيت نوعي رسوبات استوانه اي يا مخروطي مي باشد كه بر سقف يا ديواره هاي غار هاي آهكي تشكيل مي شود و گاهي از آن با نام سنگ چكنده ياد مي كنند. استالاكتيت ها از ته نشين شدن كلسيم كربنات و ديگر مواد معدني، كه رسوبات آب هاي حاوي مواد معدني هستند تشكيل مي شوند. شكل مقابل اين رسوبات كه در زير استالاكتيت ها تشكيل مي شود استالگميت ناميده مي شود. در صورت وجود زمان كافي استالاگميت ها مي توانند به استالاكتيت ها رسيده، و تشكيل يك ستون دهند.


هر استالاكتيت ابتدا تنها با چكيدن قطرات آب هاي حاوي كلسيم كربنات از سقف بوجود مي آيد. هنگامي كه يك قطره مي چكد، حلقه اي بسيار نازك از كلسيت تشكيل مي دهد. با تداوم اين عمل هر قطره حلقه نازك ديگري از رسوبات كلسيت از خود بر جاي مي گذارد. سرانجام، اين حلقه ها يك حفره يا سوراخ بسيار باريك ايجاد مي كنند. اين سوراخ ها كه قطري حدود نيم ميليمتر دارند، ممكن است بسيار طولاني باشند اما بسيار نازك و ترد مي باشند. در صورتي كه به نحوي راه اين سوراخ بسته شود، قطرات آب از بالا به بيرون سر ريز شده، باعث ته نشين شدن مقدار بيشتري كلسيت و مخروطي تر كردن شكل استالاكتيت مي شوند. قطراتي كه از استالاكتيت مي چكند كلسيت بيشتري در پايين ته نشين مي كنند. اين ته نشين ها سر انجام استالاگميت هاي گرد يا مخروطي شكلي را پديد مي آورند. بر خلاف استالاكتيت ها استالاگميت ها هيچ گاه داراي سوراخي در داخل خود نمي باشند.
هر چند كه ادعا شده است بلند ترين استالاكتيت شناخته شده در جهان در تالار راريتيس واقع در برزيل قرار دارد و داراي بيست متر ارتفاع مي باشد، برخي از غار نوردان در هنگام جست و جو حتي با استالاكتيت هاي بلند تري هم مواجه شده اند.
استالاكتيت ها مي توانند بر روي سقف هاي بتني و ساختمان ها هم پديد آيند. هر چند كه در اين اماكن به نسبت محيط هاي ديگر استالاكتيت ها به مراتب سريع تر شكل مي گيرند. استالاكتيت ها حتي بوسيله گدازه هاي آتشفشاني هم شكل مي گيرند كه البته مكانيزم شكل گيري آن ها بسيار متفاوت است.

+
استالاگميت: به صورت سنگال هايي(كنكرسيون) در زير استالاكتيت ها ايجاد مي شوند كه قاعده آنها در كف غار و راس آنها به طرف سقف است. استالاگميت نوع ديگري از رسوبات ستوني شكل است كه بر كف غار هاي آهكي شكل مي گيرد و دليل بوجود آمدن آن چكيدن قطرات حاوي مقدار زيادي مواد معدني محلول و ته نشين شدن و رسوب كردن كلسيم كربنات است.
در هنگام بازديد از غارهاي حاوي استالاكتيت ها و استالاگميت ها از بازديد كنندگان درخواست مي شود به ديواره ها و سنگ ها دست نزنند. دليل اين موضوع به طور كلي ادامه داشتن رشد تشكيل سنگ ها و استالاكتيت هاست. از ان جا كه شكل گرفتن سنگ ها به دليل رسوب مواد معدني محلول در آب بر سنگ هاي قديمي مي باشد، لذا دست زدن به سنگ ها باعث تخريب بستر رسوب گذاري و از بين رفتن رشد طبيعي آن ها مي شود.
راه هاي زيادي براي بخاطر سپردن اين كه كدام يك از استالاكتيت يا استالاگميت بر سقف ها و كدام يك بر كف پديد مي آيند وجود دارد كه چند نمونه از آن ها در زير بيان شده است استالاكتيت (StalaCtite) داراي حرف C مي باشد كه از سقف (Ceiling) مي آيد. استالاگميت (StalaGmite) داراي حرف G مي باشد كه از زمين (Ground) مي آيد.

+
ستون: حاصل رسيدن استالاكتيت و استالاگميت به يكديگر است.

+
مرواريد غار: گلوله هاي سفيد آهكي و يا در آب هاي آشفته و منقلب به صورت لايه هاي هم مركز در اطراف يك واريزه در مي آيند.


غارهاي يخي:
نوع ديگري از غار ها كه به غارهاي يخي موسوم هستند ، در زير رسوبات يخچالي به وجود مي آيند. در اين نوع غارها نيز اشكال يخي مثل استالاكتيت و استالاگميتها، زيبايي چشم گيري دارند.

غار ماگمايي:

در اين نوع غارها سنگ هاي ذوب شده از آتشفشان انفجاري ، مثل يك رودخانه جريان مي يابد به تدريج سطح اين روانه سرد شده و بام سنگي ايجاد مي كند كه هنوز ماگماي گرم در زير آن جريان دارد. زماني كه انفجار پايان مي يابد غار به صورت لوله اي تو حالي باقي مي ماند. اين نوع غارها مي توانند به بزرگي چند تونل و يا به اندازه مجاري زهكشي باشند.

غار دريايي:

در اثر برخورد مداوم امواج دريا به ديواره ي پرتگاه ساحلي غار دريايي تشكيل مي گردد. اين نوع غارها محلي براي زندگي ستاره هاي دريايي ،سيل ها و شيرهاي دريايي است.

غار ماسه سنگي:

غارهاي كم عمقي در سطح پرتگاه ها هستند كه تحت تاثير باد و آب ايجاد مي گردند.

گل فشان

آیا می‌دانید گل‌فشان چیست؟

گِل‌فِشان پدیده‌ه‏ای طبیعی است که طی آن گل‏‌ و لای از زیر زمین به شکل چشمه‌وار به سطح زمین می‌رسد و شکل ماهوری به‌خود می‏‌گیرد.

گل‌فشان یکی از عوارض زمین‌ ریخت‌شناسی و زمین‌شناسی است که از یک یا چند دهانه آتشفشانی تشکیل‌شده و به‌طور مداوم گل سردی از آن به خارج پرتاب و روان شده و با انباشته شدن روی ‌هم، کم‌کم مخروط‌های کوچک و بزرگی را تشکیل می‌دهد. برخی معتقدند گل‌فشان پدیده‌ای مرتبط با فعالیت‌های آتش‏فشانی است، اما اغلب دانشمندان معتقدند این پدیده خاستگاه غیر آتشفشانی دارند.

دو عامل پیدایش گل‌فشان‌ها به شرح زیر است:

فشارهای زمین‌ساختی باعث پیدایش گل‌فشان‌ها شده‌اند. این گل‌فشان‌ها دارای روانه‌های گلی سرد هستند.

گل‌فشان‌ها از عوارض مرتبط به پیامدهای آتشفشان‌ها است که این نوع گل‌فشان‌ها دارای روانه‌های گلی داغ هستند.

منشأ تشکیل گل‌فشان‌ها در سواحل شمالی دریای عمان، فشار حاصله حرکت صفحه اقیانوسی دریای عمان و در منطقه شمال ایران - گلستان نیز مربوط به زیرصفحه قاره‌ای ایران است.

 

اهمیت گل‌فشان‌ها

وجود این پدیده ریخت شناختی در هر منطقه نشانه فعالیت زمین‌ساختی آن منطقه بوده است؛ بنابراین احتمال زلزله خفیف و گسل خوردگی وجود داشته که این امر باید در احداث سازه‌های ثابت و سکونت‌گاه‌ها لحاظ شود.

ترکیبات بعضی گل‌فشان‌ها تا حدی مشخص‌کننده وضعیت درونی زمین ازلحاظ وجود منابع آب و نفت و سایر مشتقات هیدروکربنی است.

گل‌فشان‌های ایران اکثراً در جلگه ساحلی دریای عمان در جنوب استان سیستان و بلوچستان و استان هرمزگان و نمونه‌های در شمال استان گلستان در شهرستان آق‌قلا واقع‌شده‌اند. تعدادی از آن‌ها فعال بوده و فعالیت آن‌ها در فصول مختلف سال با تغییراتی همراه است، بطوریکه گاهی یک گل‌فشان فعال، ممکن است غیرفعال شود و بالعکس.

 

گل‌فشان‏‌ها در ایران

گل‏‌فشان‏‌ها در سرتاسر دنیا پراکنده هستند. بزرگ‌ترین کوه گل‌فشان دنیا با ارتفاع ۵۰۰ متر در منطقه بلوچستان پاکستان قرار دارد.

معروف‌ترین گل‌فشان ایران در منطقهٔ تَنگ در استان سیستان و بلوچستان و در شهرستان کنارک قرار دارد. این گل‏‌فشان مجموعه‌ای از چند تپه با ارتفاع متفاوت است که هم‌اکنون فقط یکی از آن‌ها فعالیت گل‏فِشانی دارد. به علت نزدیکی زیاد این منطقه به اقیانوس هند و همچنین شکل خاص پوسته زمین در این ناحیه، پوسته اقیانوس با شیب بسیار تندی در زیر این منطقه به داخل زمین فرو می‌رود که باعث به وجود آمدن فشارهای زیادی به پوسته زمین می‌گردد. فشار به وجود آمده باعث خروج آب و به همراه آن گل‌ولای می‌شود. این عامل یکی از علت‌های به وجود آمدن گل‌افشان‌ها و چشمه‌های آب‌معدنی فراوان در این منطقه به شمار می‌آید.

سرد بودن گل و عدم وجود بخار به همراه آن تأییدی بر صحت ادعای ذکرشده‌ است؛ زیرا در مناطقی که پدیده‌های مشابهی به علت گرمای زمین و فعالیت‌های آتشفشانی رخ می‌دهد، خروج آب گرم به همراه بخار طبیعی‌تر است. یکی از نمونه‌های بسیار دیدنی و جالب‌توجه در این مورد کوه تخت سلیمان شهر تکاب در استان آذربایجان غربی است.

 

گل‌افشان دیگری با نام پیرگل در منطقه تفتان در همین استان قرار دارد. گل‌افشان‌های حوض مانندی نیز در منطقه میناب نیز گزارش‌شده‌اند. سه گل‌فشان با نام‌های گمیشان، قارنیارق و نفتلیچه در گلستان وجود دارد که مکان‌های زیبایی برای طبیعت‌گردی است.

گل فشان نفتیجه (پدیده تکتونیکی – رسوبی)

این گل فشان در نزدیکی شهر گمیشان استان گلستان قرارگرفته است. در مقایسه با گل‌فشان‌های جنوب ایران، این گل‌فشان روانروی بیشتری داشته و غلظت مواد خروجی آن کمتر است. بوی نفت خام که در اطراف این گل‌فشان به مشام می‌رسد، احتمال ارتباط آن را با منابع نفت و گاز دریای خزر را در ذهن ایجاد می‌کند. دهانه‌های فرعی گاز که به شکل کراترهای آتشفشانی کوچک هستند از جنبه‌های زیبای این گل فشان به شمار می‌روند.

این پدیده‌ها از زیباترین پدیده‌های طبیعی به اشکال مخروط‌های کوچک آتشفشانی از جنس گل یا ماسه هستند که ابعاد آن‌ها از چند سانتیمتر تا چندین متر متغیر است.

به نظر می‌آید قسمت مرکزی آن از جنس ماسه و بخش خارجی آن از جنس گل است. در این آتشفشان‌ها، تزریق مواد گلی و ماسه‌ای از زیر به داخل شکاف و به همراه آب صورت می‌گیرد و به مواد گلی که از شکاف خارج می‌شود، روانه گلی می‌گویند.